۱۳ پاسخ

دیگه باید قبلش این فکرا میکردی حالا آب از سرهمه امون گذشته😂من ک فکر نکنم آدم سابق بشم😂روزی سه بار دستشویی میشستم دوبار جارو میزدم خونه برق میزد ورزش میکردم بهترین لباس...حالا دیگه فقط فکرم بچه امه بیاد فقط برای اون باشم کم نزارم براش...

همهههههه چییییی به روال عادی برمیگرده بشرطی که برای خودت بزرگ و سختش نکنی. من الان بعد۱۲ روز به زندگی عادی برگشتم بااینکه زایمان بشدت سختی داشتم

منممممم میترسممم

من دوست دارم فقط بگذره زود بگذرهههه برسم به روز زایمان . همه شو تحمل میکنم هرچی باشهههه فقط سالم و سلامت بغلش کنم خیالم راحت بشه

من سر پسر اولم خداروشکر بارداری نسبتا راحتی داشتم و زایمانم اینا هم هر روز که می‌گذشت بدنم به حالت اولیه برمیگشت بعضی شبها بود که بچه بی‌قراری میکرد اما با وجود یه بچه بازم به کارایی که قبل از بچه دارن شدن انجام میدادم می‌رسیدم
خلاصه اینکه سرکار هم میرفتم البته کارم جوری بود که می‌تونستم با خودم ببرم و بیارم باشگاه تفریح اینور اونور همه چی
مخصوصا اگه همسرت خانواده یا کمکی داشته باشی که عالی
ولی الان دوقلو دارم و فکر میکنم دیگه با وجود سه تا بچه امکان نداره زندگیم مثل قبل بشه🫠

عزیزم باز بچه اول راحتتره بچه دوم ک باشه مسئولیت دو تا بچه همزمان میفته ب دوشت و اوناییکه سه تا بچه دارن دیگه بیشتر اگه کوچیک باشن دیگه بدتر در کل ب روال عادی برمیگرده نگران نباش

دردش همش یه روزه طبیعی،بچه داری هم یاد میگیری و عادت میکنی ، اونکه دندون میده نونم میده

من بااینکه کمکی دارم خییییلی سختمه هروز‌گریع میکنم سختمه نمیتونم بخودم برسم ب بقیع کارا برسم حس میکنم نمیتونم از پسش بربیام

خوشبحالت میگی یک ماه من سه روزدیگه میرم بستری شم ولی هیچ‌حسی ندارم نمیدونم چرانمیترسم😐🤣تاحالاتوفضای بیمارستان و‌اتاق عملم نبودم ولی خب این توذهنم هست که .سوند هست . امپول بیحسی هست . هفت لایه زخم و بخیه هست . اولین راه رفتن بااون همه زخم هست . ولی خب ازالان استرس داشته باشم که چی بلاخره باید کناربیام دیگه مطمئنم که تواون لحظه استرس دارم ولی ازالان اصلا مهم بهش فکرنمیکنم😐😂

منم 🥲 هر روز دارم به روز زایمانم فکر میکنم

انقدر خسته شدم شبا خواب ندارم بدنم خستس اعصابم داغون .فعلا تموم بشه

ب همشون عادت میکنی

میتونی کناربیای ۴۰روزاول سخته

سوال های مرتبط