تجربه زایمان سزارین
پارت اول:
من یه سزارین پر چالش داشتم با هزار استرس ولی خوشبختانه اون چیزی که میخاستم شد😁❤️
۴ اسفند ماه بود که خونه خودم بودم ساعت تقریبا ۴بودطبق معمول کارامو میکردم اشپزی جارو چنتا تکه لباس هم بود با دست شستم کارام که تموم شد رفتم سرویس که دیدم لباس زیرم خیس شده با لکه سبز رنگ یعنی فق اب خالی بود ی کوچولو هم لکه سبز فکر میکردم عادیه دیگه ماه اخره و اینا چون اون ۴ روزی که بستری بودم ۲روز برای درد و انقباض ۲روز هم برای اینکه اب دور جنین کم بود دوتا تست امنیو از گرفتن منفی بود حتی یک درصد هم فکرم طرف پارگی کیسه اب نرفت این هفته های اخر که ۳۵ هفته رفتم مطب دکترم گفت هفته ای دوتا نوار قلب بگیر دیگه فردا صب ۵اسفند من دوباره دیدم وای لباس زیرم خیلی خیس شده چرا اینجوری ترسیدم ساعت ۵ اینا بود که رفتم بیمارستان برای نوار قلب نمیخواستم چیزی بگم درباره خیس شدن لباسم انقده بی فکر شده بودم اون لحظه 😂نوار قلب ک گرفت گفت خداروشکر خوبه بعد یهو گفتم ابریزی دارم ولی از قبل تست دادم منفی بوده گفت تست بگیر بیار انجام بده من حتی نمیخاستم تست رو انجام بدم فکر میکردم منفی شه زنگ زدم همسرم تست گرفت اورد و انجام دادن که تستم مثبت شد زنگ زدم دکترم ک اینجوری شده بیام مطب اخه میترسیدم بستریم کنن اولش گفت بیا بعد زنگ زد که کاری از دست من بر نمیاد اخه میدونین چرا شهر ما دوتا بیمارستان بیشتر نداره یکی خصوصی یکی دولتی این بخاطر اینکه دولتیه یا دور پول میده بهشون یا کلا تعلق نمیگیره نمیدونم چجوری گفت من اونجا برای عمل نمیام من از اول اینکه رفتم پیش دکترم کل تاکیدم سزارین بود شانس منو بگو بچه تا ۳۴ هفتگی به پا بود این سونو اخریه گشته بود 😂

۲ پاسخ

خب بقیه

خب بقیش😄😬🫢

سوال های مرتبط

مامان نیلا💗💖 مامان نیلا💗💖 ۸ ماهگی
سلام شبتون بخیر
حوصلم سر رفته گفتم بیام تجربه ی زایمانم و واستون بگم
#پارت اول
روز شنبه بود صب پاشدم کارامو انجام دادم مثل روزای قبل اول دوش اب گرم گرفتم و زیر اب حرکت اسکات زدم باز نزدیکای ظهر با شوهرم رفتیم پیاده روی یه کم کمر درد داشتم ولی با استراحت خوب میشد نزدیکای ساعت ۱ اونجاها بود دیدم یه کم حس خیس شدن دارم پیش خودم گفتم حتما ترشح هست چون یه هفته بود گل مغربی استفاده میکردم هر از گاهی اونجوری میشدم یکی دوبار رفتم سرویس و دیدم لباس زیرم خیس میشه اومدم یساعتی دراز کشیدم تو اون یساعت اصلا خیس نشدم باز بعد اون که پاشدم دیدم کلا خیس شدم که مجبور شدم لباس زیرم و عوض کنم به مادرشوهرم گفتم که گفت احتمالا نشونه زایمان هست زنگ زدم زایشگاه گفت احتمالا کیسه ابت باشه باید حضوری بیای گفت تا قبل ۶ خودتو برسون که اگه نیاز بود دکتر و خبر کنیم چون خطا قطع میشه ۶ به بعد من پنج ونیم رفتم زایشگاه تست گرفت گفت باید بستری بشی کیسه ابت پاره شده
مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۱۱ ماهگی
پارت اول تجربه زایمان اول سزارین اختیاری 🩵
چون زایمان من خیلی عجیب غریب و وحشتناک بود برام نمیخواستم بیام بنویسم چون باردارا ممکنه بترسن یا فکر کنن زایمان سزارین خیلی بده و‌ فرار کنن اما سوالات زیاد بود و خیلی میپرسیدین گفتم بیام بنویسم
