خلاصه تا آماده بشم و دکتر بیاد ساعت های ۴ بعد از ظهر روز ۸ اردیبهشت شد.
رفتم اتاق عمل و دکتر دعوام کرد که تو حتما ورزش نکردی این چه طرز بارداری هست و منم گفتم بخدا از ۲۰ هفته کلاس ورزش میرفتم و واقعا هم همین بود. فعالیت خیلی زیاد داشتم . حتی تو زایشگاه یک سره ورزش میکردم اما خب نشد.
من بی‌حسی از کمر بودم که حقیقتا بی حسی رو که زدن واقعا از آمپول هم دردش کمتر بود ، باورم نمیشد که حتی نفهمیدم دقیقا کی بی حس شدم و سوزن وارد شد 😅
سوند گذاشتن هم درد نداشت برام . سوزش داشت با یک حس عجیب غریب
بعدشم که عمل رو شروع کردن قشنگ می‌فهمیدم برش زدن رو اما مطلقا دردی نداشت.
خلاصه‌ عمل سزارین از آب خوردن هم راحت تره
اما نگم از بعدش
داغون شدم . بخصوص برای پاشدن. وای خیلی وحشتناکه
برای یک دستشویی ساده می‌میرم و زنده میشم.
هرچی که بود خدارو شکر تموم شد و سالمیم♥️
لطفاً اگر تجربه ایی هم برای این درد زیاد شکم و بهبودی سریعتر جای بخیه ها دارید بهم بگید . مرسی ♥️

۱ پاسخ

با شامپو بچه بشور
با حوله تمیز خشک نگه دار
هرروز چک کن بخیه هاتو
اگ تونستی یکم عسل بزن زود ترمیم بشه
یا تتراسایکلین(پمادچشمی) بزن
یا ترمیم کننده بزن من سی گل زدم خوب بود

سوال های مرتبط

مامان آرنیک مامان آرنیک ۹ ماهگی
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان نیلماه🌙✨ مامان نیلماه🌙✨ روزهای ابتدایی تولد
خب میخوام از تجربه سزارین بگم از اونجایی که خودم استرس سز داشتم و همیشه دنبال تاپیک و تجربه های بقیه از سز بودم ، تصمیم گرفتم براتون خلاصه بنویسم
اگر برگردم عقب بازم سزارین رو انتخاب میکنم
به محض اینکه رفتم بیمارستان برای کارای پذیرش بهم گفتن دکتر اومده سریع اماده شو از وقتی که وارد بیمارستان شدم تا اماده ام کنن و منو بفرستن اتاق عمل کلا ۱۵ مین شد تا اومدم استرس بگیرم همه چی تموم شد … بیشترین ترسم از سوند بود که هیچ دردی نداشت فقط سوزش داشت احساس بی اختیاری ادرار داشتم. دومین ترسم از این بود که از کمر بی حس بشم و اتفاقات اطرافمو متوجه بشم که اونم با دکتر بیهوشی حرف زدم و با رضایت خودم بیهوش شدم وقتی بهوش اومدم درد شکم داشتم ولی قابل تحمل گفتم درد دارم پمپ درد زدن کلا دیگه دردم سبک شد از عوارض بیهوشیم فقط گردن درد و شونه درد داشتم ولی هم خودم هم بچه بی حال نشده بودیم … و اگر بخوام از اولین راه رفتن بگم درد داشت سخت بود ولی اونم قابل تحمل بود چیزی که همه از پسش بر میان … اگر بخام از کل سختی سزارین بگم ۴/۵ روز اول جای بخیه هام حین نشستن بلند شدن خوابیدن سوزش کشیدگی داشت همین و تمام
مامان سارینام🩷 مامان سارینام🩷 ۲ ماهگی
پارت چهارم سزارین
همشون گفتن بیهوشی برا بچه خوب نیس سریع وارد خون میشه من میگفتم بخاطر کمردردای بعدش و امپول بی حسی از اینکه بی حس بشم میترسم بهم گفتن اصلا دلیل علمی برای اینکه بی حسی باعث کمر درد میشه نیس اونایی که کمر درد میگیرن در اصل دچار دیسک میشن بخاطر سنگینی بچه وبارداری
گفتن بی حسی میشه بچه رو دید حس خوبیه و اینکه چون کم کم از بی حسی در میای کم کم متوجه درد میشی ولی بیهوشی تا به هوش میای درد شدید داری و برای امپول هم گفتن اصلا دردش از سروم زدن کمتره
خلاصه قانع شدم برای بی حسی رفتم اتاق عمل یه خانومی خیلی مهربون و قشنگ برام توضیح داد که میخاد امپول بزنه باهاش همکاری کنم زیاد دردی نداره و فلان و واقعا دردش از سرومی که برام زدن کمتر بود و ده ثانیه هم طول نکشید اصلا تو شوک بودم که واقعا همین؟خیلی راحت بود بی حس شدنم کم کم پاهام گرم شد موقع عمل ی حس خوابالودگیم بهم دست داده بود متوجه گذر زمان نمیشدم فقط میدونم ۱۱رفتم اتاق عمل۱۱و۲۰بچم ب دنیا اومده بود هیچیم از عمل نفهمیدم اینکه میگن بچه رو در میارن ادم تهش متوجه میشه اینا نه اصلا انگار عادی خوابیده بودم
ادامه پارت بعد
مامان گل گلی مامان گل گلی ۱۰ ماهگی
سزارین
پارت یک

