۵ پاسخ

الهی بگردم چقدر اذیتت کردن همش میگذره همینکه نیهان عزیز سالم به دنیاارزش داره 🥰

خیلی زایمان سختی داشتی انشاالله بهتر بشی

انشاالله عزیزم راحت مرخصید جفتتون

الهی بگردم
انشالله مرخص بشی بری خونه راحت بشی

ان شاءالله به سلامتی و قدم ش پراز خیرو برکت باشه

سوال های مرتبط

مامان نینی🩷 مامان نینی🩷 ۱۰ ماهگی
#پارت-۳
دیگه واقعا طاقت اونهمه درد رو نداشتم...۴ تا سرم فشار بهم زده بودن، اون وسط دوتا آمپول فشار زدن که دیدن اونا اثر نمیزاره سوند وصل کردن با سوند دارو وارد بدنم میکردن💔💔💔
اینقدررررر دردم زیاد بود که اون وسط چندبار از حال رفتم که ب ضرب آی و سیلی ب هوش آوردن
آخر دیگه کم کم دهانه رحمم داشت باز میشد که بهم گفتن زور بزن جیغ نکش
دیگه وسط درد و جیغ زور میزدم که هرچههه زودتر تموم شه که گفتن سرش معلوم شد
سریع بردن رو تخت زایمان و زور و زور و زور تا بچه سرش اومد بیرون و ی قیچی زدن و بقیه بدنش هم اومد بیرون و همزمان درد تموم شد
بعدش دوتا آمپول بی حسی زدن و شروع کردن ب بخیه زدن. داخلی رو ک بخیه میزدن متوجه نشدن اما بیرون رو ک بخیه میزدن ب معنای واقعی کلمه عربده میکشیدم🥴
تا خلاصهههه تموم شد🫢
از ماما هم پرسیدم ک چقدر بخیه خوردم ک گفت اینقدر بخیه خوردی ک شمارش نداره🥲
هنوز ک هنوزه درد دارم و ب زور میشینم. اونجا هم خود دکتر گفت ک ت با سزارین هیچ فرقی نداری و بخاطر حال بدم ب مامانم کفتن پیشم بمونه
ک دیکه خداروشکر فرداش اومدن معاینه ک چیزی تو بدنم نمونده باشه و مرخصم کردن😪
اینم از تجربه ی زایمان طبیعی ک ب شدت اذیت شدم و حتی اگه میلیارد ها پول بدن حاضر نیستم ی ساعت برگردم ب اون درد😫😭
مامان گیلاس مامان گیلاس ۱۳ ماهگی
پارت پنجم🙂💕

کمکم کردن رو صندلی زایمان بشینم خودش بی حسی زد و با قیچی برش داد پرستار هم بالا سرم داشت سرم رو واسم وصل میکرد و با چنتا زور خداروشکر بچم ب دنیا اومد بهشون گفتم بزارینش رو سینم اون لحظه قشنگ رو با هزارتا درد و سختی خریدار بودم بعد بخاطر مدفوع کردنش گذاشتنش داخل زیر اکسیژن تا بخیه هامو زد و روپوش زایمان رو با لباس بخش عوض کردم بچمو اوردن برام و یادم داد ک چجوری سینمو بزارم دهنش و شیرش بدم...

خلاصه بگم ک زایمان طبیعی ی آدمی رو میخواد ک قاطعانه تصمیم گرفته باشه وادم صبور و با اراده قوی باشه بخاطر موقع اومدن بچه حس کردم ک استخونام ب معنای کامل باز شدن

اینم بگم مامایی ک گرفته بودم نرسید بهم بخاطر پاره شدن کیسه آب ولی ب ماما بخش توصیه کرده بود ک هیچ دانشجویی نزدیکم نشه و خداروشکر ک فقط ماما بخش و ی پرستار ک زیر دستش بود منو زایمان داد اخه چنتا ک برا زایمان اومده بودن دانشجوها بیچارشون کردن یا بخیه اشتباه میزدن و باز میکردن یا بلد نبودن و میزاشتن طرف جونش دربیاد تا بچش دنیا بیاد ی خانومی ۹سانت بود ولی نمی‌دونست چجوری همراهی کنه و اونا هم هیچی بلد نبودن سزارینش کردن بیچاره درد طبیعی رو کامل کشیده بود
مامان تیارا مامان تیارا ۱۲ ماهگی
#تجربه زایمان طبیعی من 3
بیچاره پرستارام ترسیده بودن ازم ب حدی ک رفتیم برای عمل یکی از پرستارای همراهم گفت بیمارو رو تخت بخابونین شروع کنین من خودم فرمشو پر میکنم رضایتشو میرم از همسرش میگیرم.من خودم زود پاشدم خابیدم روی تخت ب دکتر گفتم ت رو خدا شروع کن الان دردم شروع میشه قلبم دیگه کشش نداره.شروع کردن ب ضدعفونی کردن شکمم و برام بیحسی تزریق کردن من ی طرف شکمم سر شد طرف دیگه حس داشتم حتی ب بیهوشی بالای سرم گفتم گفتش ک الان اوکی میشم ولی من بیحس نشدم و میتونستم راحت پاهامو تکون بدم.من حتی وقتی ک با تیغ داشت شکمم رو میبرید سوزششو حس کردم باز ب دکتر بالای سرم گفتم ک گفت امکان نداره چرا بیحسی روت اثر نمیزاره.من ک شروع کردم ب اوق زدن فهمیدن ک دروغ نمیگم و واقعا حس میکنم زود برام بیهوشی زدن و تازه داشتم بیهوش میشدم دخترمو گذاشتن توی بغلم و بعدشم ب خواب رفتم.
توی ریکاوری ک بهوش اومدم اومدن بالاسرم و دیدن ک خونریزی شدید دارم ب حدی ک دست ب شکمم میزدن و ی فشار کوچیک میدادن کلی ازم خون میرفت علتشم گفتن ب خاطر زور زدنم حین زایمان طبیعی بوده ک خداروشکر بعد سه ساعت خونریزیم ی حد نرمالش رسید و فرستادنم بخش.بعدشم ک دخترمو اوردن و کلی دردایی ک تا اون لحظه کشیدم بودم فروکش کرد و فقط خداروشکر میکردم ک اتفاقی براش نیوفتاد و سالم ب دنیا اومد
مامان رادین🩵👶 مامان رادین🩵👶 روزهای ابتدایی تولد
مامان رایان 💙 مامان رایان 💙 ۶ ماهگی
مامان نورا کوچولو🧿 مامان نورا کوچولو🧿 ۱۲ ماهگی