۹ پاسخ

فکر کن یه مسافرت میری خب شکم رو آدم همه جا داره دیگه .ببرین .مخصوصا تو وضع الان که گرونی تو مواد غذایی سربه فلک گذاشته

مرغ میوه برنج

بستگی ب درآمد و مدل خانوادت داره اگر فکر میکنی تو زحمتن و براشون سخته ببر اگر نه که نیازی نیست

اره من همه چی میگیرم میبرم قبلا فقط میوه و شیرینی می‌گرفتم ولی الان مواد غذایی هم میبرم مثل مرغ و رب اینا

عزيزم شرایط نگاه کن مثلا پدر مادر دارند نیاز به چند گیلو میوه تره بار رب روغن مرغ ما نداره آسوده برو ولی درآمد اونا پایین هستش تو هم وسایل بخر ببر باهم خوش باشین

من مامانم اصلا نمی‌ذاره چیزی بخریم مگر میوه ببرم موقع برگشت هم یه عالمه وسیله برام می‌زارن خدا پدر مادرا رو حفظ کنه برامون

من اجازه نمیده الآنم یکماه هستم اجازه نمیده خریدی کنم حتی خوراکی بچم هم میخره منم خیلی سختمه اینطوری راحت نیستم

ماهم شهر دور هستیم میریم خونه پدر شوهرم چند روزی بمونیم برنج .مرغ .تره بار می‌بریم

مثلا هرسری ک میری یه مقدار میوه و تربار ببر یا نون یا مرغ... .
من این‌چیزها میبرم خودم

سوال های مرتبط

مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
سلام یه مشورتی باهاتون دارم دیروز که می خواستم ماهلین رو ببرم پیش دکترش گفت خواهرشم بیار گفتم باشه و بردمشون هر دو همزمان تو اتاق بودن من بیرون نشسته بودم چون نمیزارن مادر باشه ولی بیرون کاملا صدای خانوم دکتر میاد جلوی هر دوشون تمرین گذاشته بود ماهلین اصولا وقتی همزمان با هم بخوام تمرین کنم همکاری نمی کنه و انگار اعتماد به نفسش پایین میاددیدم دکتر هی داره بهش تذکر میده که ماهلین بالای صفحه رو نگاه کن ماهلین بیشتر دقت کن بعد دیدم عصبانی شد سرش یه کمی داد کشید و دعواش کرد که چرا اینجوری می کنی اونم افتاد به گریه هی بهش می گفت گریه نکن توجه کن و درآخر گفت ببین خواهرتو من می دونم وقتی با هم بخوام کار کنم‌ماهلین اذیت می کنه در بیشتر مواقع و من و باباشم دیوونه کرده با این کاراش لجبازی داره هیچکس غیر از من بچشو نمیشناسه ولی من میگم من بی سوادم مادرشم و یه دیپلم ساده دارم ولی چرا دکتر مملکت اینجوری باید رفتار کنه اگه تنها بود اینقدر ناراحت نمیشدم ولی چون خواهرشم باهاش بود میگم اعتماد به نفس بچه رو سرکوب کرده من از این لحاظ خیلی ناراحت شد این خانوم استاد مشاوره بچه هامه من با مشاورشون راحتم گفتم تلفنی جریان دیروز رو باهاش در میون بزارم کار و تشخیص خانوم دکتر عالیه ولی این رعتارشو نپسندیدم و بهشم گفتم اینا با هم باشن اذیت می کنند و به صورت جداگانه خیلی عملکردشون بهتره تا وقتی با هم کار بشه بعد جلوی ماهلین گفت دلوین خیلی بهتره ولی این اذیت می کنه خوب این بچه می فهمه احمق که نیست ماهلین خیلی دختر حساسیه و زود بهش برمی خوره من فوق العاده از این کاره خانوم دکتر ناراحت شدم به نظرتون چی کار کنم ؟؟نمی تونم درمانشم قطع کنم به نظرتون گذشت کنم اینبارو؟؟یا تذکر بدم ؟؟
مامان عسل نازم مامان عسل نازم ۵ سالگی
سلام مامانا
می‌خوام یه درد دل بکنم
از روزی که بچم به دنیا اومد همه فکر و ذکر شد دخترم. کارم رو به خاطر دخترم گذاشتم کنار و به خاطر کار شوهرم که بیرون شهر بود شهر زندگیم هم عوض کردم و الان غربت نشین شدم. حالا هم به یه زن افسرده و زودرنج تبدیل شدم که هیچ چیزی خوشحالش نمیکنه. هم خودمو نابود کردم و هم دخترم داره مثل خودم افسرده میشه. تصمیم گرفتم برگردم به شهر خودم هر چند که از همسرم دور میشم و دیگه کمتر همدیگه رو میبینیم ولی باز می‌دونم تو شهر خودم چی به کجاست و همه جاهاش رو میشناسم و ممکنه روحیه‌م رو دوباره به دست بیارم. من به خاطر اینکه دخترم شبها بابا بالای سرش باشه حاضر شدم بیام تو شهر غریب ولی خودم دارم دیوونه میشم چون اینجا هم که هستیم خیلی امکاناتش کمه واسه همین گفتم به خاطر خودم و دخترم که شده باید دوری رو تحمل کنم ولی هر چی فکرشو میکنم میگم چرا زندگی من باید اینقدر دچار چالش باشه چرا نباید مثل دیگران زندگی کنم چرا باید یه موقعیت رو فدای یه موقعیت دیگه بکنم و هزارتا چرای دیگه و تنهایی و غم و اشک😔
مامان نفسم و پسرم💚 مامان نفسم و پسرم💚 ۱۲ ماهگی
سلام خانوما ببخشید بابت سوالم من میل جنسیم بالاست توبارداری هم دکتر گفته ممنوعیتی نداری میتونی رابطه داشته باشی ولی شغل شوهرم ۶ ماهه جوریه شبا خیلی دیر میاد اصلا وقت نمیشه یا باید تند تند باشه که من چون تو دخول ارضا نمیشم و پیش نوازی طولانی میخوام اذیت میشم بعدم تا حموم برم بخوام بخوابم اذان صبحم گفته به شوهرم میگم هروقت زود اومدی رابطه داشته باشیم چون ۶ ماهه تو این کاره ساعت کاریش دست خودشه از روز اول من گفتم ساعت کارتو درست کن چون میتونه ولی نمیکنه هر سری یه بهونه میاره میگم صبح زودتر برو شب زودتر بیا بدنم کم خوابی اذیت میشه خلاصه تو این مدت کلا سر جمع یه هفته دوساعت زودتر اومده همین جمعه و روز تعطیلم نداره
تو روز هم که بچه بیدار میشه یکی دوبارم تو روز داشتیم ولی چون من بعدش ضعف میکنم و عضله هام اسپاسم میشه سختمه تو روزچون دیگه نمیتونم بعدش بخوابم
الان چند روزه من هی از خواب پا میشم یا نصف شب از خواب پامیشم از نیاز جنسی ب نظرتون چیکارکنم؟
فرزندپروری تب سرماخوردگی