مامان ها میشه کمک کنید نظر بدید تجربه تونو بگید 🙏🏻
من با تصمیم قبلی بچه دوم اوردم قبلش دکتر رفتم چون پسرم که ۹ سالشه خیلی برادر میخواست خودم و همسرم هم میگفتیم تک بچه در اینده خیلی تنهاست خودمون دوست داشتیم دوتا بچه داشته باشیم با کلی نذر و خواستن از خدا باردار شدم تو بارداریم هم خیلییییی خوشحال بودم از دوماهگی بچه ام حالم خوب نیست همش میگم برا سن من خیلی دیر بود توان بدنی و اعصاب گذشته رو ندارم ۳۷ سالمه ،همش استرس دارم هر روز یک داستانی راجع به سلامتی بچه ام از خودم درمیام همش نگرانم پسرم شکر خدا بچه سالم و خوبیه الان شش ماهشه میغلته یک کوچولو سینه خیز میره نه حالت کماندونیی حالتی که میپره هنوز نمیشینه ولی توجهش خوبه خنده صدادار میکنه با آبه گی میگه،حالم خوب نیست میگم بچه مسعولیت داره من که دیگه بچه اولم از اب و گل دراومده بود و مستقل شده بود چرا خودمو وارد چالش جدید کردم چرا دیگه نمیتونم برا پسر بزرگم مثل قبلا وقت بزارم کلا روتین زندگی قبلیم بهم ریخته بچه صبح زود بیدار میشه من به خواب صبح عادت داشتم عاشق بچه ام هستم روزی هزاربار خدارو شکر میکنم ولی نمیدونم این حس دوگانگیه افسردگیه چیه داره منو نابود میکنه ممنون میشم نظر بدید چکار کنم حالم خوب بشه

۱۲ پاسخ

منو بگو ۳۸ سالمه و اختلاف سنی بچه هام ۱۳ سال😂

من دختر بزرگم کلاس سومه... جانان خداخواسته‌ست... اصلا تو زندگیمون آمادگگیشو نداشتیم... اینقدر اوضاع داغون بود که هرکی شنید گفت کی میخوای بری بندازیش؟
اما خداروشکر از لحظه ای که اومد برکت آورد و همه چیز تغییر کرد
منم گاهی میگم خدایا یعنی من ۹سال دیگه تازه باید بشینم با این درس کار کنم؟! یا باهاش سروکله بزنم؟! گاهی واقعا میترسم
میگم الان ۳۳سالمه اینقدر اعصاب و حوصلم کمه چندسال دیگه چی میشم؟
ولی هرچی میگذره میبینم اتفاقا الان بهتر دارم با بچه کنار میام تا با بچه ی اولم
انگار تجربه خیلی به کار آدم میاد

منم 37 سالمه با تفاوت که بچه ی سوومه خداروشکر. درست خیلی محدود شدم برا بیرون رفتن با دوستام رانندگی خیییلی لاغر شدم کلا صورتم ریخته. ولی شیرینی زندگی. برا وجودش شکر میکنم. ی چیزی بگم. روح بچه قبل از به دنیا اومدن وارد جسم شدن. خودش خانواده رو انتخاب می‌کنه. چ حسی بهتر ازاین که بین این همه خانواده مادر. شمارو انتخاب کرده. نزار ذهنت بهت غلبه کنه. از داشتنش لذت ببر

۳۷ سال اخه سنی نیست ولی بچه دوم مخصوصا با فاصله از اولی که باشه مادر یه حالی میشه چون تا قبلش روتین زندگیش یه جور دیگه بود بقول شما با بچه اول وقت بیشتری میگذروندی و‌الان نمیرسی .. طبیعیه منی ک ۲۸ سالم هست هم همینم از اینکه دیگه وقتی برای خودم و‌اهدافم ندارم خیلی ناراحتم ولی چه میشه کرد

عین منی ماها نباید تواین طن بچه دار میشدیم من ک اصلا توان بدنی ندارم همبشه خدا مریضمو ی جام در د میکنه تواین سن نباید خودمونو تواین چالش مینداختیم منم ۳۸سالمه قربون خدا بشم بعد ۱۴سال باهزار دوا درمون بهم دوتا بچه ی جا داد شکرش ازش خیلییییی ممنونم همین ک سلامتن بچه هام سپاسگزارسم ولی خودش میدونه چقدر سختمه اصلا ن اعصاب دارم ن روحیه ن توان جسمی. بچه اوردن برا زیر ۳۰سال خوبه نه سن ماها
خودت خدا جونم توان بده بهمون و کمکون کن

قطعا وقتی با زندگی قبلیتون مقایسه میکنی بیشتر سختت میشه چون چالش های زندگیتون بیشتر شده. هورمون ها و افسردگی بعد زایمان هم بی تاثیر نیست. ولی به این فکر کن اون پسرت ازدواج کرد رفت یهو خونتون خالی نمیشه. این بجه رو داری تا اینم بخواد ازدواج کنه نوه دار میشی. کلا خونتون خالی نمیمونه. مثل شرایط مامان من. وقتی ما ۱۲ و ۱۴ ساله بودیم باردار شد خواهرمو. حالا ما ازدواج کردیم و بچه داریم خواهرمم ۱۳ سالشه و پیششه. اصلا تنها نیست.

طبیعیه کلا بچه دوم و باید با فاصله سنی ۳ تا ۷ اورد اما الان خداروشکر شماهم هنوز جوونی خیلی از فامیلای ما همسن شما هستن اما بچه اولشون همسن شما هست سعی کن بنظرم با پسر بزرگه به پسر کوچولوتون رسیدگی کنی که فاصله نیفته بینتون و خب خیلی میتونه کمک حال شما باشه تو نگه داری

عزیزم منم پسرمو ۳۷سالمه بدنیا اوردم
ازش لذت ببر
الان بچع سرگرمیه برای این سن دلخوشیه

میگذره این روزا خیلی زود بزرگ میشن
اگه بچت آرومه خداتو شکر کن و کیف کن

منم گاهی اینطوری میشم دلم زندگی قبل رو میخواد
خداروشکر میکنم بابت بچه ای که بهم داده ممنونش‌هم‌هستم ولی
خیلی مسئولیت داره
باید باهاش کنار بیایم
بزرگ میشن و دلمون برا این روزا تنگ میشه مطمعنم
کاری نمیشه کرد عزیزم
برا شما که بچه دومتونه‌اگه زودتر میوردین‌فک کنم بهتر بود
چون آدم هرچی سنش بالاتر بره حوصله و صبرش‌کم میشه
کاش ادم‌کمکی داشته باشه دوتارو پشت هم بیاریم که یه دردسر بشه🥺

طبیعیع عزیزم یکم دیر به فکرش افتادی ولی ماشااللع بدنیاش اوردی سعی کن به مثبت ها فکر کنی

اصلن ب این چیزی فک نکن بگو من میتونم من ک ۱۹سالم هست خداروشکر با وسواس زیاد با مرتبی دارم بچم بزرگ میکنم

سوال های مرتبط