۵ پاسخ

عزیزمم❤️❤️
راستی گلم نی نی تون بریچ بود سفال شد یا نه

الهی بسلامتی😍🩷

منم دوروز دیگ پشت سرتون میام ۳۸ 🙋🙋🙋😅😅

عزیزمممممم❤️ انشالله ب سلامتی دنیا بیاد و بهترین روزارو کنار هم داشته باشین

منم وارد ۳۸هقته شدم و خدا می‌دونه چقدر دیگ دازم

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 روزهای ابتدایی تولد
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 روزهای ابتدایی تولد
۹ ماهگی؛ نزدیک‌ترین فاصله تا تو 🤍

امروز وارد نهمین ماهی شدم که تو ، بدون اینکه هنوز دیده باشمت ، تموم قلبم و مال خودت کردی …
نه ماهه که با هر تپش قلبت ، قلب من هم جور دیگه ای می‌زنه ؛
نه ماهه که با هر حرکت کوچیکت ، می‌فهمم عشق میتونه قبل از دیدن ، قبل از لمس کردن و حتی قبل از شنیدن صداش ، این‌ قدر عمیق باشه .
تو این نه ماه ، من فقط منتظر به دنیا اومدنت نبودم ؛
من تو تمام این روزها ، آروم ‌آروم «مامانِ تو» شدم. 🤍
پسر من…
حالا دیگه فاصله‌ ما به اندازه‌ی چند هفته است.
چند هفته تا روزی که برای اولین بار تو رو روی سینه‌ م میزارن و من بالاخره می‌فهمم تمام این انتظارها برای چی بود…
شاید اون روز گریه کنم ،
شاید تموم خستگی این نه ماه از یادم بره ،
شاید فقط نگاهت کنم و با خودم بگم :
«پس تو همون کسی بودی که این‌همه مدت، توی قلبم زندگی می‌کرد…»
ورودمون به ۹ ماهگی مبارک ، پسرِ من . 🥹🤍
آخرین قدم ‌های انتظار رو هم با عشق میگزرونم ؛
چون می‌دونم پشتِ این روزهای آخر ،
قشنگ‌ ترین اتفاقِ تمام زندگی من ایستاده…🤍🧸
۲۹ روز تا دیدار🩵🦢
.
.
.
۳۴ هفته و ۲ روز 🤍
مامان ماه 🌜☀️ مامان ماه 🌜☀️ ۱ ماهگی
نامه‌ای برای بدن تو
بدن عزیزم...
ممنونم که سی و چند هفته است، بدون اینکه حتی یک روز استعفا بدهی، داری از من و دخترم مراقبت می‌کنی.
ممنونم برای هر کششی که تحمل کردی... برای هر شبی که با درد خوابیدی... برای هر نفسی که عمیق‌تر کشیدی... برای هر سانتی‌متری که بزرگ شدی تا کودکم جای امنی داشته باشد.
ببخش اگر این روزها جلوی آینه ایستادم و به جای تشکر، فقط ایرادت را گرفتم.
ببخش اگر به جای اینکه بگویم: «چقدر قوی هستی...» گفتم: «چقدر چاق شدی...»
تو چاق نیستی...
تو در حال آفریدن یک زندگی هستی.
هر خط روی پوستم، هر گرمی که احساس می‌کنم، هر سنگینی که تحمل می‌کنم، یادگاری عشق من به کودکم است.
بدن عزیزم...
از امروز قول می‌دهم کمتر سرزنشت کنم.
قول می‌دهم وقتی غذا می‌خورم، به جای احساس گناه، یاد دختر کوچولویی بیفتم که با هر لقمه، خانه‌اش گرم‌تر و امن‌تر می‌شود.
و وقتی روزی کودکم را برای اولین بار در آغوش بگیرم، اولین کسی که از او تشکر می‌کنم، تو خواهی بود...
چون هیچ‌کس به اندازه تو، برای رسیدن او نجنگید.
دوستت دارم... همین‌طور که هستی. همین امروز. همین حالا.❤️