سلام مامانا، بخوام از تجربه زایمان طبیعی و سزارین بگم بهتون.راستش من فک میکنم طبیعی خیلی بهتره، من امپول بی دردی زدم ( اپیدورال) واقعا دردی نداشتم تا 7 سانت هم باز شدم.فقط موقع انقباض یه درد خفیف مثل پریود بود.حالمم خوب بود .اما خب نتونستم طبیعی زایمان کنم متاسفانه. اما سزارین بخوام بگم اول اینک من بیهوشی و بی حسی رو باهم زدن باهم چون بی حسی اثر نکرد .بیهوش کردن ک واقعا بد بود .من ساعت 7 شب سزارین شدم تا فرداش ساعت 7 صبح گیج و منگ بودم.دوم اینک بچه ازم دور بود و تا ساعت 12 ک اومدم بخش ندیدمش . سوم اینک دردش خیلی وحشتناک بود برای من.
از وقتی اومدم خونه هر ساعت شیاف میزاشتم.اما درد بدی داشتم و میسوخت...نمیتونستم راحت بلند شم بشینم یا بخوابم.حتما باید کسی کمکم میکرد ک بتونم بشینم بلند شم یا بخوابم .حتی راه رفتنم. خلاصه ک سزارین اولش راحته.ولی بعدش حداقل تا ده روز واقعا سخته.مخصوصا اینک من تو دوران حاملگی دنبالچه م آسیب دیده بود و هزار بار بدتر درد داشتم بعد سزارین.از این طرف شکمم بخیه داشت نمیتونستم ب شکم فشار بیارم از این طرف دنبالچه داغون بود نمیشد ب کمر فشار بیارم🤣 واسه من ک طبیعی خیلی راحت و بی درد بودم تا 7 سانت.ولی سزارین بعدش اذیت شدم.شاید برای بقیه متفاوت باشه اما خب همکاری دکتر و ماما و امپول بی دردی و بیمارستان خوب واقعا میتونه زایمان طبیعی رو راحت کنه.اها راستی اینم بگم تو بینارستان سینا چند نفر زایمان داشتن ک سکوت مطلق بود ب همه بی دردی زده بودن هیچ صدای از اتاق ها نمیومد.فقط لحظه بدنیا اومدن صدای چند تا جیغ از مادرا میومد و بعد هم صدای گریه بچه و باز سکوت مطلق🐣😍.کلا بیمارستان سینا خیلی هوای مادرا رو داشت نمیزاشت درد الکی بکشن.

تصویر
۴ پاسخ

ممنون از راهنماییت عزیزم😍
من بیمارستان دولتی زایمان کردم و اونجا ام واقعا خیلی رسیدگیشون خوب بود بی حسی گرفتم،کلا زایمان طبیعی با بی حسی عالیه

هر 6 ساعت شیاف میزاشتم.و اینم بگم ک دکترمم بخیه هارو عالی زده بود.الان هیچ ردی ازش نمونده. انگار نه انگار عمل داشتم.

باز من سزارین خیلی راحتی داشتم و واقعا واسه خودم هم عجیب بود ! چون سزارین قبلیم خیلی درد کشیدم و اذیت شدم انتظار داشتم سزارین دومم حتی بدتر و سخت تر بگذره . ولی واقعا خوب بود . کارای بچه ام رو از همون بیمارستان خودم انجام می دادم و الان هر کاملاً سر پام . واقعا نمی دونم این به چی بستگی داره به دکتر یا بیمارستان یا چی

منم طبیعی بودم اولش حتی به ۱۰ سانت رسیدم ولی بچه نیومد پایین رفتم سزارین اورژانسی،ولی خدمه های همونجا حتی میگفتن شانس آوردی میری سزارین، بدترین جای طبیعی همون برش آخر که بچرو میکشن بیرون و بخیه میکنن

