۷ پاسخ

دکترت کی بود عزیزم؟
بچت الان چطوره؟

عزیزم شما چند هفته سزارین شدین میشه بگی؟؟

بابانژاد مهرانفر کلا دکتر خوبی نیستن حتما پیگر باش ازش شکایت کن خداروشکر چیزتون نشده خیلی بی عقلی کرده

خاک بر سر دکترت🤦🏻‍♀️

وای خدا رو شکر وقتی رفتم شیفت اون نبود

آمپول بی حسی درد نداشت؟

دکترت کی بود؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان شاهان👑❤ مامان شاهان👑❤ ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت دو✨😌
دهانه رحمم به سه سانت ک رسید کیسه ابمو پاره کردن آمپول اسپاینال زدن بهم دردامو خیلی کمتر حس میکردم ساعت دوازده شب بود دکترم اومد بالا سرم من نفس تنگی گرفته بودم ضربان قلبمم خیلی رفته بود بالا به ماما گفتم من نمیتونم طبیعی زایمان کنم تروخدا سزارین کنید منو گفت باید طبیعی زاینان کنی همه میگن نمیتونم ولی زایمان میکنن بهم اکسژن وصل کرد چون ضربان قلبم بالا بود نفس تنگی هم داشتم ساعت یک دکتر اومد بالا سرم گفت این که ضربان قلب جفتشون داره نویز میندازه خطرناکه باید عمل بشه ولی ماما هی میگفت من احیاش میکنم چیزی نیس داره خوب میشه ضربان قلب جفتشون اخه ضربان قلب نی نی هم اومده بود پایین نمیدونم چرا مامای بالاسرم گیر داده بود من حتما طبیعی زایمان کنم دکتر از اتاق رفت بیرون با دوتا دکتر دیکه اومد اونا هم گفتن باید عمل بشه منو اماده کردن رفتم اتاق عمل چون من اسپاینال زده بودم اصلا آمپول بی حسی ک تو اتاق عمل زدن رو متوجه نشدم ساعت دو صبح نی نی منم بدنیا اومد
مامان پرنسس👧🏻👑 مامان پرنسس👧🏻👑 ۷ ماهگی
تجربه سزارین 🩷

اورژانسی ۲۲دی بستری شدم برا سزارین
لباس گاند پوشیدم و رزدینت گفت بخواب تا بیام سوندتو وصل کنم قبل اینکه بری اتاق عمل ..ازش خواستم تو اتاق عمل موقع بیحسی وصل کنه زنیکه جت گفت نهههه نمیشه و فلان منم رفتم رو تختم دراز کشیدم نیم ساعت شد نیومد یادش رفته بود😏منم از خدام بود هیچی نگفتم😂 کع چندی بعدش از اتاق عمل اومدن دنبالم گفتن کووو سوندت پس منم گفتم رزیدنتاتون حواس ندارن چند بار بهشون گفتم بیاین سوند منو بزارین گفتن باشه و یادشون رفت😂😂
خلاصه رفتم اتاق عمل و بعد بی حسی سوندو وصل کردن ..موقع بیحسی زدن خیلی ترس داشتم ولی واقعا مثل درد امپولیه که میزنن به باسنت اصلا درد نداشت
یه دفه کمرم داغ شدو شرو شد داغی از کمرم به پاهام رفت
همش استرس داشتم که بیحس کامل نشده باشم چون دست میزدن به پاهام و شکمم حس میکردم پرده رو که کشیدن یهو داد زدم گفتم من میفهمم به شکمم دست میزنید دکتر گفت اگه میفهمی پاتو بیار بالا ببینم هرکاری کردم نتونستم گفتم نمیشه نمیاد بالا گفت پس استرس نداشته باش ده دقیقه بعد صدای دختر قشنگم اومد 🥲🥲🥲

