۴ پاسخ

ولی بعضی مامانا هستن دارن میبینن که بچشون داره یه بچه ی دیگه میزنه بیخیالن نمیرن جدا کنن من چن ماه پیش دخترم بردم پارک دختر من اصلا دست بزن نداره هیچ بچه ای نمیزنه یه دختر 5ساله داشت میزد تو صورت دخترم مامانش هم داشت میدید حتی یه بچه که اونم با خودشون بود داشت بهش میگفت عمه بیا ببین داره میزنتش میگفت نه بازی میکنن من پشت سرسره بودم حس کردم دوباره داره میزنتش ولی مادرش روبه رو سرسره نشسته بود قشنگ میدید ولی بلند نمیشد به بچش بگه اینکارو نکن منم وقتی دیدم داره ایجور دخترمو میزنم زدم محکم تو صورت دخترش قانونش اینه اگه بچتو تربیت نکنی یکی دیگه بچتو تربیت میکنه بعضی مامانا هم دیدم تا میبینن بچشون داره یه بچه دیگه میزنه سریع میرن جدا میکنن ولی بعضیا مثل اون نه همه چی رو بازی میبینن یا شاید بازی نمیدید از خصلت و ذات کثیفش بود که نمیرفت جدا کنه از اون روز دیگه دخترمو که پارک میبرم رو به روش میشینم که حواسم باشه بهش چون واقعا بعضی مامانا بیخیالن یه دقه هم بچتو میبری پارک دلش باز بشه بدتر حال آدمو میگیرن

ولی عزیزم هر کس بگی بچه اش براش عزیزه.و ممکنه خدایی نکرده با هول دادن بچه شما.اون بچه بیفته و چیزیش بشه.بیشتر مادرا از این میترسن.وگرنه که بچه اس و هیچی.باید ما بچه بکشیم کنار و نزاریم

بله باید یاد بگیریم

مال شما ک خوبه ی بار پسر خواهرم تو ی لباس فروشی ی بچه رو آروم هل داده بوده اگ بدونی مامانش انقد فوش ناموسی ب خواهرام داده بود ..خواهرام و اونایی ک اطراف بودن بهش گفته بودن خجالت بکش بی تربیت و اینا...بعضیا شعور ندارن ولی بنظرم تا بچشون و زد باید جلوش بگیری خیلی ها حساس هستن

سوال های مرتبط

مامان Alisan🐰 مامان Alisan🐰 ۲ سالگی
امروز با مامانم رفتم دکتر نوبت داشت برا دستگاه نوروفيدبک.مامانم داخل اتاق بود زیر دستگاه منم با پسرم تو سالن انتظار نشسته بودیم که یه خانم مسن با یه پسر حدود ۲۸.۲۹ ساله اومدن پسره کنار پسر من نشست منم اینور پسرم بودم
پسرم دسشویی داشت وسیله هاشو همونجا گذاشتم رو صندلی و بردمش توالت وقتی برگشتم یه پسر حدود ۱۲ ساله جای من نشسته بود وسیله منم همونجا وسیله هارو برداشتم نشستم کناره اون پسر جوونه.اصلا تو ذهنم نبود ک جابه جا شم برم جایی دیگ بشینم مامانمم دیگ آخرای کارش بود ک یدفعه شوهرم اومد با یه نگاه مسخره ای پسرمو بغل کرد و رفت بیرون از اتاق منم رفتم با اخم بهم گفت دیگ جا نبود بشینی بغل دسته این نره خر منم گفتم من اینجا نشسته بودم اون اومد نشست ک نمیتونم همش جابه جا شم.از اونموقع تا الان اخماش تو همه کنار منم نخوابید رفت تو اتاق😐مقصر منم واقعا؟؟؟
نیاز بود این حد واکنش؟؟؟؟
#فرزند پروری مادر کودک شیرخوارگی نوزاد مادر فرزند آوری اطلاعات بیشتر
مامان جانان🧸🎀 مامان جانان🧸🎀 ۲ سالگی
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
شیرخشک شیرخشک شیرخشک