من قبلش یه دکتر داشتم که‌ همیشه پیش اون ویزیت میشدم‌ و کل بارداریم تحت نظر اون بودم و قرار بود تو ۳۷ هفته برم مطبش و اونجا معاینه لگن بشم (من همیشه درمانگاه میرفتم پیش اون دکترم بخاطر اون برای معاینه میگفت مطب خودم بیا ) به امید اینکه بگه لگنت تنگه و زایمان من سزارین اجباری بشه میخاستم برم…
اما
۳۶ هفته بودم که رفته بودم بیمارستان چون حرکات نینیم کم بود رفتم ان اس تی بگیرم که ببینم وضعیتش چطوره اونجا پرسجو کردم گفتن برای تنگی لگن قبول نمیکنن که سزارین اجباری بشی و من کلا منصرف شدم و دیگه مطب دکتر خودم نرفتم‌ اونجا تو بخش اورژانس یه دکتر دیگه بود که خیلی خوب و‌ مهربون بود و قیمت عملشم‌ مناسب بود باهاش حرف زدم و هماهنگ شدم که اون منو عمل کنه گفت روز دوشنبه من کلینیک هستم بیا اونجا که من تو ۳۷ هفته بودم و همون روز که گفته بود رفتم و بهم شمارشو داد و گفت اگه لک بینی یا پاره شدن کیسه اب حتی کم شدن حرکات جنین بود بهم زنگ بزن و بگو که من بیام بیمارستان سریع ( مطب خودش یه شهر دیگه بود و فقط بیمارستان میومد ) خلاصه گفت برو و سه شنبه یعنی ۷/۸ گفت برای عمل بیا و صبحش بهت نامه میدم میری بستری میشی و چون بیمارستان دولتی سزارین اختیاری قبول نمیکنن بهانه جور میکنیم و یکار میکنیم انگار سزارین اجباری هستی ...
مامان ✨️هیرمان✨️💙👶 مامان ✨️هیرمان✨️💙👶 ۹ ماهگی
پارت اول
خب خب مامانیاا من اومدم تجربمو بگم😁
من ۳۸ هفته و ۳ روز بودم که از صبح رفتم داخل شهر چنتا کار داشتم که انجام بدم و هم اینکه پیاده روی میشه برام خوبه 🫠
حالا جالب اینه من ورزش هامو از خییلی وقت بود انجام میدادم اما پیاده روی یکی دو روز بود شروع کرده بودم کم کم مثلا ۲۰ دیقه اینا😅
( فکر کنم زودتر شروع میکردم زودتر میزاییدم🤭)
تو مسیر بودم که حس کردم لباس زیرم یکم گرم شد با خودم گفتم حتما کپسول گل مغربی که دیشب گزاشتم اونقدری نبود که به کیسه آب فکر کنم....
رفتم یه کاری تو بیمارستان شهر خودمون داشتم انجام دادم و زنگ زدم‌مامانم که بریم ساری ( شهر مجاور) بیمارستان پیش ماما همراهم که ورزشهارو انجام بدیم و معاینم کنه
حدودا ساعت ۱۱ اینا بود رسیدم بیمارستان و ورزشو شروع کردیم و از اتفاقی که صبح افتاد به ماما گفتم و اونم گفت احتمالا بخاطر کپسول بوده و این اخرا طبیعیه این ترشحات ولی قبل رفتن حتما ازت تست میگیرم که مطمئن شیم 😁
اخرای ورزش من دوباره حس کردم که لباس زیرم با یه مایع گرم خیس شد ولی اینبار بیشتر و همون لحظه دوباره به ماما گفتم و اونم گفت که خب مثل اینکه امروز خیلی بهت فشار اومده بهتره زودتر تموم کنیم وسایلتو بگیر بیا اتاق بغلی که معاینه کنم
و اینم بگم یه بوی کاملاا عجیب و تقریبا بدی از لباس زیر و شلوارم‌میومد که تا اون موقع حس نکرده بودم🫠
رفتم اتاق بغلی و وقتی خواستم بشینم رو تختتتت.....یه هو یه حجم زیادی اب گرم ازم ریخت که حتی شلوارم‌هم خیس شد و اونجا بود که تقریبا خودم‌هم مطمئن شدم کیسه آبه 🥲🫠
به ماما نشون دادم و اونم رفت همکارشو آورد همکارش یه بار بدون ژل و یه بار با ژل معاینم کرد و گف بعععلههه کیسه آبش پاره شده🫠
مامان نینی🩷 مامان نینی🩷 ۱۰ ماهگی
خانما گفتید تحربه زایمانم رو بگم
لطفا اونایی که حساسن و میترسن نخونن🫠

من بزای آخرین بار که رفتم پیش دکترم بهم گفت که همه چی اوکیه وزن بچه هم ۳ کیلوعه شنبه تاریخ ۱۰ آبان برو بیمارستان برای بستری شدن
منم با اینکه درد نداشتم ولی خب وقتش بود رفتم بیمارستان... نوار قلب گرفتن معاینه کردن گفتم اصلا دهانه رحمت باز نشده برو سونوگرافی جوابشو بیار برای ما
منم رفتم سونو، دکتری که داشت سونو میکرد گفت آب دور جنین کم شده حتما باید بستری شی. خلاصه من دوباره رفتم بیمارستان که گفتن ن دوباره باید بری سونو تا مطمئن بشیم😐 اقا من دوباره ی سونوی دیگه پیش ی دکتر دیگه رفتم و اون دکتر هم همون حرفای دکتر قبلی رو زد اما باز بستری نکردن 🙂‍↔️ گفتن ما تشخیص میدیم آب دور جنین اندازه اس نیازی بستری نیس برو ولی هرروز بیا برای نوار قلب
منم اومدم خونه و تا سه شنبه هرروز رفتم برای نوار قلب و هر دفعه هم معاینه میکردن میگفتن اصلا باز نشدی
منم که کلی از این معاینه ها کلافه شده بودم از بیمارستان رفتم پیش مامای خودم، اونم ک سونو کرد گفت چراا تا حالا بسترین کردن آب دور جنین خیلی کم شده حتما باید امروز بستری شی
مامان Mersana مامان Mersana ۳ ماهگی
سلام خانما
تجربه زایمان
تا قبل از اینکه زایمان کنم در مورد زایمان طبیعی تحقیق میکردم و تلاشم بر این بود که طبیعی زایمان کنم و خب کلا با سزارین مخالف بودم تا اینکه دردام شدت گرفت البته من انقباض و درد نداشتم تقریبا ساعتای 2یا 3 شب بود حس کردم پام خیس شد و گرم رفتم سرویس بهداشتی لباس زیرم یکمی خیس شده بود تا چند ساعت صبر کردم چون درد نداشتم بعد 3 ساعت تقریبا پدی که گذاشته بودم خونی شد و خب زنگ زدم بهداشت گفت علائم زایمان هست برو بیمارستان رفتم معاینه کرد گفت 2 فینگر ولی بستری کردن قرص فشار بهم دادن ولی چندان موثر نبود بعد آمپول فشار بهم تزریق کردن کم کم دردام شروع شدند و شدت گرفتن تقریبا 13 ساعت درد طبیعی کشیدم ولی فقط 3 فینگر باز شده بودم البته ورزش هم میکردم تا شد 3 فینگر یهو دیدم پرستارم دکتر رو صدا زد گفت نوار قلب بچه خوب نیست دکترم گفت احتمالا سزارین بشه یه نوار قلب دیگه بگیر اگه خوب نبود بریم اتاق عمل ترس ورم داشت چون از سزارین میترسیدم و خب اطلاعاتی هم نداشتم در موردش چون فکر نمی‌کردم سزارین بشم خلاصه نوار قلب رو گرفت خوب نبود دیگه عجله ای بردن اتاق عمل و سزارین شدم بعد 2 ساعت کمرم شروع کرد به درد گرفتن ولی پاهام تا 5 ساعت تقریبا بی حس بودند بعدم کم کم دردام شروع شد دل درد و کمر درد و بخیه و ... خیلی سخت بود واقعا حتی الآنم درد دارم طبیعی درد شو قبل زایمان می‌کشی بعدش راحتی سزارین راحتی بعدش درد می‌کشی و خب یه شدت به مراقبت احتیاج داره اونایی که هنوز زایمان نکردید حتما در مورد دو روش طبیعی و سزارین تحقیق کنید که از هر روش زایمان کردید اطلاعات داشته باشید
مامان محسن💙🧿 مامان محسن💙🧿 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان پارت اول

خب من از ۳۷ هفته که نخ سرکلاژ مو باز کردم بعدش پیاده روی داشتم در حد نیم ساعت ، یه ساعت ، ولی هیچ دردی نداشتم فقط گاهی اوقات کمر درد که اونم با استراحت اوکی میشد .
