سعی نکن بهش بگی ترس نداره چرا میترسی یعنی کلا احساسش رو بپذیر بگو گاهی پیش میاد هر آدمی بترسه اینم یکی از احساسات آدماس
پسر منم همینجور بودن، فیلمهای ترسناک نشونش دادن دیگه دسشویی هم میرفتم دنبالم میومد پشت در مینشست، براش توضیح دادم که همه اون شخصیتها الکیه، آدم معمولی هستن اونجوری گریم میشن یا ماسک میزنن براش نمونش رو توی گوگل پیدا کردم و نشونش دادم پیشنهاد دادم میخای برات ماسک یخرم خودت ترسناک بشی، کم کم خودش بیشتر توی گوگل دید و الان دیگه خداروشکر نمیترسه
ببین توی اسفند یه نمک های شفاف هست بهش مبگن زاج یکم ترش مزه اس یه تیکه بهش بده میگن خیلی خوبه برای قوت قلب و نترشیده از تاریکی خودم یه مدتی خیلی مترسیدم از تاریکی و اصلا یه خوف وحشتناکی داشتم یه تیکه خوردم و واقعا جواب داد شماهم امتحان کن ضرر نداره
ترسش رو انکار نکن
همراهی کن باهاش
و زمان بده تا کم کم از ذهنش بره
پسر منم ترسیده بود از بازی کع تو گوشی دخترم بود
شب تو خواب جیغ میزد
حدود یک ماه کشید تا کم کم فراموش کرد
باید باهاش صحبت کنی فقط شنونده باشی ببینی چی تو ذهنشه مثلا مامان بازی پسرخاله چجوری بود ب نظرت چرا اینکارو میکرد خوب ک حرف زد و فهمیدی شد موضوع چیه باهاش حرف بزن بگو میدونم ذهن کوچولوت نگران شده ولی واقعیت اینجوری هست ک ..... و شروع کن در قالب قصه واقعیت ها گنجوندن انوقت دیگ کم کم با موضوع کنار میاد امیدوارم مفید باشه براتون .
باهاش تو تاریکی و نور کم بازی کن سایه بازی کن قایم موشک تو نور کم پیدا کردن وسایل تو نور کم و تاریکی کم کم میریزه
منم بچگیم یادمه داییم جلوم از جن میگفت بعد من بیچاره دسشویی حیاط روبرو یه انبار قدیمی خلاصه تا میرفتم و برمیگشتم در میرفتم اما هیچ وقت از ترسم نمیگفتم فک کن بزرگم بودما ده سال واقعا کار بدیه اثار مخربی داره هموزم فیلم ترسناک ببینم اون حس میاد .لطفا با والدین اون بچه حرف بزن درستش کنن ضربه بدی زده روان بچه بهم ریخته
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.