۹ پاسخ

تازه ۱ماهه که پسربچه هنوز شیطونی هاش اذیت هاش دندون ختنه اینا مونده خداقوت مادر

من اولین بچه ای ک قراره ببینم بچه خودمه😁
ولی با این وجود از تمام سختیاش اگاه بودم
من دوس نداشتم بچه دارشم ب اصرار شوهرم اوردم اونم خیلی خوش بین بود کلیییییییی براش توضیح دادم ک اینجوری نیست ک تو فک میکنی خیلی سختی داره و این حرفا
خلاصه سعی کردم امادش کنم هم واسه سه ماه اول ک خیلی سخته هم بعدها دردسراشونم بیشتر میشه دیگه

واقعا بارداریت آروم بود؟ من همش خودمو سرزنش میکنم چون محیط کارم خیلی چالش داشتم و اذیت شدم میگم شاید واسه اون بچم الان نا ارومه. عذاب وجدان گرفتم😭

عزیزمممم

منم،دارم دیوونه میشم😭

کلا بچه با روتین ارومه
الان بچه من‌نود تا شیر میخوره
ولی یک شب بهش صد وبیست تا میدم
از ساعت یازده هم چراغ و خاموش میکنم ک متوجه بشه شبه
بعد میخوابه
دیگ سه صبح بیدار نمیشه کامل میخوابه تا دقیق شیش اینا
دوباره شیر میخواد
اینجوری هم ت سن کم شیر شبو ترک کرده هم اینکه خودتم ی چند ساعت میتونی استراحت کنی

خسته نباشی عزیزم
هنوز اولشه بعدش ب مرور روتینش دستت میاد
مثلا من صبحا بیدارشدنی کل لباس و پوشکو اینارو درمیارم (میشورمش حتی اگ فقط جیش کرده باشه)
لباسشو عوض میکنم و فقط شلوار میپوشونم دیگ پوشک نمیبندم اصولا ظهرا
سه ساعت یبار شیر میدم چون زودتر بدم بالا میاره
دیرترم بدم قندش میوفته
حمومم دو روز یکبار
شبام با روغن زیتون ماساژش میدم ک راحت تر پی پی کنه
چون اصولا بچه ها بخاطر یا شیر یا جای کثیف یا پی پی کردن گریه میکنن

منم 😅

دقیقا هیچکس نگفته بود چقد سخته مخصوصا بیخوابی و مدام لباس شستن ولی بازم خدارو شاکرم ک بچه دارم اینا هم میگذره توکل بخودش 🤲🏻

سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی ۱ ماهگی
سلام مامان ها بچه ی منم بالاخره به دنیا اومد خیلی سخت بود... بدون درد بستری شدم و با امپول فشار زایمان کردم از ۷ صبح بستری شدم تا ۱۲ شب بالاخره به دنیا اومد... اینقدر سخت بود که اصلا نمیخوام دوباره تجربه ش کنم.... دهانه ی رحم من هی باز می‌شد و دوباره بسته میشد هی امپول و سرم میگرفتم یه مقدار باز می‌شد باز دوباره بسته میشد آخراش هرچی خواهش و التماس میکردم که منو ببرن سزارین اما قبول نمیکردن با اینکه بیمارستان خصوصی بود و فکر میکردم راه میان باهام اما هیچ رحمی نداشتن اصلا.... نمیخوام بکم زایمان طبیعی بده چون واقعا به بعضی ها خیلی خیلی خوب می‌سازه و خوب زایمان میکنن اما برا من اینقدر سخت بود که واقعا پشیمونم از انتخابم من فکر میکردم ورزش و این چیزا جواب میده اما برا من اصلا جواب نداد.... فقط به همه توصیه میکنم قبل زایمان طبیعی چند بار معاینه بشین اکه هر بار تو معایناتتون پیشرفت و بعد پسرفت داشتین ممکنه دهانه رحمتون مثل من باشه و خیلی اذیت بشین اگه اینجوری هستین به خودتون لطف کنین و مستقیم برین سزارین... من مردم تا این بچه رو به دنیا آوردم واقعا
مامان تیارا مامان تیارا ۳ ماهگی
تو اتاق عمل فقط منتظر بودم صدای بچه را بشنوم وقتی صدای بچه را شنیدم آروم شدم همینطور اشک می‌ریختم دکتر بهم گفت زایمان خیلی سختی داشتی ولی خداراشکر بچه سالمه بچه را آوردن گزاشتن کنار صورتم اون موقع خوشبخترین آدم دنیا بودم دیگه چیزی از خدا نمیخواستم.اوردنم تو ریکاوری تا بی حس بودم ماساژ رحمی دادن خیلی هم سخت نبود اونطور که میگفتن.بعدم آوردن تو بخش شوهرم اومد بالاسرم بچه را هم آوردن دیگه آروم آروم بودم ولی همراه نداشتم و نگران بودم.چند ساعتی طول کشید تا مامانم اینا اومدن و رسیدن.
خداراشکر بچه کامل بود نیاز به دستگاه هم نداشت همش استرس داشتم که بره تو دستگاه ولی همه چی خوب بود.
من تو بیمارستان دولتی زایمان کردم ولی اصلا از پرستارا‌ راضی نبودم.وفتی اومدم تو بخش منی که بچه اولم بود و تجربه نداشتم بهم آموزش درستی ندادن فقط گفتن شیر بده و رفتن یه خانمی از همراه های تخت بغلی اومد کمکم ولی سینم زخم شد بچه گریه میکرد مجبور شد شیر خشک بده بهش.
کلا آدمی که تازه زایمان کرده شیر نداره منکه ندیدم کسایی که با من بودن یک نفرشون شیرشون‌ نمیومد همه مجبور شدن شیر خشک بدن ولی پرستارا خیلی بد اخلاق بودن و اصلا توجه نداشتن به حال مادرا.
من خودم امروز بعد از چند روز تازه شیرم یکم راه افتاده ولی اونا یکساعت بعد از عمل میگفتن باید شیر بیاد از سینت.
شما بگید روزای اول بعد زایمان سینتون شیر داشت؟؟؟؟؟