خانوما چند روز پیش برای عیددیدنی رفتیم خونه خاله شوهرم دخترشونو دفعه اول بود میدیدم چون کرج زندگی میکنه تا حالا ندیده بودمش
اصلا نمیدونم چیشد ک انقد باهام صمیمی شد و گفت میخوام یه رازیو بگم که هیچکس حتی شوهرشم نمیدونه بعد ب من گفت 😐
موهاشو باز کرد دور تا دور سرش مو بود فقط وسطش کچل بود پشمام ریخت از اون روز تا حالا نمیتونم غذا بخورم حالم بد میشه نمیتونم بخوابم یه حالیم
میگفت خودش موهاشو میکنه با دست انقد موهاشو کنده که اینجوری کچل شده بچها کچل ک میگم ینی یکی دونه مو هم نبود سفید سفید
منو میگی اصا مونده بودم چی باید بگم تعجب کرده بودم دهنم باز 🤦🏻‍♀️گفتم خب چرا درد نداره مگ چرا خب
گفت نه اصلا درد نداره خودشم نمیدونس چرا منم گفتم کاش این رازو پیش خودت نگه میداشتی ب منم نمیگفتی ناراحت شد
بخدا تصویر موهاش از ذهنم بیرون نمیره کاش حدااقل یکاری دستم برمیومد براش انجام میدادم اخه ب من چ ک اینو ب من میگی
حالم بده 🥴
مامان آرتا جون مامان آرتا جون ۲ سالگی
تجربه از پوشک گرفتن بچم
من پسرم رو توی دو سال و چهار ماهگی از پوشک گرفتم و اینجور بود که همه تو گهواره میگفتن قبل دو و نیم نباید بگیری و این حرف درستی نیست واقعا ب شرایط بچه بستگی داره خداروشکر فقط سه چهار بار کلا خطا داشت تو هفته اول و از روز چهار پنج به بعد حتی یکبارم خطا نداد فکر میکردم خیلی سخت باشه اما خداروشکر آسون ترین مرحله بود واسم
تنها کاری ک کردم وقتی خطا داد اصلا دعوا نکردم بچرو و هیچی نگفتم فقط بهش گفتم مامان جای جیش و پیپی تو دستشویی هستش وقتی اولین بار تو دستشویی پیپی کرد خیلی ترسید اما بهش گفتم همه اینکار میکنن من و بابا و عمه و خاله و دونه دونه اسم بردم و گفتم بهش قشنگ متوجه شد ک همه اینکار میکنن خیالش راحت شد
و یکار دیگه هر بار داخل دستشویی جیش و پی پی می‌کرد تشویقش میکردم و بهش برچسب میدادم بچسبونه دیوار دستشویی خیلی روش خوبی بود و عالی کمک کننده بود
تنها کاری ک کردم کتاب مادر کافی رو خوندم و خیلی کتاب خوبی بود
و در طول روز یک هفته اول همش ازش میپرسیدم جیش داری؟؟ داخل کتاب نوشته بود شده یک ملیون بار بپرسید و واقعا کمک کننده بود
و هفته اول ساعت جیش رو مینوشتم و متوجه شدم مثلا هر چهل دقیقه معمولا جیش میکنه و اینجوری سر ساعت حواسم جمع بود
از نشانه های بچمم از مای بیبی متنفر بود و شبا پوشکش کاملا خشک بود و پیپی می‌کرد اعلام می‌کرد بعدش میگفت
گفتم این ها اینجا بمونه شاید کسی تو این دوره باشه کمک کننده باشه❤️❤️


پوشک بچه فرزند بچه کودک بچه فرزندپروری تب شب اسهالق
مامان Liam👼🍭 مامان Liam👼🍭 ۳ سالگی
سلام مامانا خوبین
نمیدونم تا حالا برا شما هم پیش اومده یا نه
چند روز پیش با لیام داشتیم پیاده میرفتیم خونه مامانم منم طبق معمول دست لیام رو گرفته بودم باهم همقدم داشتیم راه میرفتیم بعد ی خانومی داخل ی مغازه ای بود لیام بهش لبخند زد و رد شدیم یکم ک جلوتر رفتیم خانومه اومد پیشم گفت میتونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم گفتم بفرمایین گفت بهتون تبریک میگم شما مامان فوق العاده ای هستین گفتم ممنون چطور؟گفت از طرز گرفتن دست پسرت ک اجباری نیس و اینکه همقدم باهاش راه میرین و جوری راه نمیرین ک بچه دستش کشیده بچه و ب اصطلاح بچه رو بکشین پتتون و اینکه وقت میزارین بچه اطرافش رو ببینه ماشینارو نگاه کنه با آدمای اطرافش تبادل احساسات داشته باشه

تا ب الان چندین مورد ازین تجربه ها داشتم یا اینکه مثلا لیام رو برا عکاسی بردم هم سال اول هو سال دوم تولدش
هر دو سال رو تم تولدش رو خودم زدم خانوم عکاس هر دو سری میگفت ک مامان خیلی خوبی هستی
و یادمه روزی ک برا انتخاب عکس رفته بودم بهم گفت من مجردم ولی دوسدارم هر وقت ک ازدواج کردم و بچه دار شدم مثل شما باشم از نظم شما مامان با حوصله ای هستی با پسرت مثل ی دوست رفتار میکنی با بچت بچگی میکنی مهربونی حتی وقتی داری راجبه پسرت حرف میزنی همیشه لیام جون میگی هیچوقت لیام نمیگی
بعدش من با تمام این تعرف هایی ک میشنوم بیشتر احساس بدی میگیرم نمیدنم چرا حس میکنم مامان خوبی نیستم دعواش میکنم داد میزنم
ولی تا ب الان نزدمش ولی خب پسر من بشدت شیطونه
مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۲ سالگی
تا حالا بچه های موهاتون با ماشین زدین کچل بشن ؟🥴🤌
ما امشب این کارو با امیرحسین کردیم🤭
من خودم مخالفم و خیلی بدم میاد دیگ شوهرم اصرار ک هوا گرمه بیا بزنیم و امسال برای اولین بار امیرحسینِ ما کچل شد🥹🌱
از چند روز قبل بهش گفتم مامان میخوایم موهاتو کوتاه کنیم بعدش بریم حموم 🪣🫧🧼

دیگه خلاصه امشب ک شام خوردیم ی سفره انداختم لختش کردیم یکم با ماشین بازی کرد و کنجکاو بازیش ک تموم شد
شوهرم ی تیکه جلو موهاشو زد دیگ نشست زار زار گریه مگ آروم میشد🤣
بِ بسم الله به غلط کردن افتادیم هیچ راهی نداشتیم ی نصف موهاش از جلو رفته بود😁
دیگ هر چندتا روش بود امتحان کردیم ک وایسه این پروسه کوتاهی فک کنم نیم ساعت بیشتر شد😅👌
ولی از اول تا آخرش گریه کرد با گریه و اشک موهاشو زدیم و بردم حموم پسرم موهاش کچل شد🥴
منم موهاشو جمع کردم واسش🥲
بمونه به یادگار از ۲ سال و ۴ ماهگیش که واسه اولین بار موهاشو زدیم🥹🌱
شما تجربه ای دارین؟🙋‍♀️






فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری پوشک بارداری شیردهی شیرخشک کودک پوشک فرزندپروری فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری پوشک بارداری شیردهی شیرخشک کودک پوشک فرزندپروری فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک