۸ پاسخ

من با امپول فشار 24ساعت بعد زایمان کردم به معنای واقعی مردم

من با آمپول فشار 27ساعت درد کشیدم آخر سزارین شدم

من تو ۳۶ هفته
دهانه رحم ۲ فینگر بود درد هم نداشتم
با آمپول فشار زایمان کردم
۸ صبح آمپول زدن
ساعت ۱۰ کیسه ابم رو پاره کردن
از ۱۱ دردام شروع شد
۴:۳۰ عصر زایمان کردم

من سه سانت بودم با امپول فشار 17ساعت درد کشیدم نیومد رفتم سز


بستگی ب دهانه رحمش داره

من ۱۰ساعت درد کشیدم اخرم دردام منظم نشد با امپول فشار

من با آمپول فشار بودم پدرم در اومد ۱۵ ساعت درد کشیدم دقیقا منم دهانه رحمم باز نشده بود خیلی سخت بود زایمانم

من انجام دادم بسنگی ب خودش دار یکی هست یساعت یکی هست ی روز من یساعت اوردم

زایمان کلا خودش سخته امید وارم فقط زود زایمان کنه هرچی طولانی تر باشه بدتره

سوال های مرتبط

مامان جوجه کوچولو😍 مامان جوجه کوچولو😍 ۱۵ ماهگی
#تجربه زایمان‌ طبیعی عالی
#زایمان با آمپول فشار
سلام خانما ببخشید دیر شد من اصلا وقت نمیکردم بیام تجربمو بنویسم‌
ولی عهد کردم با خودم که حتما بیام و بگم که بقیه اینقدر از زایمان طبیعی و مخصوصا با امپول فشار نترسن‌ اصلا اونطوری که میگن سخت و وحشتناک نیست فقط بزرگ نماییه‌ .
من از هفته‌ی ۳۶ یهویی‌ فهمیدیم‌ نی‌نی‌م آی یو‌جی‌آر شده و داخل شکمم‌ رشد نمیکنه بدون هیچ دلیلی ۳۸ هفته‌ و ۴ روز بودم دکتر گفت دور کمرش یک ماه عقب مونده باید زایمان‌ کنی با آمپول‌ فشار برگه‌ی بستریمو‌ داد برای سه روز بعدش توی این سه روز من همش پیاده روی‌ میکردم روزی دو ساعتی بدون استراحت‌ خونه رو تمیز میکردم جارو دستی میکشیدم میخواستم دردم بگیره چونکه خیلی میگفتن زایمان با امپول فشار سخته و منو میترسوندن ولی خب فکر نکنم ۳ روز رو کسی بخواد جواب بده روز موعود رسید و رفتم بیمارستان بدون درد بستری شدم‌ دهانه رحمم یک سانت باز بود ولی خدا خیرش بده دکترمو بهم امپول فشار نزد یه نصفه قرص زیر زبون دادن بهم. ساعت ۹ بستری شدم تا ساعت ۲ اینا هیچ دردی نداشتم‌ کلافه بودم همش میگفتم بیاید بهم امپول فشار بزنید من هیچ دردی ندارم خونوادم از شهرستان اومدن چقدر منتظر بمونن‌ آخه میدیدم‌ کسایی رو که ۲ . ۴ روز اونجان و زایمان نمیکنن‌. مامانم‌ پیشم بود باهم قرآن میخوندیم‌ و صلوات میفرستادیم‌ از ساعت ۲ یه حسایی‌ اومد سراغم کم کم تا ساعت ۴ که اومدن معاینه کردن گفتن ۴ سانته‌ زنگ بزنید ماما‌ خصوصیش‌ بیاد ماما‌ خصوصی کع اومد شد ساعت ۴‌ و نیم دیگه مامانم‌ و فرستادن‌ بیرون ساعت ۴ و نیم‌ دردام‌ بیشتر شد ولی اصلا اینطور نبود که غیر قابل تحمل باشه مثل پریودی‌ سنگین‌. ادامه پارت بعدی