خلاصه ماما همراه هم گرفته بودم ، گفت هر وقت دردت گرفت به من زنگ بزن
۳۹ هفته بودم صبح از خواب بیدار شدم احساس کردم چند قطره ازم آب ریخت
زنگ زدم ماما همراه گفتم اینجوری شده ، گفت یه پد بزار اگه خیس شد کیسه آب هستش ، منم گذاشتم ولی خیس نشد . شبش با شوهرم رفتیم بیمارستان ( ۱۷ شهریور ) معاینه شدم گفت دهانه رحم کلا بسته است ، نوار قلب بچه هم خوب بود .گفت برو تا ۴۰ هفته اگه دردت اومد که بیا ، اگه درد نداشتی بعد اون شب در میون باید بیای نوار قلب بگیری ، خلاصه اومدیم خونه
۳۹ هفته و ۶ روز بودم ،( جمعه) ساعت های ۵ بعد از ظهر رفتم سرویس یهو آب زیادی به اندازه یه لیوان ازم ریخت بی رنگ هم بود ولی من داغی حس نکردم
بعدش دوباره نوار گذاشتم خیس نشد دیگه منم گفتم چیزی نیس
تا ساعت ۹ شب بی خیالی کردم نرفتم بیمارستان ، یهو نگران شدم گفتم بریم ولش ، خلاصه وسیله ها رو برداشتیم‌ با مامانم و شوهرم رفتیم بیمارستان خیلی استرس داشتم ، دوباره مثل دفعه قبلی معاینه شدم و نوار قلب ، بعدش گفت برو یه سونو همین الان بده بیا
رفتم سونو پارسیان ، سونو شدم یهو گفت آب دور جنین کلا صفر شده و تو خشکی هستش ، منو بگی استرس شدید تمام تنم رو گرفت .
سونو گرافی گفت همین الان باید بستری بشع ، دیگه سریع برگشتیم بیمارستان و من بستری شدم ساعت ۱۲ و نیم شب
ادامه بعدی می‌زارم ....
مامان فراز 🫰🏻✨ مامان فراز 🫰🏻✨ ۱۶ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی پارت اول
پنجشنبه یازدهم اردیبهشت بود عصر ناهارمو خوردم که ناهار کله پاچه بود ، سرویس که رفتم یه رگه ی خونی رو لباس زیرم دیدم اول بهش توجه نکردم چون اصلا درد نداشتم، غروب رفتم بیرون برای پیاده روی یه لحظه گفتم به مامای همراهم زنگ بزنم بگم رگه ی خونی دیدم ، بهش که گفتم برو بیمارستان یه چک بشی ، رفتم بیمارستان چک کرد گفت سه سانتی ، گفت برو نوار قلب بده اگه خوب بود برو خونه ورزش و پله و پیاده روی کن چهار سانت شدی بیا برای پیاده روی اگه خوب نبود باید بستری بشی رفتم یه دونه کیک بستنی و یه کیک خوردم و اب و بعدش رفتم برای نوار قلب ، نوار قلب گرفت گفت ضربان قلبش یکم بالاست وایسا دوباره بگیرم ، دوباره گرفت گفت نوار قلبت اصلا خوب نیست چی خوردی ؟ نوشابه خوردی ؟ گفتم نه کیک و بستنی خوردم گفت به همراهت بگو بره برات یه کیک و یه مانجو بخره که مجدد بگیرم ،به شوهرم گفتم گرفت آورد دوباره گرفت گفت اصلا نوار قلبت خوب نیس به شوهرم گفتم میگه نوار قلب اصلا خوب نیس ، گفت میخوای بریم بیمارستان حافظ ؟ دیگه نذاشتن من نگاه گوشیم کنم بعدا پیام شوهرم دیدم ، رفتم بیرون گفتم میگه برو لباس بستری بخر میخواد بستری کنه ، مامانم اینا تو راه بودن میومدن گفتم به مامانم نگو که تو مسیر نگران نشن ،زنگ زدم به دوستم فورا اومد (من اصلا یادم نبود که کله پاچه خوردم و اینکه باعث ضربان بالای قلب بچه میشه هم اصلا نمیدونستم )
