تنبلی تخمدان من شروع شده بود سالها پیش اما من اطلاعی نداشتم
رفتم دکتر روزی سه تا متفورمین می‌خوردم
خیلی ها رو دیدم شنیدم که با خوردن یدونه هم لاغر میشدن اما در من اثری نداشت
بدنم نسبت به مادهانسولین خونم مقاوم شده بوده
سالها سالها رفتم دکتر هر بار روز سوم پریودی آزمایش دادم روز ۱۳ پریودی آزمایش دادم
ذخیره تخمدان همان نیم ..تخمدان پلی کیست یا همون تنبلی تخمدان .زمینه یائسگی زود رس
هر سال نسبت به سال جلوترش خونریزی پریودی من رفته رفته کم میشد و من متوجه میشدم دارم از پیش یائسگی به یائسگی نزدیک میشم .😭😭
دنیا رو سرم خراب میشد زندگی من خیلی خوب بود همه چی داشتم جز بچه 😭🌹
یه روزی شوهرم برگشت به من گفت من جلوی هرکسی که بخواد حرف اضافه بزنه وایمیستم.من از تو حمایت میکنم
داخل پرانتز بگم ما پنج دوست بودیم بعدش و با عشق ازدواج کردیم ♥️♥️♥️
دوما ما وضع مالیمون خوبه هم ایران خونه داریم هم کشور دیگه
شیرخوارگاه یا پرورشگاه سریع به ما بچه میدن
اولن که تو باردار میشی در ثانی نشدی من بخاطر اینکه تو بچه دوست داری میرم پرورشگاه بچه میارم .والا من با تو به تنهایی ام هم زندگیم خوشه ♥️♥️
اولش با شنیدن این حرف همسرم دلم قرص شد عه خب دیگه کسی به من نمیتونه چیزی بگه .آخه همسرم تک پسره خواهر داره اما همین تک پسره
ادامه در تاپیک بعدی مینویسم طولانی میشه گهواره اجازه سند نمیده

۷ پاسخ

منتظریم

زود بگو دیگهههعععه

منتظرم بزار

خب ادامش

ادامش❤❤

زودتر بزار ادامشو❤️

ای بابا

سوال های مرتبط

مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وششم بارداری
بچه ها اگر در هر تاپیکی نسبت به سوال تغذیه آیی که مادران میپرسن یکدفعه بهش هجوم نیارید که ای بابا چقدر حساس💔💔
یا اگر شرایط اینه چرا باردار شدی 💔😭
یکم مطالعه کن 💔💔💔
خیلی حرفها که با نوشتن شما من اینطرف اشک ریختم 😭😭
شاید کسی گذشته ای داره و شما نمی‌دونید قضاوت نکنید کائنات انرژی دارن و متوجه حرفها و گفتار شما هستن 😭😭🫂🫂
اگر حوصله دارید بیایید از زندگیم براتون بگم
من همسرم ایرانی اما سالها ساکن یه کشور خارجی بودیم اینجا اسم نمیارم چون از اقوام هستن
ازدواج کردیم ۱۴ سال پیش
شش سال اول زندگی بخاطر دانشگاه و پایان نامه من نخواستیم بارداربشیم
یه خونه تهران داریم یه خونه کشور دیگه
وضع مالی همسرم و تحصیلات همسرم هم عالیه عنوان نمیکنم بخاطر اینکه گفتم اینجا اقوام و آشنایان هستن
ما در رفت و آمد بین تهران و اون کشور بودیم چون من خیلی دلتنگ میشدم دلتنگ خانواده ..بعد سالها هرگز عادت نکردم
اون سالهای اول که ایران بودیم آزمایش دادم چون دیگه می‌خواستیم باردار بشیم شرایط خوب بود 🌱
اینو داخل پرانتز بگم از زمان دختری و مجردیم من همیشه می‌خواستم پریود بشم حدود یک هفته اول لکه بینی .لکه بینی بعدش تازه شروع پریودی
نگو اونجا دقیقا آغاز تنبلی تخمدان من بود 💔
رفتم حدود ۷ سال پیش آزمایش دادم در کمال ناباوری ذخیره تخمدان من نیم بود
مادرم سن ۴۰ سالگی یائسه شد و من فرزند اول بودم
خلاصه میگم از مادر به من هم ارث رسید😭
زمینه یائسگی زود رس شروع شد
گاهی دو ماه سه ماه پریود نمی‌شدم بعدش اگر هم میشدم یه خونریزی خفیف
ادامه تاپیک بعدی مینویسم
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وششم بارداری
من چون سابقه تنبلی تخمدان داشتم خب میدونید پریودی نامنظم داشتم گاهی یک ماه نمی‌شدم وسط ماه‌ بعدی میشدم نزدیک دوماه
هر بار به امید بارداری بی بی چک میزدم هربار اون خط لعنتی قرمز تک تمام دنیام رو سرم خراب میکرد 😭😭😭
بعداً یاد گرفتم و متوجه شدم تنبلی تخمدان آینه شاید دو ماه هم پریود نشی اما بی بی چک منفی
دیگه هر بار با نامنظمی های پریودی با امید کمتری بی بی چک دل میببستم و اون تک خط قرمز خالی شده بود دنیای وحشت من😭😭😭
رسیدم به یه پریودی که دیگه در حد یکی دو روز بودم و خفیف
رفتم آزمایش دادم بلهععععععع
یایسگی زودرس به من نزدیک تر شد😭😭
ترسو تر از گذشته شدم چون میدونستم یائسگی یعنی همون نیم درصد تخمکم نیست دیگه
دیگه هیچی نیست همسرم هم که دریافت تخمک قبول نمیکنه
خدایا چه خاکی شد تو سرم از آزمایشگاه تا مطب دکتر از مطب دکتر تا خونه گریه کردم راه رفتم گریه کردم راه رفتم 😭😭😭😭😭متوجه زمان نشدم هوا روشن بود اون موقع هم ایران بودم خونه خودم اون تایم بخودم اومدم دیدم هوا تاریک داره میشه چراغ خیابونا روشن داره میشه
مامان لوبیای سحرآمیز💙 مامان لوبیای سحرآمیز💙 هفته سی‌وششم بارداری
سلام خانوما دیدم خیلی ها مشکل تنبلی تخمدان دارن خواستم تجربه خودمو باشما به اشتراک بزارم من اونجایی متوجه شدم تنبلی دارم که پریود نشدم فکر کردم باردارم ولی نبودم دکتر برام آزمایش و سونو نوشت و متوجه شدم تنبلی دارم از اون به بعد هر ماه با قرص جلوگیری پریود میشدم و چندتا دارو دیگه که این روند تا ۳ سال ادامه داشت من نزدیک ۱۰ کیلو وزن کم کردم اما دکترم گفت بدتر شده تنبلیت و حتی چندتا دکتر عوض کردم نشد که نشد
تا اینکه یه خانم بهم طب سوزنی رو معرفی کرد ۲۸ جلسه طب سوزنی همراه با بادکش انجام دادم و هم زمان اصلاح سبک انجام دادم اون خانمی که برام طب سوزنی انجام میداد دائم بهم میگفت داروهاتو قطع کن ولی من میترسیدم تا اینکه به حرفش گوش دادم و خداروشکر ماه بعد بدون دارو پریود شدم وقتی سونو انجام دادم تنبلیم کاملا خوب شده بود و تقریبا ۲ سال بعدخداروشکر با اولین اقدام باردار شدم
امیدوارم تجربه من حتی به یک نفر هم که شده کمک کنه چون خودم خیلی اذیت شدم سر این موضوع❤️
مامان کنجدکم مامان کنجدکم هفته بیستم بارداری
خانما برای تنبلی تخمدان و PCO میخوام تجربمو بگم و تجربتون رو بشنوم🥰

من از ۱۳ سالگی کیست تخمدان های بزرگ داشتم که هی LD میخوردم دفع میشد و هی باز تشکیل میشد😓

از حدود ۱۸ سالگی دیگه کیست نداشتم اما تنبلی تخمدان داشتم که علائمش اذیتم نمیکرد ولی مهرماه گذشته که ۲۵ سالم بود یهو عود کرد!!!

من ۲۶ کیلو توی ۱ ماه چاق شدم و از ۶۰ کیلو شدم ۸۶ کیلو‼️

خیلی تلاش میکردم برای اصلاح سبک زندگی و تغذیه و ورزش و ….

ضمنا هیچ جلوگیری هم نداشتیم با همسرم😅 چون همه بهم میگفتن تو باردار نمیشی چون تنبلی تخمدان داری هرموقع بچه خواستی باید دوسال حداقل تحت درمان باشی 😕

توی ۶ ماه فقط تونستم ۶ کیلو از وزنم رو کم کنم

اما با همون کاهش وزن من یهویی باردار شدم!🤰🏻

ولی الان سورپرایز خدا توی شکممه😅😂❤️

بعدا فهمیدم همین کاهش وزن کم چقدر توی تنبلی تخمدان موثره!!

امروز که ۹ هفته شدم وزنم ۷۵ هست یعنی توی بارداری ۵ کیلو هم کم کردم‼️

بهم میگفتن ازدواج کنی تنبلی تخمدانت درست میشه که بدتر شد
الان بهم میگن بچه دار شی درست میشه
انشالله که بشه🙏🏻

خواستم تجربم رو بگم که بدونی تمبلی تخمدان با هر علائم آزاردهنده‌ای که داره باعث نمیشه تو نابارور باشی…یه تغییر کوچیک برات کافیه❤️

