اینم پرنسس کوچولوی های من🎀❤️😍
اینم کشالع رانم بعد زایمان اینجور شد
خیلی روزای سختی داشتم خداروشکر گذشت و دخترای قشنگم سالمن و ت بغلمن
اینم سه تا سوند که وصل بود بهم🥲🥲🥲
این عکسو موقع اومدم بخش گرفتم قبل اینکه خون بزنن بهم🥲🥲
عزیزمخیلی اذیت شدی 😑😑
ای وای چقدر سخت بوده
۵
زایمان اولم همه چی خوب پیش رفته بود ولی تجربه نداشتم همش استرس و ترس داشتم و هی جیغ و داد الکی میکردم خیلی اذیت شدم معاینه میکردن همش ولی این دومی تجربه داشتم ترس نداشتم چون میدونستم چی به چیه و چطور کنترل کنم خودمو معاینه زایمان اول همش خودمو سفت میکردم یا گریه میکردم نمیذاشتم اذیت میشدم ولی این پاهام شل میگرفتم و بجای داد الکی نفس عمیق میکشدم و تحمل میکردم اذیت نشدم برا معاینه
پارت۴
بچم هم اونور هی گریه میکرد و لخت بود هیچکس نمیرفت سمتش همه دور من جمع شده بودن ساعت پنج زایمان کردم ساعت ۷فک کنم بردنم بخش اومدن با ویلچر ببرن دیدن حالم خوب نبود اصلا نمیتونستم بلند شم برانکارد اوردن بردنم بخش اولی کسی دیدم مامانم بود تا مامانمو دیدم دیه هق هق میکردم شوهرم نبود اونجا ندیدمش راستی سه تا سوند وصل کردم بخاطر همی خونریزی کردم یکی دو روز بستری بودم اصلا نمیتونستم نه بلند شم نه بشینم دیه خون زدن بهم خون زیادی از دست داده بودم 🥲
پارت ۳
میگفت پاهات جم کن و سرت بزار رو سینه و وقتی درد داشتی زور بزن همین کارو میکردم تا بچه اومد همه چی خوب پیش رفت اذیت نشدم چون از قبل تجربه داشتم موقع معاینه و درد اینا بجای جیغ و گریه نفس عمیق میکشیدم و هرچی میگفتن گوش میکردم بچه رو بردن بی حسی زدن بخیه زد دید خونریزیم قطع نمیشه بخیه ها رو باز کرد کلی پرستار و اینا ریختن بالا سرم هی گاز میذاشت داخل بدنم و در میآورد هی آمپول میزدن تو دست و پا و سرم وصل کردن خیلی گاز میذاشت و خیلی اذیت شدم مننن لحظات زجرآوری بود برام🥲دیه زنگ زدن دکتر اومد بالا سرم خدا خیرش بده اون که اومد خونریزیم قطع شد ولی من دیه جونی نداشتم از بس اذیت شدم و جیغ میزدم از درد دکتر رفت ماما شروع کرد به بخیع زدن بیحسی نزد دیگه اثر قبلی کم شده بود خیلی گذشته بود با هر بخیه گریه میکردم و جیغ میزدم قشنگ حس میکردم هرچی میگفتم بیحسی بزن میگفت نمیشه🥲این آخرا دیه جونی نمونده بود برام
پارت ۲
گذشت و من موندم رو تخت تا حدودا ساعت یک بود که اومد معاینه کرد و کیسه آب پاره کرد (اینم بگم این سری زایشگاه میناب خیلی کثیف بود نسبت ب قبل آب های کیسه اب زیرم بود هرچی ماما گفت و صدا میزدم نمیومدن تمیز کنن🤦) کیسه آب که پاره کردم دقیق نمیدونم ساعت چن بود که کم کم شروع شد دردام هی احساس میکردم مدفوع دارم میرفتم سرویس و میومدم دیه یه پرستار میگفت نرو زور نزن وقتشه این بچس فشار میاره ولی خیلی فشار میاورد دردشو کشیدم ولی اصلا صدام در نیومد میگفتم اگه داد بزنم الکی هی میان معاینه میکنن اذیت میشم🙂دردش خیلی زیاددد بود رو تخت نمیتونستم بمونم هی ت سرویس میرفتم زور میزدم انگار مدفوع دارم ولی خبری نبود هی تو دلم و کمرم درد شدید میگرفت ول میکرد تا گرفت میگرفت مینشستم پایین از درد یا راه میرفتم کم کم دردام بیشتر میشد تا اینکه ماما اومد معاینه کرد گفت وقتشه و وسایل آورد (از شانس موقع زایمان ماما عوض شد این بداخلاق بود 😩)نمیدونم ساعت سه یا چهار بود فک کنم شروع شد برا زایمان
عزیزم شما میناب هستین؟ از حادثه مدرسه هم مطلعین؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.