۴ پاسخ

چه جالب تولد نی نی میشه۵/۵/۵😍

ایده عکس ماه‌گرد
ایده عکس تولد
ایده عکس جشن دندونی
ایده عکس ختنه سورون
برای مامانای گل
ادیت عکس تولد
ادیت عکس ماه‌گرد
ادیت ختنه
ادیت دندونی
فقط با کمترین هزینه عکس بچتو آتلیه‌ای کن
شما هم عکس  ماه‌گرد کوچولوهاتونو‌  بفرستید تا برای مامانای دیگه ایده بشه🥰

لینک کانال برای عضویت
@qwer1no

🥹❤️عزیزم

طبیعی هستین؟انشاالله بسلامتی دنیا بیاد

سوال های مرتبط

مامان آبنبات(یسنا)🍭 مامان آبنبات(یسنا)🍭 ۶ ماهگی
۲۷ بهمن پایان هفته ۳۶…
امروز یکی از شیرین‌ترین روزهای انتظارم بود. بالاخره نشستم کنار کمد کوچولوی تو… کمدی که تا همین چند وقت پیش فقط یک وسیله ساده بود، اما حالا پر شده از رویاهای من برای تو.
لباس‌های کوچولوت رو یکی یکی تا می‌کردم…
هر کدوم به قدری ظریف و کوچیک بودن که باورم نمیشد قراره تن فرشته من بشن.
بوی لباس‌های نوت… بوی تمیزی… بوی آرامش… انگار بوی خودت بود. هر بار که نفس عمیق می‌کشیدم، قلبم تندتر می‌زد و بیشتر دلتنگ دیدنت می‌شدم.
جوراب‌های کوچولو، کلاه ناز، دستکش‌های ظریف…
همه رو با عشق سر جاشون گذاشتم.
هر طبقه کمد، یه گوشه از قلب من شد.
با خودم حرف می‌زدم و می‌گفتم:
«عزیز دلم… زودتر بیا… مامان دیگه طاقت این همه انتظار رو نداره… همه چیز برای اومدنت آماده‌ست…»
امروز بیشتر از همیشه حضورت رو حس کردم.
نه فقط توی شکمم… بلکه توی تمام خونه… توی تمام نفس‌هام…
فقط چند هفته دیگه مونده تا برای اولین بار بغلت کنم…
و من هر روز، هر لحظه، بیشتر عاشقت می‌شم… 🤍
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته سی‌وهشتم بارداری
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