خب تجربه اولین تجربه از شیر گرفتن سلین رو بگم🫡
واقعا سخته خدایی دلم براش کبابه اول از همه اینو بگم برا شیر گرفتن دلتونو بزرگ کنید ک اذیت شدن بچتون کاری نکنه دوباره شیشه شیر بدین دستش
⬅️من از دیشب شروع کردم تا صبح خواب نداشت همش گریه میکرد خداروشکر مامانمم بود کمکم میکرد یه دم اون نگهش می‌داشت یه دم من
⬅️همش بغل میخاست یا خوراکی منم ن خوراکی دادم نه بغلش کردم حالا گارد نگین ک چرا اینکارو نکردم چون مادرشوهر خودم پسر کوچیکشو ک از شیر گرفت بهش عوضش خوراکی داد یعنی بجای شیشه شیر اعتیادش به خوراکی شد ک الان ۴ سالشه هنوزم شبا باید خوراکی بخوره دوم اینکه سلین زود وابسته همه چیز میشه دیگه گفتم اگه زیاد بغلش کنم دیگه خب ب غل عادت میکنه هرشب باید بغلش کنم بچرخونم ک بخابه
⬅️امروزم خداروشکر اصلا گریه نکرد برا شیشه اش یکی دوبار یکم نق زد بعدش سرگرم بازی شد
امیدوارم امشب مث دیشب اذیت نکنه واقعا خیلی رو مخ بود دیشب دیگه باید از شیر میگرفتمش🫡
تا تجربیات بعدی خدانگهدار😐😂مث تو فیلما

۳ پاسخ

شیر چی میدی بهش بجا شیر خشک

شبا چندبار بیدار میشد واسه شیر

انشالله ک دیگه امشب رااااحت بخوابین عزیزم مرسی ک تجربتو گفتی

سوال های مرتبط

مامان آراز و آروین💙 مامان آراز و آروین💙 هفته سی‌وپنجم بارداری
از روز چهارشنبه هم تصمیم بر این شد حالا ک دیگه آمادگیشو داره کامل از شیر بگیرمش. ظهر ک میخاست بخابه از هر روز یکم دیتر خابوندمش ک خوب خسته بشه و باباش بغلش کرد سریع خابش برد .شب ک شیر میخاست چسب زدم و بهش گفتم ممه اوف شده اول خندید بهش گفتم دست بزن اصلا دست نزد و دیگه نگفت ممه میخام. میومد بهم می‌چسبید و دست میکشید رو لباسم ولی می‌گفت مامان آب بده. منم آب بهش میدادم. و دوباره شب ک خیلی خسته شد باباش بغلش کرد و خابوندش. توی خواب عمیق هم ک بود دوبار بهش شیر دادم ک اصلا متوجه نشد. ی بارم شب بیدار شد برام جالب بود ک ن گریه کرد ن می‌گفت ممه بده فقط همش بغلم میکرد یه ساعت همش تکون خورد و خابش برد. دیروزم روز دوم بود خداروشکر خوب بود اصلا بهونه نگرفت. دیشبم تو خاب بهش شیر دادم. امشب هم واسه آخرین بار میدم و دیگه تموم.
فقط این مهمه ک متوجه بشید بچه امادگیشو داره اینجور واقعا اذیت نمیشه و شما هم اذیت نمیشد‌
ی چیز دیگم میخام بگم ک برای من واقعا عین معجزه بود. چون پسرم ب شدت وابسته سینه بود.
اگ واقعا ب قرآن اعتقاد دارین سوره بروج واسه راحت از شیر گرفتن معجزه می‌کنه. من روز اول ۷ بار خوندمش و این دو روز هم روزی یک بار میخونم. پسرم واقعا آرامش گرفت و راحت داره براش میگذره انشالا برای شما هم راحت بگذره و مارو هم دعا کنید 😍♥️♥️🌹🌹
مامان جذابم👀❤️ مامان جذابم👀❤️ ۲ سالگی
سلام تجربه من از شیر گرفتن پسرم

پسرم کامل شیرخشکی بود تا یک سالگی مرتب میدادم یک سال و یک ماه بهش شیر پاستوریزه دادم اینم بگم شیر شبشو از ۸ ماهگی کم کم کامل قطع کردم اون یک سال ‌و یک ماهگی که شیر پاستوریزه رو شروع کردم فقط روزا بود تا یک سال ‌و دو ماه بهش پاستوریزه دادم بعد یه قوطی شیر خشک گرفتم نان دیدم بدجور بچه یبوست شد دیگه دوباره پاستوریزه رو شروع کردم بهش ماست و پنیرم میدادم تا یک سال و ۵ ماه دیدم بچه بدجور به شیشه وابسته شده مدادم روزا در حال مکیدن بود غذا نمیخورد فق شیشه دیگه تصمیم گرفتم ازش بگیرم دیگه موقعی که شیر میخواست سرگرمش میکردم نخود و کشمش میدادم یا خوراکی‌های مجاز فقط بگم تا یه هفته موقع خواب اذیت میکرد ولی صبر میخواد شیشه شیر هاشو هم قائم کردم گفتم سگ کوچولو چو چو اومده برده😂
دیگه کم کم خودش نخواست الان بچه من راحت چندین ماه از شیر گرفتمش واقعا آدم راحت میشه بچه بهترم غذا میخوره بازی میکنه قبلش فق شیشه به دست بود
مامان کوهیار مامان کوهیار ۲ سالگی
شیر خشک بچه شیر نی نی
تجربه گرفتن از شیر
چندبار توگهواره پرسیدم مامانا گفتن ما تصمیم گرفتیم یهو ازش گرفتیم ،اومدم همینکار کنم دیدم بچم چند روز غذا نخورد دنبال شیر بود
پس اومدم ماه اول شیر روز مقدارش کم کردم ،مثلا هفته اول فقط مقدارش بود سه وعده دادم هفته دوم یک وعده همراه با مقدار کم کردم، مثلا صبح دیگه ندادم ولی قبل خواب ظهر و شب بود ،بعد اومدم ظهر قطع کردم ولی و یک وعده شیر با لیوان و نی و یک‌وعده با شیشه میدادم بهش، دو هفته فقط قبل خواب شیر دادم ولی از ۲۱۰ تا رسیدم رو ۳۰ تا یبار تست کردم ۶۰ تا دادم دیدم عق زد گفتم پس ۳۰ تا میدم ،شیشه ها و قوطی شیر از جلو چشمش ورداشتم روزا ایراد میکرفت غذا و خوراکی شیر ماجان دادن تا قوطی شیرش تموم شد ،شوهرم گفت بخرم گفتم نه بزار ماجان بخوره شکمش پره ماجان با شیشه نخورد پرت کرد منم شیشه دور ترین جا گذاشتم شده بود ساعت ۳شب غذا درست میکردم یا گرم می‌کردم بخوره دیدم شیشه شیر میبینه میگه مامان اخه یا میزاره کنار
ولییییییییی مصرف میوه اش رفته بالا گاهی شبا میوه میخواست جای شیر ک خداروشکر اصلا نفهمید چطور ترک کرد
ولی حوصله میخواد باهاش کلی بازی کنی
من براش رنگ انگشتی ،دفتر مداد شمعی خریدم ک سرگرم بشیم😅
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد