#تجربه_زایمان

سلام خانما من دیروز تو بیمارستان لاله‌ زایمان کردم
مهم ترین موضوع اینکه به هیچ وجه راضی به بی حسی اسپاینال نشید
اول ک رفتم بهم سوند زدن و لباش پوشیدم و اماده شدم، برای بند ناف به موقع اومدن تو اتاق عمل و ذخیره‌سازی انجام دادن

تو‌اتاق عمل ک‌ بردنم خیلی استرس داشتم چون به هوش بودم،، هرچه قدر اصرار کردم ک خواب مصنوعی بهم بدن قبول نکردن، دارو رو ک زدن یه حالتی ک انگار یه چیزی رو قفسه سینمه داشتم و همون استرسم رو بیشتر کرد، صربان قلبم خیلی بالا بود و واقعا استرس عذابم داد

دخترم به دنیا اومد همه چی خوب بود، نشونم دادن و همون لحظه بهش شیر دادم تو اتاق ریکاوری کلا داشتم شیر میدادم

ساعت ۸ شب دیشب ناشتا بودم تا ۱۰ شب فردا، ۲۶ ساعت حتی ابم نخوردم، معده درد شدید داشتم تشنگی و‌ گشنگی برام سر درد اورد
تکون نمیتونستم بخورم و از ساعت ۱۰ صبح تا صبح شب طاق باز بودم خیلی بد بود

فرداش ک میشه امروز سردرد وحشتناک داشتم و هنوز هم خوب نشدم با اینکه من اصلا تکون نخورده بودم
و کلا این نوع بی حسی هیچ حسنی برای من نداشت، جز عذاب
خواهشا راضی به بی حسی نشید و حتماا بیهوش شی

ادامه اش رو تو تاپیک بعدی میگم براتوند

۷ پاسخ

اتفاقا عوارض بے حسے خیلے کمتر از بیھوشیہ۔خداروشکر من کہ سز شدم با اینکہ بخاطر مور مور شدن پاھام زیاد تکون میخوردم اصلا سردرد نشدم و صبحش کہ عمل شدم ساعت شش غروب مجاز شدم بہ خوردن مایعات ومن ولے ھمہ چے خوردم البتہ از چاے نبات شروع کردم ب شدت تشنہ م بود و تو مدتے کہ نباید چیزے میخوردم خواھرمو میگفتم با در بطرے آب میداد بھم چون واقعا نمیتونستم تحمل کنم گلوم کامل چفت میشد جورے کہ نمیتونستم نفس بکشم۔ولے خداروشکر مشکلے ھم پیش نیومد برام

