۱۲ پاسخ

اخ عزیزم ماشاالله چشماشو🥰

چشاش ابی خاصه ماشالله

عزیززززم
ماشاالله.خداحفظش کنه
من که جای مامان این خوشگل خانم باشم اصلا نمیزارم بخوابه حیف اون چشمای خوشگل نیست ببنده بخوابه

عزیزم واکسن زد چش قشنگ ؟
وزنس چقدر بود؟

وای قلبم چشاشو

ماشالله نمکه نمک
عزیزم چکار کردی رنگ چشماش آبی شد ؟
منظورم اینه که تو بارداری غذای خاصی خوردی یا ژن رنگ آبی دارین ؟؟

وای ننه من قوربون اون چشمات بشم 🧿🧿🧿

خوداااا
از همون اول چشماش ابی بود؟

ای خداا چشماشوووو🤩🤩🤩🤩

وای چشاشووو ماشالله ماشالله

ماشالله

ای جان ماشالله چه نازه

سوال های مرتبط

مامان شاهان🩵 مامان شاهان🩵 ۱ سالگی
#فرهنگ سازی ،آگاه سازی
مامانا بیاین از این به بعد اگه یه دیدین یه بچه ۴ ماهه غذای کمکی رو شروع کرده اصلا تعجب نکنید و بگین وایی چه زودد معده بچه رو خراب میکنی و با این حرف کلی شک و فکر و خیال و عذاب وجدان بندازی دل یه مادر ،طبق چیزایی که من فهمیدم حالا منبع درست و حسابی نداره ولی خب خوبه که بدونیم طبق نظر سازمان غذا و دارو بچه ها از بازه ۴ تا ۶ ماهگی که اگر به یه شرایطی رسیده باشن می تونن کمکی رو شروع کنن مثل این که به دوبرابر وزن تولد رسیده باشن یا بتونن سر و گردن بگیرن یا قدرت باع داشته باشن و یا تمایل به نشستن و یا دندادن دراوردن و ... و مهم تر از همه خودشون مایل باشن به خوردن ،تا اونجا که می دونم خارجی ها از ۴ ماهگی با سبزیجات ابپز شروع میکنن، پس اگر دیدین یه بچه چهار ماهه گلابی ابپز می خوره تعجب نکنید نیومدن انگشت کنن تو ابگوشت و بزارن رو زبان بچه که معده اش رو خرتب کنن یه مادر که کمکی رو زودتر شروع می کنه حتما شرایطش فرق داشته بچه اش شیر نمی خوره یا رفلاکس داره یا وزنش کمه و هزار تا استرس داره دیگه پس با حرفامون بیشتر استرس ندیم .
مامان اَبرا مامان اَبرا ۷ ماهگی
*سلام مامان قشنگا...🤍*

*دلم برای اینجا تنگ شده بود...🌱*

این چند روز هر بار می‌خواستم یه چیزی براتون بنویسم، یا ابرا بیدار می‌شد، یا علیار می‌گفت: «مامان بیا بازی کنیم.» 😅

بعد که شب می‌شد، فقط دلم می‌خواست چند دقیقه بشینم و به هیچ‌چیز فکر نکنم...🫠

با خودم گفتم مطمئنم خیلی از شماها هم این حس ها رو تجربه کردین.

*یه وقتایی مادر بودن از بیرون خیلی قشنگه...
ولی فقط خودمون می‌دونیم پشت اون لبخندها، چند ساعت بی‌خوابی، چند تا غذای نصفه، چند تا چای سرد شده و کلی خستگی قایم شده...🥹*

منم دقیقاً این چند روز وسط همین روزا بودم.

بین شیر دادن به دختر کوچولوی سه ماهه‌م 👶🏻
و بازی کردن با پسر سه سال و نه ماهه‌م که انرژی تموم‌نشدنی داره. 🧸💙

ولی یه چیز قشنگی که مادر بودن بهم یاد داده اینه که...

*قرار نیست بهترین مامان دنیا باشیم.
قرار نیست همه کارا رو بی‌نقص انجام بدیم.*

همین که هر روز با عشق کنار بچه‌هامونیم و سعی می‌کنیم یه ذره بهتر از دیروز باشیم، *یعنی داریم بهترین خودمون رو می‌ذاریم. 🤍*

از امروز دوباره کنار همیم...🥰

مثل قبل، از تجربه‌های واقعی خودم براتون می‌گم، از بازی‌ها، اسباب‌بازی‌ها، دغدغه‌های مادرونه و هر چیزی که فکر کنم به درد یه مامان می‌خوره.💚

دلم می‌خواد اینجا فقط یه کانال معرفی محصول نباشه...
*دوست دارم یه گوشه امن باشه که هر وقت پیامش رو باز می‌کنین، یه چیز مفید یا یه حس خوب با خودتون ببرین. 🤍🌿*

راستی...