پارت بعد.
مامان آلوچه ها مامان آلوچه ها ۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین ۳
بلافاصله بعد وصل کردن سوند ویلچر اوردن گفتن پاشو بریم ساعت ۷ بود
میرفتیم سوار اسانسور شیم که همسرمم دیدم و نمیدونم چرا باهام نیومد بالا🥲
رفتیم بالا وارد اتاق عمل شدیم دیدم دکترم منتظرمن نشسته سلام و احوالپرسی گفت دختر چیشد یهو به تو😐 و من هنوز نمیدونستم چیشده
اون تایم ک منو اماده میکردن برم اتاق عمل همسرمم هماهنگ شده بود با استدیو رز که بیان برا کارای کلیپ و یه خانومی بود گفت که همسرت نیومد بالا گفتم نه گفت باشه بهش زنگ میزنم بیاد بالا و چندتیکه ازم فیلم گرفتن
رفتم رو تخت دراز کشیدم این وسطم همش نق میزدم چرا عرض تخت اینهمه کمه
دکتر بیهوشی اومدن و بقیه کادر اتاق عملم اومدن
آمپول بی حسی اصلا درد نداشت و بار اول که زدن و گفتن دراز بکش بی حس نشده بودم ۵ دقیقه صبر کردن دیدن پاهامو کامل میبرم بالا دوباره گفتن بشین و بی حسی زدن و دراز کشیدم حس سوزن سوزن و گرما میومد تو پاهام
سریع یه پرده کشیدن جلوم منم همش میگفتم این پرده میخوره به رژم پاک میشه😂کلا عین خیالم نبود که اتاق عملم
یهو دیدم شلوارمو درمیارن برگشتم گفتم چیکارمیکنین😂گفتن هیچی
دستگاه فشارسنج و ضربان قلب و اکسیژن هم بهم وصل بود و از مانیتورش نگا میکردم ببینم چیکار میکنن که اون خانومه که بالا سرم بود اومد مانیتورو چرخوند
من این وسط اصلا درد نداشتم حالم خوب بود حتی به دکترمم گفتم پس شروع نمیکنین گفتن که نه منتظریم هرموقع تو گفتی شروع کنیم
مامان دِلیار🩷🐣 مامان دِلیار🩷🐣 ۵ ماهگی
پارت دوم ساعت۹:۳۰ شده بود که دکترم آمد و آمدن منو آماده کنن برا اتاق عمل پرستار آمد سوند رو وصل کرد من خیلی استرس دردش رو داشتم ولی دردش برا من که خیلییی کم بود و اصلا اذیت نشدم فقط یه حس سوزش داری که بعد چند دقیقه رفع میشه فقط من همش میگفتم الان در میاد کنده میشه میگفتن نه خیالت راحت در نمیاد🤣🤣 دیگه منو بردن سمت اتاق عمل یهو استرس گرفتم و بغض داشتم یکم ریز ریز شروع کردم به گریه کردن و زیر لب فقط دعا میکردم بچم سالم باشه

وارد اتاق عمل شدم اونجا هم پرسنلش خیلی اخلاق خوبی داشتن و همش باهات حرف میزدن که استرس نگیری دکتر بیهوشی آمد بهش گفتم من میخوام بی حسی از کمر شم گفتن باشه مشکلی نیست دیگه دکترم آمد بالا سرم منو نشستم رو تخت و امادم کردند برا بی حسی از کمر چند بار سوزن رو بهم زدن یه درد کمی داشت دفعه آخر دیگه درست تو نخاعم زدن سوزن رو یه لحظه پریدم بالا و احساس سوزش داشتم دیگه کم کم پاهام شروع شد به گزگز شدن و سنگین شدن ولی هنوز میتونستم پاهامو تکون بدم بهم گفتن بخواب من فقط میگفتم تزوخدا تا بی حس کامل نشدم منو عمل نکنین من میتونم هنوز پاهامو تکون بدم بهم گفتن نگران نباش تا تست ازت نگیریم که عمل نمیکنیم😅😅😅 دیگه ماسک اکسیژن هم برام گذاشتن و جلوم پارچه انداختن من حس میکردم که دارند شکمم رو برش میدن ولی دردی نبود از بالا سرم همش تو نور بالا سرم نگاه میکرذم بیینم چیزی معلومه یا نه ولی چیزی نمیدیدم🤣🤣 دیگه دکتر
مامان شاهان مامان شاهان ۱۴ ماهگی
"پارت۳ اتاق عمل"
اومدن با ویلچر بردن بخش عمل اونجا چن تا سوال پرسیدن و بعدش نیم ساعت منتظر نشستم و اومدن بردن اتاق عمل، تا اتاق عمل کلی شوخی کردن باهام تو اتاق عمل روی تخت دراز کشیدم توی سرم آمپول زدن نشستم و به کمرم آمپول رو زدن و خیلی زود دراز کشیدم ولی بی حس نشدم بعد8دیقه بهم گفتن پاهاتو تکون بده ولی نتونستم تکون بدم سنگین شده بودن
بعدش دکترم اومد که عمل رو شروع کنه دونفر هم بالا سرم داشتن باهام حرف میزدن و سرگرمم میکردن ولی همینکه دکتر چاقو رو به شکمم زد قشنگ حس کردم ولی چیزی نگفتم و درد تا آخرین لحظه تحمل کردم ولی همینکه دکتر گفت پاهای بچه تو لگنه و در نمیاد من دردم بیشتر شد جوریکه انگار واژنم رو داشتن با دریل میسابیدن، بعدش دکتر یه وسیله مث انبر بود اونو گذاشت زیر شکمم و شکممو داد بالا که راحت بچه رو در بیاره که انگار من از درد مردمو زنده شدم که داشتم از درد داد میزدم ولی دکتر بیهوشی گفت چن دیقه تحمل کن بچه رو بردارن بعدش بیهوشت کنم، تا آخرین لحظه درد رو تحمل کردم و پسرم بدنیا اومد و گریه کرد بالا سرم و من بیهوش شدم...
مامان نیلا 🌊🩵 مامان نیلا 🌊🩵 ۵ ماهگی
پارت-دوم-سزارین:

از اتاق عمل منو صدا زدن. رفتم داخل . اولش سابقه داروییمو پرسیدن(من لووتیروکسین و متیل دوپا میخوردم) بعد گفتن همینجا تو اتاق انتظار بشین. من رفتم بشینم که متوجه گریه یه نوزاد خیلی کوچولو شدم ک تازه ب دنیا اومده بود و رو میز بود . خدماتی اومد تمیزش کرد و لباس پوشوند. بعد صدای دکترمو شنیدم بعدشم منو صدا زدن و رفتم . اول دراز کشیدم رو تخت. بعد گفتن پاشو بشین و سرتو کامل خم کن . پشتمو بتادین زدن و امپول بیحسی زدن(اصلا هیچی نفهمیدم و هیچ دردی نداشت). بعد گفتن سریع دراز بکش. همون لحظه یه جریان داغ داخل پاهام حس کردم. انگار ب جای خون ، اب جوش درجریان بود. کادری ک کنارم واستاده بود گفت پاتو ببر بالا. منم نتونستم . و گفت که ما حین عمل هم چنبار چک میکنیم ک بیحس کامل شده باشی بعد عمل میکنیم. همون لحظه دکترم وارد شد و سلام داد بعد پرده سبز جلوم کشیدن. و عمل شرو شد. اصلا هیچی نمیفهمیدم فقط بعد پنج دیقه اینا حس فشار رو شکمم احساس کردم ک همون لحظه صدای گریه دخترمم اومد. چشام اینجور 😍 بود. بعدا بچه رو اوردن کنار صورتم چسبوندن و عکاس اتاق عمل اومد ازمون عکس گرفت . بعدش بچه رو بردن و دکترم شکممو ساکشن کرد و بخیه زدنام شرو شد. من همون لحظه حس سردرد و سرفه داشتم و ب اون خانمی ک کنارم واستاده بود گفتم. اونم یه مسکن داخل سرمم زد و ماسک اکسیژن رو دهنم گذاشت. (خود عمل کم طول کشید شاید درحد ده دیقه ولی بخیه زدنا خیلی طول کشید ۲۰ دیقه اینا) بعدا منو بردن ریکاوری . (هیچ دردی نداشتم ب خاطر اثر بیحسی ) و بعد یه مدتی اینا منو ب بخش منتقل کردن.
مامان دلانا فندق طلا مامان دلانا فندق طلا ۴ ماهگی
واسم سرم وصل کردن و سوند .سوند اینقدر میگفتن داد میزنی و جیغ اصلا درد نداشت از امپول سرماخوردگی هم دردش کمتر بود فقط باید خودت شل بگیری زانوهات خم کنی و یکم پاهات باز کنی .هرچند که میگن بستگی به طرف داره دستش خوب باشه یانه .
دکترم ایلخاص زاده بود یعنی بهترین دکتر بودم از نظرم باوجودی که فقط برای عمل انتخابش کرده بودم اما خدا خیرش بده .
خوابیدم سرم تخت اتاق عمل کل بدنم استریل کردن و خانم دکتر مهربونم اومد بوسم کرد و دستم گرفت و بهم محبت کرد .خیلی دلم آروم شد چون خیلی مهربون.
بعدش پرده کشیدن و دستگاه بهم وصل کردن .
دکتر بیهوشی بهترین دکتر بود اومد و میخوام یه امپول بی حسی بزنم اینقدر دستش خوب بود اصلا حسش نکردم .امپول زد فوری پاهام بی حس شد نمیدونم چی شد ۲ ثانیه نشد بچم نشونم دادن
امیدوارم این حس خیلی خوب بود نصیب همه چشم انتظار بشه .
لطفا برای عمل سزارین بهترین بیمارستان و بهترین دکتر انتخاب کنید
تو اتاق عمل گفتم پمپ درد میخوام و زنگ زدن به شوهرم برام آورد
تو اتاق ریکاوری بودم که پمپ درد رسید و برام وصل کردن و دردم بهتر شد
تو اتاق ریکاوری فشارم رفت بالا اما پرستارهای مهربونم خیلی کمکم کردن و فشارم اومد پایین
تو اتاق ریکاوری ۴ بار اینا شکمم ماساژ دادن و خودتون سفت نگیرید تا اذیت نشین