سوال های مرتبط

مامان رها🤱 مامان رها🤱 ۱ ماهگی
زایمان طبیعی
پارت دو
بهم گفت ک تو اتاق راه برم و پاهام رو باز و بسته کنم و برم تو حموم به شکمم و کمرم آب گرم بگیرم
مامانم هم از اول پیشم بود و همراهیم میکرد
ساعت یازده ک معاینه شدم شیش سانت بودم و دیگه تحمل درد رو نداشتم البته بگم ک دردش کامل نبود و هر چند دقیقه یه بار می‌گرفت ک بهم میگفتن وقتی دردت میگیره نفس عمیق بکش و دم و باز دم بکن ک خیلی تاثیر داشت رو تحمل درد
ساعت دوازده بود ماما شیفت عوض شد و یکی دیگه اومد
اون معاینه کرد و گفت هفت سانت شدم و گفت ک تا ساعت پنج بچه ات بدنیا اومده شاید باور نکنید خیلی برام سخت میومد دوست داشتم زود ساعت بره چند شبی هم بود ک شب ها راحت نمی‌تونستم بخوابم و به شدت خابم میومد و فقط میگفتم ک میخوام بخوابم بخاطر آمپول فشار نوار قلب دخترم درست در نمیومد و این دکتر ها رو نگران کرده بود تا ساعت دو مدام نوار قلب گرفتن و نداشتن من از تخت پایین بیام یدفعه یکی از پرستار ها اومد و گفت ک برا سزارین آماده باش و من گریم گرفت ک اگه قرار بود سزارین بشم چرا من این همه درد کشیدم و دکتر خودم اومد و گفت ک دهانه رحم هشت سانت و سزارین نمیشی
مامان قند عسل🩷 مامان قند عسل🩷 ۵ ماهگی
تجربه زایمان پارت آخر
ساعت 6 و نیم گفتن از ساعت 2 تا اللن دیگ باز نشده رحمت و ضخامت هم ک خیلی زیاده ، سر بچه هم کج تو لگن. گفتن سزارین اورژانسی، منم یهو زدم زیر گریه،من اصلا هیچ تصوری از سزارین نداشتم .همه چی راجب طبیعی میدونستم فقط.کلی شیاف گل مغربی گذاشته بودم .کلی پیاده روی کردم .اینقدر ورزش کردم ،ینی همه اینارو بی فایده بود!!! تازه من ماساژ زایمانی هم رفته بودم!!! ینی همه کار کرده بودم برای طبیعی! دکترمم و ماما همراهم کلی دلداریم دادن ک سزارین هم خوبه نترس و ....ساعت یک ب 6 اعلام کردن سزارین اورژانسی ب بیمارستان و ساعت پنج دقه ب 7 شب دخترمنم بسلامتی بدنیا اومد خدارشکر. خیلی سریع همه چیز پیش رفت.بی حسی بهم اثر نکرده بود و بیهوشم کردن🤣 ساعت 11 و40 دقیقه هم از ریکاوری اومدم بخش و گل دخترمو دیدم برای اولین بار .برای همه آرزوی همچین حسی رو دارم بهترین حس دنیاس, من ک تا همین الان هی نگاش میکنم ،میگم عههه من واقعا اینو زاییدم!!! این بچه واقعا مال منه!!!! ماشالله الان بزرگ شده دیگ تقریبا دو ماهش شده، البته ک منم مادر ناشی بودم و هستم ، بچه داری زیاد یاد ندارم 🤣
مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۴ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍
مامان رقیه مامان رقیه ۴ ماهگی
بعد یک ماه اومدم تجربه زایمان سزارینم رو بذارم.
پارت یک
من قرار بود طبیعی زایمان کنم 38 هفته بودم دکترم گفت هفته دیگه بیا که تا اوضاع آرومه زایمانت انجام بشه ، هفته بعدش بدون هیچ دردی خیلی شیک و مجلسی پاشدم رفتم برای زایمان. دکترم معاینه کرد یک سانت دهانه رحمم باز بود و ولی گفت نرمه دیگه کارامو انجام دادن و ساعت 8/30 بستریم کرد بهم سرم و آمپول فشار زدن، یک ساعت گذشت و من هنوز دردی نداشتم دوز آمپول رو بیشتر کردن و من کمردردم داشت زیاد میشد ، ساعت 10/30 بود دکتر معاینه کرد دوسانت بودم ولی دردام اذیتم میکرد معاینه هم میکردن برام ناخوشایند بود ، دیگه ماما اومد کیسه آبمو زد ترکید گفت سه سانت شدی ، از اینجا به بعد واسه من خیلی دردناک بود( بدن با بدن فرق میکنه از زایمان طبیعی نترسید من دوستم تا ۴ سانت درد نداشت)دیگ اشکم داشت در میومد ماما توپ آورد گفت روش بپر ولی من آنقدر درد داشتم حس خوبی هم نداشتم اصلا نمیتونستم ، دکترم ساعت حدود ۱۱/۱۵ بود معاینه کرد دوباره گفت دهانه رحمت داره متورم میشه و پیشرفتت هم خوب نبوده باید سزارین بشی ولی مامای بیمارستان نمیذاشت می‌گفت نه قدش بلنده باید طبیعی بشه حیفه 😑ادامه پارت بعدی
مامان 👶🏻🤱🏻 مامان 👶🏻🤱🏻 ۱۵ ماهگی
خب خانم ها امشب میخوام از تجربه هام بگم
من هم تجربه زایمان سزارین با بی هوشی رو داشتم هم با بی حسی

