۱۵ پاسخ

من مادرشوهر فوق تخصص زنان و مراقبت از نوزادم باشه دلم نمیخواد دوساعت زیاد پیشم

چقدر عجیب یکی از مادرشوهرش راضیه 😂😅ولی پول نباید بگیره به خاطر نوه اش میاد درست نیست.اینجوری انگار وظیفه ی مادرت بوده محول کرده به مادر شوهرت.
ولی ابگوشتم خیلی خوبه که ضرر نداره اتفاقا مفیده.

خودت به مادرشوهرت بگو امیدم اول به خدا بعد هم به شماست تنهامون نذار

چه مادرشوهر خوبی که عروس ازش راضیه خدا زیادش کنه😁

بنظرم اسم پول و اینا رو نیار آخر بار یه سکه ای چیزی بگیر بهش هدیه بده اینطوری شاید بیشتر خوشحال بشه
اونطوری انگار پرستاره

هی مادر شوهر من یک شب اومد همونم گرفت خوابید اصلا هیچی یاد نداره صفررررر همون شبم دخترم حالش بد شد ساعت ۴ زنگ زدم همسرم شیفت شب بود اومد رفتیم بیمارستان ولی بعد انقد دعواش کرد گفت یک شب اومدی جای زن من باید میخوابیدی جتما

مادرشوهراي الان كه خيلي خوبن
ديگه قبليا منسوخ شدن حتي بخ زورم شده عروسا دوس دارن ظاهرا 😄

😒😒بگو تو نون بچمووميدي اذيتي

اره آنقدر هواسش هست چی بخورم چی نخورم غذامو سر موقع حاضر می‌کنه کلی بچه دوران قدیم بدنیا آورده هم مال خودش هم دیگران من سزارین هستم ولی تمام جاری هام پیش خودش زایمان کردن منم مادرم ی کشور دیگس همین ک داره زحمت میکشه منم باید جبران کنم براش دیگه دستمزد نیست ولی ی نوع تشکریه با اینکه ۷۸ سالشه از من سر پا تره ماشاالله

عجیب ترین تاپیک گهواره برعکس من که اصلا دوست ندارم حتی ببینمش😂

منم مادرشوهر م تو دوران زاجی بهتر ازم مراقبت کرد مامانم اصلا نیومد جام 😪

مادرشوهر من میگه برو خونه بابات زایمان کن بچه یکسالش شد بیا!!!😐

منم قرار مادر شوهرم بیاد ولی من مادر ندارم مادر شوهرم نسبتا خوب نگه میداره ولی من آخرش چیزی نمیدم بهش

چ عجب یکی مادرشوهرشو خواست🤦شوهر من میگه مامانم شبا بیاد پیشت ک مامانت بره استراحت کنه میگم ن

چه عجب یکی مادرشوهرش بخواد 😂😂

سوال های مرتبط

مامان پرنسا🐥🌟 مامان پرنسا🐥🌟 ۱ ماهگی
من الان یه مدت کوتاهی هست با مادر شوهرم اینا قطع ارتباط کردیم داستانشم اینه که شوهر من قبل از اینکه ما باهم ازدواج کنیم به واسطه مادرش میرن خواستگاری دختر داییش و خب صیغه میشن ولی بعد یه مدت کوتاهی از هم جدا میشن بعد دو سه هفته پیش که رفتیم خونه مادر شوهرم مهمونی دیدیم همه هستن این خانم هم اونجا بود بعد من یکم احساس کردم داره رو شوهرم کرم می‌ریزه راستش من خیلی بهم بر خورد وقتی برگشتیم خونه خود شوهرم گفت ناراحت نباش حق من میرم به مامانم حرف میزنم خلاصه فرداش اومد خونه دیدم خیلی عصبیه گفتم چیه گفت هیچی ما دیگه با مامانم اینا کاری نداریم دیگه من نمی‌دونم چی بینشون گذشت که شوهرم اینجوری شد الان به شوهرم گفتم اگه مامانت اینا روز زایمان بیان چی گفت راهشون نمیدم الان من اون روز چه واکنشی باید نشون بدم ؟ از طرفی خودم ناراحتم از کارشون از طرفیم نمی‌خوام اون روزمون خراب بشه بالاخره اولین بچمون میخواد به دنیا بیاد چیکار کنم به نظرتون ؟


بارداری بارداری انومالی انومالی زایمان زایمان سونوگرافی جنسیت شیرخشک پوشک گهواره
مامان آریا مامان آریا ۲ ماهگی
یه مشورت می‌خوام ازتون بگیرم
من خرداد زایمانه مادرمو ۶ ماه پیش از دست دادم یه خواهر دانشجو دارم که موقع زایمانم امتحاناشه خودم سمنان زندگی میکنم و خانواده و فامیل خودم شهرکردن و خانواده و فامیل شوهرم شمال تا شهرکرد ۸ ساعت راهه و‌ تا شمال ۴ ساعت تصمیم گرفتم همین سمنان بمونم و مادرشوهرم برای زایمان بیاد پیشم که اونم ۷۰ سالشه خواهر شوهرم ندارم خاله هام و پدرم میگن بیا همونجا شهرکرد زایمان کن که ما مراقبت باشیم ۲ تا خاله دارم اونجا پدرم و خواهرم هم با هم زندگی میکنن از طرفی شوهرم میگه همین سمنان باش که منم پیشت باشم چون سرکار می‌ره نمیتونه طولانی مدت شهرکرد بمونه من از طرفی نگرانم سمنان بمونم و یکی با مادر شوهرم راحت نباشم یکی هم چون سنش بالاست همش به این فکر میکنم یعنی می‌تونه هم از من هم از بچه مراقبت کنه چون سزارین هستم از طرفی هم میگم اگه برم خونه پدرم و شهرکرد دیگه دکتر خودم نیست اونجا هم خاله هام بچه دارن و ممکنه بیان خونه پدرم شلوغ کاری بشه پدرم هم مریض احواله خواهرم هم خیلی رو امتحاناش حساسه شوهرم هم اونوقت باید تنها سمنان بمونه مادر شوهرم هم ممکنه ناراحت بشه 🤦
مامان جانایِ من🍒🫀 مامان جانایِ من🍒🫀 ۹ ماهگی