پارت آخر

دیگه تا ساعت ۱۲ شب چیزی نباید میخوردم به شدت تشنه و گشنه بودم دیگه ۱۲ آمدن سرم در آوردن اولش یه چایی نبات بهم دادن که انگار بهترین چیزی بود که میتونستم بخورم دلم میخواست ده تا لیوان چایی بخورم بعدم یکم آب گوشت بدون نون خوردم دیگه سیر شدم
بهم گفتن باید راه بری پرستار آمد دستمو گرفتم یکم دل درد شدم که از جام بلندم کرد ولی اصلا ضعف و سر گیجه نداشتم چندتا قدم راه رفتم

فردا صبحش هم خودم از جام بلند شدم سرویس بهداشتی رفتم امدم آرایش کردم سوزش و درد داشتم ولی قابل تحمل بود بخیه هامم جذبی بود و از این بابت خیلی بهتر بودم

دیگه امدم خونه و فرداش هم رفتم حمام و پاسنمانم رو در آوردم و محل بخیه رو با آب و شامپو بچه شستم و با سشوار خشک کردم این روند تا ده روز باید هر روز تکرار کنی

من از سزارینم خیلی راضی بودم دردش کامل قابل تحمل بود شایدم من آستانه دردم بالا بود یا دکترم دستش برام خوب بود تا الانم خداروشکر مشکلی نداشتم شکمم خیلی پایین رفته و یکمش مونده
اسم دکترمم فاطمه محمدی نسب که بنظرم بهترین دکتری بود که میتونستم دوران بارداریم رو باهاش بگذرونم


همه چی خوب بود فقط همینکه دخترم از روز پنجم زردی گرفت و بستری شد دوبار از دلم در آمد زایمانم همش سردی خوردم و عرق کاسنی و شیر خشت حتی یه خرما یا کاچی نخوردم که عوارضش الان دارم خیلی سر دردم و بدنم خالی کرده و ضعیف شدم
ایشالله دخترم حالش خوب باشه ایناش مهم نیست در کل اصلا از زایمان سزارین نترسین بدن تا بدن فرق میکنه و قرار نیست یکی که تجربه بدی داشته همه مثل اون باشن من خودم میترسیدم و میگفتم حتما خیلی وحشتناکه که اصلا اینطور نبود و برگردم به عقب دوباره سزارین رو انتخاب میکنم

۴ پاسخ

بنظرمن اصن سزارین دردی نداره داشته باشه قابل تحمله ولی طبیعی وحشتناکه باید ثانیه به ثانیه ش درد بکشی تا بچه دنیا بیاد.. ولی سزارین دردش همون نوک سوزن بی حسی یه بعدش اصن نمیدونی چجوری بچه رو دارودن ودوختن.. بعدم که اور بی حسی رفت شیاف و مسکن میزنن دردش قابل تحمل میشه...
من دوس دارم سزارین کنم خیلیی از طبیعی میترسم ولی از عوارض بعد سزارین میترسمم که میگن چسبدگی جفت و رحم و یه سری مشکلات بعد سزارین میاد و برا بچه بعدی خطرناکه

انتخاب خوبی کردی
من یادم میاد تو خواب و بیداری اسم دخترم مامانم صدا میزدم اسم حضرت معصومه امام رضا یادمه ویتس صدا میزدم آروم میشدم
من خیلی بد باردار میشم همش مشکل برای خودم داره برای بچهام نه

خداروشکر که زایمان خوبی داشته عزیزم
کلا به نظرم زایمان بدن به بدن فرق میکنه یا شایدم دکترا یکی کارش بهتره یکی بدتره
چون هم طبیعی هم سزارین بعضیا راضین بعضیا ناراضی

خداروشکر که تجربه خوبی داشتی🥰ایشالله ماهم بتونیم زایمان خوبی داشته باشیم

سوال های مرتبط

مامان پسریم و تودلی مامان پسریم و تودلی ۱۵ ماهگی
تجربه سزارین #پارت اخر
نی نی داشت گریه میکرد همه گفتن گشنشه منم تازه در اومده بودم پامو نمیتونستم تکون بدم که بچرو گذاشتن بغلم سینمو دادن به بچه با سختی اونقدر گشنش بود ول نمی‌کرد، از یطرف بی حسی داشت کم میشد درد داشتم یخورده که پرستار اومد بازم ماساژ رحمی داد این دفعه یکم دردش بیشتر بود ولی قابل تحمل بود، 8 ساعت گذشت من اصلا سر درد نگرفتم هی میگفتن حرف نزن سر درد میگیری که پرستار گفت دیگه تا الان سردرد نگرفتی بعدشم نمیگیری و نگرفتم گفتن یچیزی بخور باید راه بری خرما کمپوت بهم دادن بهیار اومد بلندم کنه خیلی هولم کرد بلند شدن وحشتناک بود جیغ کشیدم گفتن بخیت میپره هر قدم که برمی‌داشتم از شدت درد از چشام اشک می‌ریخت سخت‌ترین قسمتش که خیلیم سخت بود همین راه رفتنه بود من کلا یروز هربار که راه میرفتم چشمام از درد سیاهی میرفت پمپ درد اصلا تاثیری رو من نداشت فرداش میرفتم دستشویی از درد غش کردم آوردن مسکن بهم زدن بعدش خیلی بهتر شدم دیگه راه رفتن راحت‌تر از قبل شد ولی هنوزم یکم سخته راه رفتن
مامان عشق من🩷🩷 مامان عشق من🩷🩷 ۱ ماهگی
مامان نورا👧🏻🎀 مامان نورا👧🏻🎀 ۲ ماهگی
پارت هفتم تجربه سزارین😬🦋
من اون شب دیگه هیچی نخوردم تا صبح اومدن سوند رو در آوردن و لباس تنم کردن و شرت و پد گذاشتن و شروع کردم نسکافه خوردم و بعد یکی دو ساعت گفتن راه برو با کمک مادرم از تخت سعی کردم بلند بشم پشتی تخت رو بلند کردم که راحت تر باشه اما بیشتر از اینکه درد داشته باشم بدن میترسه که راه بره اومدن گفتن موقع راه رفتن شکمت رو بگیر که بهتره اینطوری دو سه قدم راه رفتم یکم اذیت بودم رفتم دراز کشیدم تا اینکه بعد از ظهر باز سعی کردم راه برم باز وادرم کمک مرد بلند بشم اما سعی کردم بدون کمک راه برم و هر بار چند قدم ببشتر راه میرفتم😬😬ضبح پمپ دردم تموم شده بود نزدیکای ظهر درد داشتم یکم که شیاف اومدن کذاشتن برام در کل برام خیلی قشنگ بود چون انتخاب خودم بود و همینکه طبیعی نبودم خیلی خوشحال بودم بعد اینکه اومدم خونه چند روز سر درد شدید و الان هم کردن درد شدید دارم و متوجه شدم به دیکلوفناک خساسیت دارم اما باز هم خداروشمر راضی ام از عملم و الان نگاه کردم گوشت اضافه نیاوردم و عفونت ندارم خداروشکر و بنظر خط بخیه خیلی قشنگی دارم😍😍😍ان شالله مادر شدن قسمت همه😍💋🥰❤️🦋
مامان دونه🥰 مامان دونه🥰 ۱ ماهگی
بعد که بردنم تو بخش هم با پمپ درد قابل تحمل بود و زیاد اذیت نبودم هی به پسرم شیر میدادم که دریغ از از یه قطره شیر بعد با سرنگ هم نوک سینه ام رو میکشیدم به کمک مامانم یکی دو قطره درومد که اصلا به دهن بچم نرسید تو سرنگ خشک شد همسرمم رفت دنبال شیرخشک تا پیدا کرد مامانم به بچه یکم نبات داغ داد تا اروم گرفت ، تا شب که پمپ درد داشتم هم همه چی خوب بود ساعت ۷ شب هم سوند رو دراوردن و ده شب گفتن بلند شم از جام که یک ساعت پیشش پمپ دردم تموم شده بود و بهم شیاف هم ندادن گفتن مسکن زیاد روی بچه اثر میزاره یکی از اشتباهاتم همین بود که خودم شیاف نزاشتم شیر که نداشتم چجوری میخواست روی بچه اثر بزاره و تمام شب رو با درد شدید و بدون شیاف گزروندم ، بلند شدن اول چون هنوز اثر مسکن بود هم به سختی بود اما بازم قابل قبول بود،
ساعت ۳ شب دوباره از جام بلند شدم که جونم درومد از درد و فقط اشک میریختم نقسم حتی درنمیومد و حرف هم حتی نمیتونستم بزنم که واقعا پشیمونم شیاف نزاشتم ، روز بعد هم هنوز شکمم کار نکرده که بهم شیاف دادن در لحظه کار کرد و مرخصم کردن.
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
تجربه سزارین پارت دو
خیلی سریع بی حس شدم و عمل رو شروع کردن یکی از کادر بالا سرم بود و همه چی رو برام توضیح میداد و این خیلی خوب بود این رو هم بگم که من حواسم بود و به هیچ عنوان نه صحبت میکردم نه سرم رو تکون میدادم و خداروشکر بعدش سردرد نگرفتم ، به خاطر ناشتایی و اینکه دهنم خیلی خشک بود حین عمل حالت تهوع گرفتم که گفتم و بهم آمپول صد تهوع زدن و خیلی سریع خوب شدم ، نی نی به دنیا اومد و من مدام داشتم تو ذهنم برای همه دعا میکردم ، پسرمو تمیز کردن و گذاشتن کنارم منم کلی بوسش کردم و قشنگ ترین لحظه بود ، چندین بار ماساژ شکم رو انجام دادن که چون بی حس بودم اصلا چیزی متوجه نشدم و بعدشم بردنم ریکاوری و اونجا خوابیدم و خیلی خواب بهم چسبید و بعدش یک مامایی اومد و بچه رو گذاشت کنارم و بهش شیر داد از ریکاوری رفتم بخش و خیلی میلرزدیدم که خب طبیعی بود و تا ۸ ساعت بعدشم چیزی نخوردم حتی یک قطره آب ، توی بیمارستان مدام پرستار حواسشون بود و همه چی رو چک میکردن و رسیدگی شون عالی بود
راجب اولین راه رفتن هم با کمک پرستار خیلی راحت راه رفتم و درد خیلی خیلی کمی داشتم . روز بعدشم که مرخص شدم
خداروشکر همه چی خیلی خوب بود و از همه چی راضی بودم امیدوارم همه زایمان راحتی داشته باشن
فقط اگر سزارینی هستین اصلا نترسین همه چی خیلی راحت تر از چیزیه که بهمون گفتن