بی هوشی ک تو اتاق عمل و حتی تو ریکاوری و حتی وقتی میای تو بخش برای چند ساعتی هیچی نفهمیدم ن درد ن حتی محیط رو
بعد از بی هوشی هم درد هام ک شروع شد خیلی شدید نبود وقتی میخواستم بشینم یا سرپا بشم امان از اون لحظه ک هیچ حرکتی نمی تونستم بکنم هیچی و درد خیلی شدیدی داشتم ولی بدن درد نداشتم مثل درد شونه یا پهلو

بی حسی
تو اتاق عمل آمپول بی حسی واقعا زدنش درد نداره از آنژیوکت هم کمتر درد داره اون حسی ک میخوای تو عمل بشی و تو اتاق عمل کاملا داری میبینی واقعا عذاب آور و ترس آوره
اینو بگم ک فقط پاهات سنگین میشه و ناتوانی از تکون دادنش وگرنه بخیه زدن فشار های روی شکم رو کاملا حس میکنی
تو ریکاوری ک بدتر درد داری
تو بخش هم ک چی بگم همچنان درد داری و اون سنگینی پا ک از همه برای من وحشتناک تر بود
روز بعدشم عوارضش شروع شد شونه ام ک داشت می شکست و پهلوم ک خیلی درد میکرد
ولی خیلی زود سرپا شدم برای بلند شدن و راه رفتن واقعا درد کمی داشتم و از همین بابت هم خوشحال بودم