اگه این پیام رو تا آخر خوندی، فقط یه 🤍 بزار.
مامان مهبد مامان مهبد ۱ سالگی
سلام مجدد
مهبد تا دو ماهگی روز و شب رو نمیشناخت ،با اینکه هر صبح بهش میگفتم خورشید در اومد الان روزه ،ولی هر موقع دوست داشت میخوابید و یهو شبها بیدار می موند ، ولی از ۲ ماهگی کم کم معرفی روز و شب کار کرد و دیگه شبها خواب بیشتر و عمیق تری داره ولی روزها به شدت خواب کوتاه و سبک داره، بخاطر کولیک نوزادی ش هم خانواده خودم گهواره رو بهش معرفی کردن، یعنی توسط پذیرایی خونه شون از این ستون به اون ستون یه گهواره سنتی بستن و آقا راحت اونجا میخوابید،مکافات از زمانی شروع شد که بعد از ۲۰ روز من برگشتم خونه خودمون و آقا به همون گهواره عادت کرده بود ،همسر گرام هم دید نمیشه اینجوری پسر اصلا نمیخوابه، اناق خواب خودمون رو تغییر کاربری داد، تخت خواب جمع شد و گهواره آقا از این سر اناق به اون سر اتاق بسته شد، اوایل خوشحال بودم که آخیش ، راحت شدم.... اما اول مکافات من بود ،وقتی مهمونی میرفتیم دیگه پسرم خواب نداشت و این شد که تو مهمونی ها ما پتو به دست بودیم که آقا بخوابه، دیدم نمیشه باید پتو و گهواره رو جمع کنم و کم کم شروع کردم به کمرنگ کردن شدن، اول پتو رو حذف کردم که خوشبختانه موفق بودم ولی امان از گهواره، اول با سرعت آهسته خواستم حذف ش کنم ولی مگه پسری می خوابید، و گریه ها سر داد یه چند روز تحمل کردم و صبر پیشه کردم ولی خورد به pms و پریودی و تنهایی، عنان از کف به در دادم و به عصبانیت پروژه حذف گهواره با شکست روبرو شد، در حال حاضر هم گهواره برای آقا حکم سرگرمی رو داره یک ساعت باید داخل گهواره باشه تا دیده بر هم نهد ...... بگید ببینم شما چکار میکنید با خواب کوجولوتون؟
مامان بلوبری مامان بلوبری ۴ ماهگی
از دست مادر شوهرم دیگه می‌خوام سر به بیابون بزنم خسته شدم انقد که از دستش حرص خوردم همش رو بچم میخواد عیب و ایراد بذاره
بچم به صدا و شلوغی حساسه و خوشش نمیاد و وقت خوابش هم میرسه گریه می‌کنه خونه مادرشوهر هم همیشه سروصدا زیاده وقتی میریم اونجا به صدا میوفته و وقت خوابش هم از ده شب به بعده اونجا شروع می‌کنه به گریه کردن چون خوشش نمیاد از ته دلش جیغ می زنه و گریه می‌کنه بعد مادر شوهرم همش میگه سنگ کلیه داره ببرینش دکتر یا میگه قلبشو ببرین اکو قلب شاید مشکلی داره که اینجوری جیغ میزنه درواقع ما خودمون می‌دونیم مشکلی ندارد بخاطر خواب و صداست چون دکتر بردیم و چکاب شده
بعد خودش یه پسر ۳ ،۴ساله داره و پیش فعاله همش سعی داره بگه که بچه منم پیش فعاله و به عموش رفته 🤦🏻‍♀️بچم چند روز مونده به سه ماهش کامل بشه به یه طرف شروع کرد چرخید بعد منم تو گهواره اینا هم دیده بودم که طبیعیه ولی مادرشوهر میگه پیش فعاله 🙄آب دهنش می‌ریزه میگه پیش فعاله زود دندون در میاره 🙄
خسته شدممممم دیگه از دستش چیکار کنم بنظرتون ؟؟؟😭😭😭😭