۹ پاسخ

من وقتی میرم بیرون بیشتر خسته میشم مخصوصا اگه بچه همکاری نکنه

وای چرا بچه ها اینجور میکنن خسته ام خسته 😔😔😔😔

دخترمو میبرم پارک خییلی قشنگ با بچه های تو پارک گرم میگیره بازی میکن دوست میش .ولی میریم پارک دیگ برنمیگرده خونه .با گریه باید برش گردونم

عه حانیه تو هم با مادرشوهر تو یه ساختمونی؟چقدر سخت

بچه های این دوره دور از جون پدر درمیارن

چقد مثل دختر منه پسرت 🤣🤣💔💔

خستگی یک طرف مرد هول و بعد خانمهای که میگن الان بچه بزرگ کردن راحته موقع ما چیه چند تا بچه یکی کول بغل اوففف😬😬

منم سوار کنید سواراون ماشین که همه دارن بستنی میخورن جامن فقط خالی😅😅😅😅

چشمک🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی مامان جوجه رنگی ۳ سالگی
یچیز بگم بهم نمیتوپین؟کسی هست از بچش بیزار شده باشه؟
وقتی تو خونه تنهاییم اگه لجبازی و گریه هاشو فاکتور بگیرم بازی میکنیم کاری کردنی اجازه میگیره پیشنهاد بازی جدید میده
ولی وقتی کسی رو میبینه همش منو هل میده و به هیچچچ وجه پیشم نمیاد حتی اگه ساعت ها جایی باشیم پیشم نمیاد
چیزی نیاز داشته باشه به مامان بقیه بچه ها میگه و اگه بگن برو پیش مامانت یا از مامانت بگیر نمیاد
الان خانه بازی بردمش و رفت به یکی از مامانا گفت خوراکی میخوام گفتم دخترم بیا اینجا به خودم بگو پشتشو کرد
دستشو تو بینیش میکرد گفتم بیا صورتتو بشورم باز وانمود کرد نشنیده
هرروز بیرون میبرمش خوراکی میخرم احساس میکنم خیلی نمک نشناسه
میدونم میگین بچش چرا میگی نمک نشناس ولی میبینم بچه های دیگه چقدر مامانشونو دوست دارن
الان گذاشتم خانه بازی به حدی حالم بد شد برگشتم به باباش گفتم بره دنبالش
همیشه بقیه میگن بچتو گردن نمیگیری خودت بهش غذا بده اومده چسبیده به ما آخههه من چیکار کنم؟؟؟دستم بهش بخوره اونجارو میزاره رو سرش انقدر جیغ میزنه که ولم کن میخوام پیش فلانی بشینم از خجالت خودمو گم و گور میکنم
مامان آرین مامان آرین ۳ سالگی
طبق تاپیک قبلی که گذاشتم
تصمیمم این شد پوشکش کنم چون از نظر روحی روانی خیلی به هم ریختم و بیشتر از این نمیتونستم ادامه بدم
از یه جایی به بعد خودشم همکاری نمیکرد دستشویی نمیومد و جیششو نمیگفت و شلوارشو خیس میکرد منم نمیخواستم زورش کنم و تحت فشارش بزارم گفتم بدتر لج میکنه و اصلا کار پیش نمیره.
فقط این وسط خودم اذیت میشم
منم پوشکش کردم بدون اینکه مقاومت کنه یا چیزی بگه خیلی راحت تو پوشک جیش و پی پی میکنه انگار که همه ی این روزا رو فراموش کرد. و یه بار از رو دوش من برداشته شد و به یه آرامشی رسیدم
فعلا به همین منوال میگذرونم تا کم کم یادش بدم و یه فاصله‌ای بیوفته تا خودش بگه.

تاپیک زیاد میخونم که بچه‌ها همکاری نمیکنن و نمیان به نظرم ولشون کنید اذیتشون نکنید واقعا آماده نیستن هر چقد پافشاری کنید بدتره یه چند ماه به تاخیر بندازید تا کم‌کم راه بیوفتن
من تو این پروسه خودمو مقصر میدونم که آماده‌ش نکردم و یهو پوشکو ازش گرفتم خیلی گناه داشت روزای اول براش تازگی داشت حیششو میگفت ولی بعد اون انگار خسته شد چون تو خونه همش حرف جیش و پی پی بود
انقد به تاخیر میندازم تا خودش تمایل نشون بده
مامان یا زینب س مامان یا زینب س ۳ سالگی
اومدم تجربه ی از پوشک گرفتنم‌و‌بگم‌پسرم بیمارستان بستری شد چند روز قبل از پوشک گرفتن براش قصه گفتم که نی نی ها از یه سنی دیگه پوشک نمی بندن خواستم الانا بگیرمش ولی یه روز بیدار شد گفت پوشک نذار انقدر قصه تو بچه ها موثره
اولش هر یه ربع بردمش روز دوم نیم ساعت روز سوم هر یک ساعت تا دوهفته هر یک ساعت می بردمش
بد قلقی داشت سختی داشت جیش روی فرش زد
فقط ۶ماه قبل از پوشک گرفتن شیها تو پوشکش جیش‌نمی کرد تا همین دوهفته پیش یه شب تو خواب جیش کرد پیش میاد خب بچه ن دیگه
گریه میکرد جیش نمی کنم منم سخت نمی گرفتم
تا ۱۰ شب اول شبها با اینکه میذونستم جیش نمیکنه پوشکش میکردم چون یه دختر ۱۳ماهه داشتم و تازه اسباب کشی کرده‌بودم خونه تمیز نمیز بود تا دوروز بشوربشور داشتم تا چند‌وقتم‌تو‌لباسش پی پی می کرد
متوجه شدم هروقت می خواد پی پی کنه میره پشت مبل یا پشت در
منم بردمش دستشویی برقا رو روشن نکردم پی پی کرد اوایل اینطوری گذشت تا الان براش عادی شد