ولی اگ به عقب برگردم بازم بی هوشی انتخاب می‌کنم
آهان اون ماساژ رحمی ک تو ریکاوری هست با بی حسی خیلی دردناک خیلی ولی بی هوشی نه برام اونقدر هم درد نداشت
مامان 🌸VANYA🌸 مامان 🌸VANYA🌸 ۴ ماهگی
🚫🚫🚫تجربه سزارین 🚫🚫🚫
سزارین اختیاری شدم
بیمارستان باید نمیفهمید حالت ارژانسی ردم میکرد
اول معاینه شدم با یه شیع لاکی ک برا نشتی کیسه اب بود شل بگیری درد نداری
بردنم بستری کنن بخش طبیعی بردن نوار قلب گرفتن بعدش سرم زد قرص داد برا شروع درد و امپول فشار زد
انقباض گرفت منو ولی اصلا درد نداشتم دریغ از یکم
معاینه کردن اصلا درد نداش سوز داش ک اونم ۳ سانیه
بعدش اومدن سرم زدن ضربان قلب بچم افت کرد نقششون این بود
ک سریع اومدن سوند گزاشتن
سوند درد نداره اگ ادرارت نگهداری خیلی راحت تره من نگهداشته بودم
فقط یه سوزش
بعدش رفتم عمل امپول کمر و اصلا نفهمیدم
بی حس شدم بچه ۲ دقیقه ای بغلم بود
موقع دراوردن بچه یکم اذیت شدم معدم درد داشت
بعد بی حسی هم درد پریودی اومد سمتم ک قابل تحمل بود حتی شیاف هم نزاشتم
منتها یه سرم هایی هس برای جمع کردن رحم و برگردوندن ب جای خودش ک انقباض شدید میده اون درد داش ک دوتا دوتا شیاف میزاشتم بازم قابل تحمل مثل بار اول پریود شدن
فشار دادن شکم ک بی حس بودم نفهمیدم درد نداش اصلا
راه رفتنم گن بستم راحت راه رفتم منتها بعدش ک بازش کردم دیگ درد داشتم نتونستم ببندمش راه رفتنم با درد شد اگ بستید دیگ بازش نکنید
برگردم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ درصد انتخابم سزارین
اصلا درد نداره اصلا
بدن با بدن فرق داره ولی من تهوه بارداریم برا عذاب اورتر از زایمانم بود 🥹
#سزارین
#زایمان
مامان قند عسل🩷 مامان قند عسل🩷 ۵ ماهگی
یه آقای مسن اومد داخل اتاق زایمان با خوشرویی سلام و احوال پرسی کرد و بهم گفت شونه هاتو شل بگیر و بمن اعتماد کن ،بعد یه سوزن زد ب کمرم ک اصلا درد نداشت ،راستش من خیلی از امپول میترسم و وقتی سرما میخورم ترجیحم اینک امپول نکنم چون از دردش میترسم.اما امپول ک زد ب کمرم اصلا نفهمیدم! پس اصلا نترسین! هیچ دردی نداره! اونو زد و من دیک دردم رفت! تا ساعت 6 و نیم با ماما همراه کلی ورزش کردیم و حرف زدیم باهم.
اما من دردی نداشتم.چون بی دردی داشتم هیچی حس نمیکردم.انقباض هارو وقتی شکم سفت میشد میفهمیدم و یه درد خفیف مثل پریودی موقع انقباض بود فقط،بینش خوراکی میخوردم و تو گوشی چت میکردم و ورزش میکردم،دکترمم ک عالی بود واقعا، صب ک بستری شدم اومد منو چک کرد و بهم روحیه داد 😍، ظهر رفت باز عصر اومد بالا سرم بود کلا، چند بار منو معاینه کرد و کیسه آب پاره کرد و اینقدر خوشم اومد ازش، اصلا نمیزاشت درد بکشم! قبل از معاینه میگفت بهم بی دردی تزریق بشه بعد معاینه میکرد ک اصلا درد نداشته باشم.ینی من عشق میکردم با این دکتر گل 😍 و ماما همراه گل 😍
مامان کشمش خانم مامان کشمش خانم ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزاریین
من به دلیل فشار بالا و دیابت بارداری مجبور شدم قبل شروع دردا بستری شم. و
اول بهم قرص دادن بهد معاینه کردن هیچی باز نشده بود ، بعد امپول فشار رو شروع کردن حدود سی ساعت درد کشیدم تا ۷ سانت باز شد دیگه بیشتر باز نشد
میخام بگم اپیدورال خیلی درد رو کم نمیکرد من فقط چندباری سر معاینه ها امیدورال گرفتم ک یذره درد رو کم میکرد . تا هفت سانت دردش مثل پریودی محکم و قابل تحمله واقعا. از هفت به بعد هم همه سریع پیشرفت میکنن بچه کمک میکنه مدت محدودی باید درد شدید رو تحمل کنید. من دهانه رحمم مشکل داشت
دوستان تا میتونید اپیدورال نزنید من با این اینکه یکی لز بهترین دکارای ایران و یه بیحسی خارجی استفاده کرد کمرم داغونههههه کمر دردای خیلی بد هنوز ب کمر میخابم بلند شدن برام سخته
سزارین هم ک راه رفتن بعد عمل بسبار وحشتناکه
تا میتونید طبیعی و بدون اپیدورال زایمان کنید.
من هنوز ردزی چندبار حس کشیده شدن چاقو رو بدنم رو دارم و ضعف میکنم