من نشخوارفکری میکنم خصوصا وقتی جوای یکی ردندم که ناراحتم کرده خیلی زودم عصبانی میشم خیلی توفشارم بخاطر دوتابچه پشت هم وخصوصا که دست تنهام ،مثلا انردزشیشه پاک میکردم بچه ها ۲۰دیقه نبود بیدارشده بودن که بلزی بلزی زدن آینه روشکوندن روزقبل گلدون،هرروز یه بلایی سروسایلام میارن یخچالم که نگم بیست وچهارساعته بازمیزارن باید دادبزنم ببندید خراب شد. انروزانقدرعصبی شدم اینه روشکوتدن خودم نفرین کردم که ال بشم بل بشم وگریه کردم ازناراحتی نیم ساعت بعددلم سوخت یجه هانااحت بودن به خودم اومدم گفتم فدای سرشون این چه قشقرقی بود راه انداختی دختر به خودم میگفتم حالا ازبس حرص میهورم گاهی حس میککم نفسم به سختی بالا میاد تصیم دارم یرم دکتراعصاب قرص بگیرم واسه آرامش اما میترسم معتادش بشم یاعوارض بد داشته باشه یاخواب الودم کنه. کسی اینجا بخاطر آرامش اعصاب رفته دکتر میگم خوب بخاطر اذیت بچه هاست وتنهایی وفشارزندکیه وگرونیه مریض که نیستم ولی زودعصبانی شدنم اثر بد داره هم روخودم هم بچه ها نطرتون چیه کسی این جوزی باشرایط من دکتررفته؟ چجوری بوده؟

۵ پاسخ

من به خاطر بیماریم زود عصبی میشم و کوچکترین صدایی اذیتم میکنه به دکترم گفتم قرص آسنترا داد از وقتی میخورم بهترم

معتاد نمیشی عزیزم من یک سال مدام مصرف کردم راحت گذاشتم کنار

منكه چن ساله قرص ميخورم خيلي راضي ام ولله هرچقدم عوارض داشته باشه بيشتر از اون احظه اي كه ادم از شدت اعصاب خودشو ميزنه تا خد انفحار داد ميزنه يا اروزي مرگ ميكنه كه نيس ميدوني با يبار عصبي شدن چه بلايي سر بدنت مياد؟ منتظري بخاطر اعصابت مسكل قلب و فشارو قند و....بياري بعد واسه اونا دارو بخوري؟

من رفتم و دو سال تحت درمان بودم با قرص ها حالم عالی بود دکتر دوز دارو رو اورد پایین کم کم و در نهایت قطع کرد ، یک سال هم هست که هیچ دارویی مصرف نمیکنم الان آرامش دارم

والا دخترای من زدن شیشه بوفه شکوندن اهمیتی ندادم گفتم تو دست و بالتون نره وسیله برای شکستن هست فدای سرشون
یا زدن راحت یه دست کاسه شیشه ایم رو شکستن و زدن گلدون کادوی خواهرم برای خونم رو شکستن و یه دست لیوانم رو ...خیلی خیلی ...خیلی چیزام رو شکستن ولی برای هیچکدومشون داد و بیداد نکردم بیشتر برای خودشون نگران تر بودم تا وسیله
بقول مامانم وسیله برای شکستن هست اهمیت ندادم و حتی جاشم پر نکردم بعدش گفتم ک مراقب باشین نشکنه بشکنه فدای سرتون مهم دست و پای خودتون هست
ولی دروغ چرا بگم اینقدر داد و بیدادکردم اینقدر کتکشون زدم اونم بخاطر کثیف کاری ک تازه جارو برقی کشیدم چرا اشغال ریختین یا تازه لباساتون رو شستم چرا کثیفش کردین یا تازه وسیله هارو جمع کردم باز چرا ریختین و اینقدر سر چیزای مزخرف ک حد و مرز نداره بعدش مثل چی پشیمون و از خودم متنفر شدم و هر روز ب خودم لعنت و نفرین میکنم میگم اگ روی پل صراط بچه هام منو ببخشن خودم خودمو نمیبخشم چون مادری نمیکنم ک دارم دشمنی میکنم باهاشون از مادر خونده بدترم
اخیرا یه کم ب خودم اومدم اونم یه ذره اندازه یه دونه عدس و ب چیزای دیگ اهمیتی نمیدم
بچه های منم اینقدر یخچال رو باز و بسته میکنن اخر گفتم گازش تموم بشه خراب بشه خودتون میدونین و باباتون دیگ مراقب هستن
شما هم سعی کن اگ ازت حرف شنوی ندارن بابارو بکشی وسط و ب شوهرت هم بگی ک پشتت باشه و حرفت رو بگه رو حرفت حرف نیاره

سوال های مرتبط

مامان حلما و محمد مامان حلما و محمد ۶ سالگی
پارت 29
تقریبا دو سه ماهی از صمیمیت منو نگار گذشته بود....
ماندانا می‌خوام بهت یه چیزی بگم ولی قول بده که ناراحت نشی....
جانم بگو عزیزم....
می‌دونم تو اهل پسربازی و اینا نیستی ولی یه پسری هست که اگه باهاش دوست بشی و صمیمی بشی اینو در نظر بگیر که حتی ماشین هم برات می‌گیره...
یعنی نمی‌ذاره آب تو دلت تکون بخوره....
با تعجب نگاش کردم....
مگه میشه همچین چیزی مگه داریم همچین کسی....
اینجور پسرا فقط دنبال بدنتن نه خودت.....
پس این پسرم حتماً یزی از آدم می‌خواد که در مقابلش همچین چیزایی بزرگی بهت میده.....
یکمی من من کرد و گفت...
ببین ماندانا لطفاً از دستم ناراحت نشو ولی این پسر یکمی پسر شلوغیه دخترای خیلی زیادی تو زندگیش بودن شایدم هستن....
من این پسر میگه من آرزوم اینه با دختری باشم که بدونم دست نخوردس...
مطمئن بشم تا حالا به پسری نبوده....
اینکه بخواد مثلاً رابطه‌ای داشته باشم دیگه اونو نمی‌دونم ولی اگه بخوای من شمارتو بهش بدم تا با هم آشنا بشید....
سریع گفتم نه مرسی من نمی‌خوام....
من تا حالا اجازه ندادم پسری بیاد تو زندگیم حالا برم با پسری دوست بشم که به قول تو کلی دختر تو زندگیشه و واسه نیازش منو بخواد....
عشقم هرجور خودت صلاح می‌دونی ولی اینو بدون که میتونست زندگیتو تغییر بده....
چند روز از این ماجرا گذشت و من اینو واسه سحر تعریف کردم....
با خودم گفتم الان سحر کلی جیغ و داد و با نگار دعوا می‌کنه...
یهو گفت ماندانا راستشو بخوای خیلی هم حرف بدی نزده‌ها....
والا به خدا دختر مردم هر روز با یه نفره....
تو دختر به این پاکی دختر به این نجیبی حداقل از این استفاده کن که به خاطر پاک بودنت ساپورتت کنه....