سوند خیلی درد داشت؟ منم چند روز زایمانمه

چه وسایلی بهت دادم؟برای ساک خودم و بچه چی ببرم به نظرت؟

مبارکه عزیزم
هزینه بیمارستان چقدر شد
فک کنم اونجا خیلی گرونه

اخه بیهوشی هم همینه نمیذارن غذا بخوری تازه حالت تهوع هاش خیلی زیاده

سلام منم بیمارستان لاله میخام سزارین بشم.دکترتون کی بود؟

بسلامتی عزیزم مبارکه
برای بندناف چه اقدامی کردید؟ هزینش چقدر شد

سوال های مرتبط

مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۳ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.
مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۱۱ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان صارم
مامانا من ۸ساعت ناشتا بودم از ۶صبح رفتم بیمارستان دنبال کارای پذیرش و فیلمبرداری عکاسی
یک پک کامل واسه قبل عمل و یک پک کامل واسه بعد عمل بهم دادن هزینش ۹۰۰ تومن بود
بعدشم رفتم برای آزمایش ادرار و خون و چک گردن ضربان قلب بچه و فشار خودم ، بعدشم اومدن دنبالم و رفتیم اتاق عمل
بی حسی از کمر بودم و اصلا درد سوزن اسپاینال رو حس نکردم انقدر دستشون سبک بود 🤌🏽 جو اتاق عمل عالی بود و همه حسابی پرانرژی بودن جوری که اصلا استرس نداشتم
گذاشتن و برداشتن سوند هم واقعا دردناک نبود
ساعت ۱۰:۳۰ رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۰:۵۵ پسرم به دنیا اومد
همسرم اومد اتاق عمل و بند ناف رو برید تمام لحظه ها هم فیلمبرداری داشتم👀 بعدشم رفتم ریکاوری شکمم رو فشار دادن برای تخلیه خون و جمع شدن رحم که کاملا بی حس بودم و نفهمیدم هیچی
در آخر اومدم تو بخش ، پمپ درد داشتم و تا همین لحظه خداروشکر درد وحشتناکی نداشتم
از رسیدگی بیمارستان و پرسنل خیلی راضیم د به امید خدا فردا مرخص میشم❤
مامان پری ماه🍒🍓 مامان پری ماه🍒🍓 ۲ ماهگی
مامان جانایِ من🍒🫀 مامان جانایِ من🍒🫀 ۱۰ ماهگی
سلام خانما
اومدم از تجربه سزارینم بگم من ۸ صبح دوشنبه نوبت داشتم برای عمل ولی غروب یکشنبه ساعت ۷ونیم آبریزش گرفتم رفتم بیمارستان دیدم کیسه آبم پاره شد ساعت ۱۱ شب عمل شدم و دخترم به دنیا اومد
اول رفتم بیمارستان واسه اولین بار تو ۹ ماه بارداری معاینه شدم ک ببینه دهانه رحمم چقدر باز شده ک واقعا برای ممی ک ۹ ماه رابطه هم نداشتم خیلی دردناک بود
بعد برام سوند وصل کردن ک کمی فقط سوزش داشت هیچ دردی نداشت
بعد بردنم اتاق عمل و اون آمپول بی حسی رو چون یکمی تپل بودم دو سه بار سوزن رو زدن تا پیدا کنن ک دردش لز آمپول زدن همیشگی یکم بیشتر بود بعد باهات شروع میکنه به داغ شدن بعد میگن پاهات رو تکون بده ولی نمیتونی اصلا بعد فک کنم ۱۰ دقیقه یه تکونی خوردم و صدایه گریه دخترمو شنیدم
بعد دیگ مشغول بخیه شدن منم دخترمو دیدم ک اصلا حسش اون لحظه تا تجریش نکنی قابل توصیف نیس هرچی استرس داشتم تموم شد بعد من میلرزیدم خیلی ک یه آمپول زدن تا کمی آروم بشم
بعد منو دخترمو بردن ریکاوری پیشم بوو بچم
راستی تو همون اتاق عمل ماماعه دخترمو گذاشت رو سینم یکم شیر خورد گشنش بود دخترم
ولی طبق تجربه بنظرم اینکه میگن سزارین مراقبت بعد میخواد واقعا راسته چون من الان ۵ روزه نمیتونم هیچکاری کنم در حد شیر دادن
کمر درد هم گرفتم از اون آمپول ها و کمرم هنوز حالت بی حسی داره
جای بخیه هامم عادی درد نمیکنه ولی از یه جا پا میشم یا یکم راه بیوفتم درد میکنه کم کم خوب میشه
ولی به هر حال منی ک از اول میگفتم سزارین بدون هیچ تجربه ای راضی بودم و بنظرم سختی های بعدش به بغل کردن بچم می ارزه
اینم تجربه من
الهی ک هرکی چشم انتظاره خدا بهش یه از این فرشته های کوچولو بده♥️
مامان sweet baby👶 مامان sweet baby👶 روزهای ابتدایی تولد
آنچه در سزارین بر من گذشت😅
۱.سوند گذاشتن درد نداره واقعا فقط باید نفس عمیق بکشی
۲.اتاق عمل از من فقط بلوز دکمه دار و شلوار و کلاه بچه رو تحویل گرفت بقیه شو پس دادن بهم تو بخش استفاده کردم
۳.اسپاینال تجربه خیلی عجیبی بود چون سوزنی ک تو کمرم زدن رو من حس کردم و اینکه ب طور خیلی ناگهانی افت فشار تا ۶ داشتم(البته من کلا فشارم بین ۱۰ تا ۱۲ بالا پایین میشد همیشه ولی تو اتاق عمل افت کرد) و ضربان قلبم تا ۱۵۰ رفت بالا با یه تهوع وحشتناک! ک با دارو کنترل شد
۴.سنگین شدن پاهام خیلی یهویی اتفاق افتاد و من واقعا دیگ چیزی حس نمیکردم فقط بالاتنه ام بخاطر تلاش تیم جراحی برای خارج کردن بچه تکون میخورد
بعدشم حس میکردم ران پاهام ب شدت گرم و گنده شده😅
۵. من حین عمل،بعد عمل ،تو ریکاوری، تو بخش حرف زدم و حرف زدنم تاثیری روی اینکه سردرد بشم نداشت و خداروشکر سردرد نشدم هنوز
۶.دوبار تو بی حسی ماساژ رحمی هم گرفتم درد وحشتناک نداشت ولی حس فشار رو متوجه میشدم
۷.به فاصله یک ساعت بعد از عمل هم آبمیوه مایعات خوردم
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۰ ماهگی
مامان یزدان‌وآیهان مامان یزدان‌وآیهان ۱ ماهگی
تجربه زایمان دوم من بیمارستان ۱۷ شهریور با خانم دکتر موهبتی


سلام مامانا من برای ۳۱ نامه داد دکتر بستری شدم ۱ عمل شدم
ساعت ۷ نیم شب روز ۳۱ بستری شدم
فقط یک جفت دمپایی خریدم
ساعت ۵ صبح روز بعد سوند وصل کردن آنجوکت زدن
سوند فقط یکم‌سوزش داشت بعدش عادی شد ساعت ۷ نیم منو بردن
ساعت ۸ عمل شدم تا ۹ تو ریکاوری بودم
خانم دکتر بسیار با دقت با حوصله بود دکتر بیهوشی بسیار مهربون بود پرستارا هم خیلی مهربون بودن امپول بی حسی هم اصلا درد نداشت خداشکر
وقتی دکتر شکم رو فشار میداد بچه بیاد بیرون قشنگ می فهمیدم بعد بکه رو به صورتم مالیدن خیلی حس خوبی بود
من حین عمل حال تهوع گرفتم امپول زدن خوب شدم
تا ساعت ۹ تو ریکاوری بودم بعد بردنم بخش شکمم رو هم دو بار توی ریکاوری بی حس بودم فشار دادن
منو بردن بخش بچه رو هم آوردن بعد من
تخت های اتاق من ۵ نفره بود
یکبار دیگم هنوز یکم بی حسی تو بدنم بود شکمم‌رو فشار دادن درد داشت ولی میشد تحمل کرد ۸ عمل شدم سوند رو هم. ساعت ۳ کشیدن
همه چیز عالی بود راضی بودم
با بیمه تأمین اجتماعی رایگان شد
عمل دومم خیلی از عمل اولم بهتر اسون تر بود
بهمراه غذا نمیدادن ولی از شب اول همراه راه دادن ملاقاتی هم اصلا نداشت فقط میزارن بابای یچه بیاد از دم در بخش بیاد ببینش
انشالل قسمت همه چشم انتظارا 🥰🫀😍
خدایا شکرت من فقط خیلی استرس داشتم فشارم توی اتاق عمل رفت بالا ک بعدش خوب شد خداشکر
۳۸ هفته ۲ روز بودم
وزن بچه هم ۳۳۰۰