شوهرمو ک دیدم گریه کردم چون من با امادگی بستری رفته بودم ولی بخاطر نوار قلبش خیلی ترسیده بودم ، خلاصه با ویلچر بردن برای بستری و از ویلچر بیشتر ترسیدم
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۷ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان کوهیار کوچولو مامان کوهیار کوچولو ۴ ماهگی
مامان میران💙 مامان میران💙 ۶ ماهگی
تجربه سزارین اختیاری✨
سلام خانوما من تاریخ سزارینم رو زده بود دکترم ۱/۱اما ۲۳ام کمر درد گرفتم همش میگرفت و ول می‌کرد رفتم مطب دکترم گفت تا ۱/۱بچه ات به دنیا میاد انقباضه
ولی اگ تونستی نگه داری تا ۱/۱بمونه
منم اومدم خونه فرداش بود ک دیدم یه مایع بی رنگ همش ازم میاد کیسه آبم بوده ک نشتی پیدا کرده بوده بعد معاینه ای که دکتر کرده بود
بعدش اول خیلی کم بود دیگ ۲۵ام دیدم یبار دیگه پاهام خیس شد مطمئن شدم نشتی کیسه آبه رفتم بیمارستان تا ازم تست آمینوشور بگیرن ببینن درسته
که رفتم پرستار بخش اومد معاینه ام کرد گفت نه اوکی ای طبیعیه بعد گفتم حس می‌کنم کیسه آبم نشتی داره بعد کیت رو آورد ازم تست گرفت دید بله کیسه آبمه
گفت دکترت کیه که معرفی کردم گفتم سزارین اختیاری ام
به دکتر زنگ زد گفت دکتر ایشون سزارین اختیاری ان دکتر هم گفت پول رو واریز کنن به حسابم بعد میام
من ساعت ۴رفته بودم بیمارستان از ۴ونیم تا ۵:۵۰دقیقه ازم تست اکو قلب و سرم اینا زدن ک یهو‌کمرم منفجر شد دیدم یه حجم زیادی ازم آب خارج شد ک پرستار اومد گفت اصلا نگران نباش کیست آبته دکترت هم ک اومده الان میریم به زودی نینی ات رو به بغلت میگیری 🥹✨
مامان تُپُلَک مامان تُپُلَک ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
جمعه من ۳۵ هفته و ۵ روز بودم ساعت ۴ صبح بود که آبریزش داشتم ولی خب چون بچه اول بود نمیفهمیدم چون روی دستمالم امتحان کردم زرد بود دیگه گفتم شاید ترشح
تا ۸ صب هر موقع دراز میکشیدم یه دفعه اب داغ خالی میشد تا اینکه ۸ صبح جمعه با مادرم تماس گرفتم گفتم شوهرمم ساعت ۷ رفته بود سرکار تا مامانم بیاد دنبالم من ساک بچه رو جمع کردم با شوهرم تماس گرفتم با مامانم رفتیم بیمارستان سوم شعبان وقتی رسیدیم خانمه چک کرد گفت نه این ترشحه خیلی زیاده به دکترم زد دکترم گفت ازش تست بگیرین و نوار قلب بچه رو چک کنین اگر کیسه اب نبود بگین فردا بیاد پیشم اگرم که کیسه آب بود بگین بره یه بیمارستان که دستگاه داشته باشه
اونم گفتن ما نداریم برین یا اکبرآبادی یا مهدیه
دیگه مامانم رفت تست رو تهیه کرد ۱ میلیون تا خانمه یکم جلدشو باز کرد دید آبم یه دفعه ریخت روی زیرانداز زیر مریض
دیگه خانمه گفت برم یکی از بیمارستان هایی که گفت منم چون قبلا اکبرآبادی رفته بودم رفتم اکبرآبادی دیگه اومدم اوژانس معاینه کردن گفتم پاره شده ان اس تی جنین رو گوش دادن بعدش هم ماسک اکسیژن و سرم وصل کردن ساعت ۱۲ هم بود که منو فرستادن ال دی ار برای زایمان