تجربه شما چیه؟
مامان ❤️ تو دلی ❤️ مامان ❤️ تو دلی ❤️ هفته سی‌وپنجم بارداری
غربت خیلی سخته ، سختتر ازونی که فکرشو میکردم 🥺
من و همسرم تو یه شهر کویری بزرگ شدیم وقتی تصمیم گرفتیم که بیایم بابلسر جفتمون خیلی خوشحال بودیم میدونستیم هم تفریحمون بیشتر میشه چون جفتمون اهل سفریم و هم شرایط شغلی بهتری برای همسرم پیش میاد با خودمون گفتیم دیگه چی ازین بهتر 🥲 یه سال اول خیلی خوب بود همه چی تازگی داشت برامون اما رفته رفته غربت به من نشست . همسرم که میرفت سرکار سرش گرم بود و شبا میومد میرفتیم بیرون وقتش میگذشت بلاخره…
اما من کل روز خودمو به کار خونه سرگرم میکردم تا وقتم زودتر بگذره و در اخر بازم احساس تنهایی میکردم . هیچوقت به بچه دار شدن فکر نمیکردم . اصلا با همسرم اول ازدواج شرط گذاشته بودم که شاید هیچوقت بچه نخام و اونم قبول کرده بود . اما تنهایی و غربت نظر منو عوض کرد . نه برای اینکه سرگرم بشم برای اینکه یه همدم از جنس خودم کنارم باشه 🥺اما بارداری و ویار و هورمونای بهم ریخته باعث شده دل من بیشتر از قبل بگیره،بیشتر از قبل احساس تنهایی میکنم😔 این روزا بیشتر از هر وقت دیگه تو این ۳۳ سال زندگیم میفهمم چقدر خانواده نعمته . ادم به رفت و امد و ارتباط زنده س .
قدر خانواده ، فامیل ، دوست و اشناهایی که کنارتون هستن بدونین ❤️
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وششم بارداری
رفتم سونو شلوغ بود آب خوردم نشستم همسرم پایین بود ماشین پارک کرد اومد بالا با دیدن اون همه خانم باردار خجالت کشید رفت بیرون واستاد آخه همه آقایون جلو در بودن این به عادت کشور خارج سریع اومد داخل اما دید همه خانوما تازه متوجه شد چرا آقایون بیرون بودن منم خودم تازه متوجه شدم دروغ چرا
من همیشه ساعت دو ویتامین د می‌خوردم با خودم گفتم ناهار که نخوردم ولش کن بذار ویتامین د رو بخورم
آسپرین هم برداشته بودم که بهش بگم من اینو میخورم بخاطر غلظت خونم
بچه هااا بی آنکه هواسم باشه از استرس سونو من باز آسپرین خوردم
یکی که صبح خوردم یکی هم ظهر بجای ویتامین دی اما هنوز نمی‌فهمم که دارم اشتباه می‌خوردم
خلاصه خوردم رفتم سونو
من میگفتم احتمالا چهار هفته باشم بخیال خودم رفته بودم فقط ساک و کیسه زرده ببینم
بعد کمی سونو گفت همراه داری من گفتم سریع نه ترسیدم چیزی باشه به همسرم نگن بهتره به خودم بگن
دیدم یهو یه چیزی گفت دوپ دوپ دوپ دوپ
آنقدر استرس داشتم تجربه ای هم نداشتم که این صدای قلبش
که دکتر گفت مبارکه اینم صدای قلبش بچه ها با شنیدن اون دوپ دوپ ها قلبم از جا کنده شد اشکام ریخت گریه کردم گریه کردم دکتر گفت چی شدی گفتم بعد سالها خدا به من بچه داده بی دارو 😭😭😭😭😭😭
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وششم بارداری
جواب آزمایش ام این بود یائسگی زود رس
یعنی همون نیم درصد داره یواش یواش از بین می‌ره 😭😭
دیگه مادر نمیشم .دیگه امیدی نیست 💔💔💔💔💔
آنقدر جیغ زده بودم مگه من چند سالم بود خدا من ۳۶ سالمه
جیغ میزدم میگفتم گوه خوردم دانشگاه درس خوندم
گوه خوردم درس خوندم نذاشتم بچه بیارم شش سال پیش
اما دیگه دیر شده بود 😭😭
اینم بگم من یدونه قرص ضد بارداری نخوردم اون سالها طبیعی جلوگیری میکردیم
اما چه میدونستم از مادرم به من ارث میرسه ئاسگی زود رس😭😭😭
همسرم دستمو گرفت بغلم کرد برد رو مبل نشستم از حالتم فهمیده بود اتفاق بدی افتاده فقط می‌گفت آروم باش آروم باش هیچی نیست تموم شد آروم باش پیش منی 😭😭😭
اما من دیگه اون دختری که جیغ میزد تو خیابون نبودم شده بودم یه تیکه گوشت انگار منتظر همسرم بودم منو بغل کنه سنگینیمو نگه داره نمی‌تونستم خودمو نگه دارم اشکام آروم آروم می‌ریخت تو تخم چشماش نگاه میکردم فقط اشک میریختم و همسرم تمام مدت به من می‌گفت آروم باش الان نمی‌خوام چیزی بگی 😭😭انگار منتظر همین جمله از دهنش بودم که بهش گفتم تمام شد یایسه شدم 😭😭😭
مامان تمشک مامان تمشک هفته بیست‌ونهم بارداری