سوال های مرتبط

مامان دریا 🌊👼🏻 مامان دریا 🌊👼🏻 ۱۶ ماهگی
⭕️برای آروغ گیری نوزاد این نکات را همواره به یاد داشته باشید

🔅تکنیک‌های شیردهی صحیح را یاد بگیرید تا به این ترتیب نوزاد هوای کمتری را در هنگام تغذیه ببلعد و در نتیجه آروغ کمتری بزند و بهتر غذا بخورد.
🔅از بهترین نحوه خواباندن نوزاد تازه متولد شده پس از آروغ گیری استفاده کنید.
🔅برای آروغ‌گیری نوزاد حوصله به خرج بدهید، اما بیشتر از 20 دقیقه برای این کار زمان صرف نکنید.
🔅اگر نوزاد همراه با آروغ به اندازه یک دهان پر شیر هم خارج کرد، جایی برای نگرانی نیست.
🔅اگر خودِ نوزاد وسط شیر خوردن توقفی ایجاد کرد، از این موقعیت استفاده کنید و آروغش را بگیرید.
🔅برای آروغ گیری نوزاد هرگز او را بدون مراقبت رها نکنید.
🔅اگر نوزاد همراه با آروغ مقدار زیادی تف از دهان خارج می‌کند، احتمالا ریفلاکس معده به مری دارد؛ بنابراین سعی کنید هر ۵ دقیقه یکبار در خلال شیردهی آروغ او را بگیرید.
🔅اگر نوزادتان کولیک دارد و در هنگام تغذیه نیز گریه می‌کند، هوای بیشتری را می‌بلعد و در نتیجه به آروغ گیری نیاز بیشتری دارد.

@
مامان عاطی مامان عاطی ۵ ماهگی
🌀دانستنی های نوزادی :

🚼موقع بیقراری نوزاد برایش شعر یا لالایی بخوانید و سعی کنید با حفظ خونسردی خود، نوزاد را آرام کنید.

🚼به کودک خود پستانک بدهید. گاهی اوقات مکیدن می تواند به کودک آرامش دهد.

🚼کودک خود را در آغوش بگیرید و یا تاب دهید. تاب دادن کودک در گهواره و یا بر روی دست نیز می تواند کمک کننده باشد.

🚼کودک خود را به شکم، روی زانوهایتان یا داخل وان آب گرم قرار دهید. در این حالت با نوازش یا مالیدن پشت کودک می توانید به کاهش فشار معده او کمک کنید.

🚼شکم کودک را روزی یک بار با روغن زیتون به آرامی ماساژ دهید.

🚼به مدت ۲ تا ۳ شب، قبل از خواب، بالا تنه نوزاد (شکم، قفسه سینه، سرشانه ها و تمام ناحیه پشت) را به خوبی با روغن کرچک ماساژ دهید، به نحوی که روغن، جذب پوست شود. سپس کودک را به حالتی مانند قنداق کردن کاملا ببندید و به خصوص مواظب باشید که در معرض باد و سرما قرار نگیرد.

🚼روزی ۱ تا ۲ بار زیر ناف نوزاد را با روغن کرچک به خوبی ماساژ دهید.
دوقلوها آسمانی دوقلوها آسمانی قصد بارداری
امشب دوباره با دو نفر حرف می‌زنم که هیچ‌کس صدایشان را نمی‌شنود؛
با شما...
با نفس و نیکانِ عزیزم.

نمی‌دانید بعد از رفتنتان، چه بر سر مادرتان آمد...
از همان روزی که چشم‌هایم اشک را یاد گرفتند، دیگر هیچ روزی بدون دلتنگی نگذشت.

من هنوز هم مادرِ شما هستم...
مادری که آغوشش خالی مانده، اما قلبش هنوز برای دو فرزندش می‌تپد.

گاهی نیمه‌های شب از خواب می‌پرم...
برای چند ثانیه فراموش می‌کنم که رفته‌اید.
دستم را روی شکمم می‌گذارم...
انگار منتظرم دوباره تکانی بخورید...
اما سکوت، تنها جوابی است که می‌شنوم.

چه کسی می‌فهمد درد مادری را که لباس نوزادی نخرید تا چشم نخورد...
اما حالا حتی کودکی ندارد که برایش لباس بخرد؟

چه کسی می‌فهمد هر بار که صدای گریه یک نوزاد را می‌شنوم، قلبم هزار تکه می‌شود؟
چه کسی می‌فهمد من هر روز، هزار بار با نبودن شما می‌میرم و باز هم زنده می‌مانم؟

نفس جانم...
نیکان جانم...

اگر از آسمان مرا می‌بینید، ببخشید که نتوانستم شما را بیشتر در آغوش دنیا نگه دارم.
بدانید مادرتان تا آخرین نفس، عاشق شما می‌ماند.

می‌گویند آدم به همه‌چیز عادت می‌کند...
اما من به نبودن شما عادت نکردم...
فقط یاد گرفتم هر روز، لبخندم را روی صورتم نقاشی کنم و شب‌ها، بی‌صدا کنار خاطره‌هایتان گریه کنم.

شما از این دنیا رفتید...
اما تمام دنیای من را هم با خودتان بردید.

اگر روزی قلبم از تپیدن ایستاد،
بدانید خسته نبود...
فقط سال‌ها بود که برای رسیدن به آغوش شما می‌تپید...
و حالا می‌خواست دوباره دو فرشته‌ی کوچک خودش را در آغوش بگیرد...
برای همیشه...