نه ماه نمی‌تونستم تصمیم بگیرم که طبیعی زایمان کنم یا سزارین
شرایط هر جفتش برام مهیا بود ، اما بلاخره پایان نه ماه فشارم بالا پایین شد و بچه هم تا هفته ۳۹ تو کانال زایمان نیفتاده بود و هیچ دردی نداشتم دکترم تصمیم گرفت که سزارین کنم و منم واقعا خوشحال شدم چون یه بار زایمان طبیعی با آمپول فشار انجام داده بودم و واقعا برام سخت گذشته بود

خلاصه ساعت چهار و نیم صبح حرکت کردیم و پنج رسیدیم بیمارستان رفتم و آزمایش ها و ... رو انجام دادند بعدش ساعت هفت و نیم وارد اتاق عمل شدم
نکته ای که میخام بهتون بگم برای من واقعااا سوند گذاشتن هیچ دردی نداشت هیچی انگار نه انگار که سوند گذاشتند
تو اتاق عمل همه کار خودشون رو به سرعت انجام دادند و من رو یه ذره هم کردند و آمپول بی حسی زدند برام عین تموم امپولا بود دردش درد وحشتناکی نداشت
به سرعت درازم کردند در عرض پنج ثانیه بی حس شدم و خودمم استرس گرفتم که دکترم فهمید و آرامش بخش بهم تزریق کردند
مامان پسته پسر👶💙 مامان پسته پسر👶💙 ۳ ماهگی
#تجربه سزارین ۱
بخاطر طولانی بودن‌ و محدودیت گهواره مجبورم‌توی چند‌پارت این‌تجربه رو باهاتون شریک بشم .
من تجربه های مختلف رو تو گهواره خونده بودم و با کلی اضطراب ساعت ۶/۵ صبح ۲۶ خرداد رفتم بیمارستان برای تشکیل پرونده .
بعد از گرفتن فشار خون و nst نوبت سوند زدن شد. من از قبل به دکترم گفتم سوند رو تو بی حسی بزنیم اماقبول نکردمتاسفانه .
سوند : سوند زدن برای من یکمی دردناک بود چون ترسیده بودم وخودمو سفت میکردم . اگه بدنتون رو شل کنید متوجه نمیشین چون خیلی سریع انجامش میدن درحد چند ثانیه .بعد از سوند احساس سوزش داشتم و نشستن واسم سخت شده بود . بیست دقیقه ای منتظر شدم که صدام زدن رفتم اتاق عمل . اونجا اضطراب زیادی داشتم اما پرسنل اتاق عمل مخصوصا دکتر بیهوشی اینقدر مهربون و خوش رو بودن وسعی میکردن کمی آرومم کنن.
آمپول بی حسی : آمپول بی حسی برای من درحد یه سوزش ساده بود و واقعا ترسناک نبود به محض اینکه آمپول بی حسی رو زدن پاهام داغ شد اما دکترم گفت یه گفت ۱۰ دقیقه طول میکشه بی حس بشی و من میخوام بتادین بزنم ممکنه سردیش رو حس کنی پس نگران نباش ، اما به یک دقیقه هم نکشید که فشاری زیادی رو شکمم حس کردم و صدای پسرکم رو شنیدم و اونجا متوجه شدم دکتر خیلی زود کارش رو شروع کرده بود برای اینکه استرسم کم بشه اینطوری گفته بود.🙃