دلیل حال بدت فقط شوهرت و خانوادشن اگه حمایت شده بودی اصلا این چیزا نبود چون کمک داشتی مادرت بوده ولی اونا باعث شدن حالت بد بشه حقم داری ازش نگذری توی این شرایط خاص ادم به حمایت نیاز داره نه دعوا
روز مراسم ینی دو روز بعدش باهامون دعوا کرد که لازم نیست مراسم بگیرین اومد در خونه پدرم اینا با مادرم دعوا کرد من شب قبلش با شوهرم دعوا کرده بودم رفته بود به مادرش گفته بود اونم اومده بود در خونه ما به مادرم گفته بود هرکسی پسرمو اذیت کنه اتیشش میزنم
حالا مادرم کوتاه نمیومد زنگ زد شوهرمو شست زنگ زد به پدرم
پدرم میگفت مراسمو بهم میزنم
شوهرم میگفت کوتاه بیاین زنگ بزنین ازهم دیگه معذرت خواهی کنین تموم بشه
تا پنج دقیقه اخر من نمیدونستم که شوهرم میاد مراسم یا نه چون گفته بود نمیام
خدا نگذره از همه شون
شوهرم و مادرش خیلی منو زجر دادن الانم به زور خودمو جنع و جور کردم اوایل حتی نمیخواستم پسرمو ببینم میگفتم چرا باید پسر این مردو من بزرگش کنم سختی هاشو تحمل کنم
به هرحال گذشت
من شوهرمو دوست ندارم مجبوری دیگه دارم میگذرونم خودش نمیدونه ک دوسش ندارم چون نه کمکم میکنه ن خوش اخلاقه اصلا دلم نمیخاد ببینمش
خیلی منو زجر داده بهش گفتم هیچوقت حلالش نمیکنم…..
نمیدونم چرا وقتی تاپیکتو پابه پا دارم میخونم احساس میکنم خودم نوشتمش گریم گرفت اونا باعث افسردگی من بعد زایمان شدن توو روز دوم زایمانم تا چهل روزگی پسرم با شوهرم کتک کاری داشتیم با شکم پاره مادر شوهرم باعثش بود بخدا هیچی نگفتم فقط گفتم زیر پسرم یه ملافه تمیز بنداز بچس عفونت میگیره بعد باعث شد شوهرم منو با شکم پاره و سینه ای که نوکش چاک خورده بود کتک بزنه حتی مادرمم کتک زدن خدا ازشون نگذره هیچ وقت نمیبخشمشون بخدا از قصد پدر شوهرمو آورد نشوند پیش منکه من نتونم دراز بکشم روز اول که اومدم خونه خودم خیلی درد داشتم به زور شیاف به بچم شیر میدادم انقد این کارو کرد تا زخمم عفونت کرد شدید خدایا من هیچی نمیگم خودت دیدی حق منو مادرم این نبود 😔💔
تو خیلی قوی مامانی
منم تو شرایط خوبی نبودم
واقعا شرایط سختی رو تحمل کردی تو یه مادر قوی هستی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.