منم مادرم معلم و از 10 روزگی من مجبور شده بره سرکار اونموقع رسمی نبوده به این خاطر . هنوزم که هنوزه با یه حال بد تعریف میکنه دلم براش میسوزه مخصوصا به بچگی خودم فکر میکنم دلم به حال خودمم میسوزه میگم دخترم چند دقیقه میرم تو اتاق فوری دنبالم میاد دسشویی رفتنی همون دو دقیقه بااینکه کلی باهاش حرف میزنم زمین و زمان و بهم میدوزه حالا چی به من میگذشته؟؟؟ که از 7 تا 3 مادر کنارم نبوده پیش مادربزرگ.
تازه ماه اول مامانم شیر میدوشیده میزاشته برام مادربزرگم گفته والا من قبول نمیکنم نیم ساعته که میری شیر تموم میشه باید شیر خشک بخرید بابامم با کلی فشار راضی میشه بخره😐
گلم اگه مقدوره برات نرو بچت خیلی بهت نیاز داره مطمئن باش به جز جفا درحق خودتو بچت چیزی عایدت نمیشه هییییییچ مردیم قدر نمیدونه
عزیزم حتما سخته برات ولی توهم بخاطر اینده اون وخودت بیشتر تلاش میکنی تا زندگی با کیفیت تری داشته باشید واین خودش بهترین کاره ممکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.