پارت اول
بچه‌ها، یه چیزی هست که مدتیه ذهنم رو درگیر کرده و دوست دارم درباره‌ش حرف بزنم.
تقریباً هر بار که از روزمرگی‌هام پست می‌ذارم؛ از این که سر کار رفتم، به کارهای خونه رسیدم، باشگاه رفتم، به روتین پوستم رسیدم یا رز رو کلاس بردم، یه عده می‌گن: «حتماً کمک داری.» بعضی‌ها هم حتی می‌گن: «مگه میشه؟ احتمالاً داری اغراق می‌کنی یا راستش رو نمی‌گی.»
راستش من هیچ‌وقت دلیلی نمی‌بینم که بخوام تصویری غیرواقعی از زندگیم نشون بدم یا باعث بشم مادر دیگه‌ای احساس ناکافی بودن کنه. اتفاقاً به خاطر رشته و شغلم، همیشه سعی می‌کنم مراقب سلامت روان آدم‌های اطرافم باشم. اگر از زندگی روزمره‌م چیزی به اشتراک می‌ذارم، هدفم اینه که بگم «می‌شه»، نه اینکه بگم «باید همه مثل من باشن.»
اما یه بخش از زندگی من هست که معمولاً دیده نمی‌شه.
من برخلاف تصور خیلی‌ها، کمک دائمی ندارم. مادرم به خاطر سن و مشکلات شدید گردن و دست، حتی برای بلند کردن یک استکان چای هم باید احتیاط کنه. خواهر دوقلوم خودش فرزند داره، خواهرهای دیگه‌م مهاجرت کردن و ارتباط نزدیکی هم با فامیل نداریم.
از دوران بارداری گرفته تا خرید سیسمونی، خونه‌تکونی، آماده کردن فریزر و غذاهای بعد از زایمان، تقریباً همه کارها رو خودم انجام دادم.
بعد از زایمان هم، وقتی خیلی‌ها به خونه مادرشون میرن تا استراحت کنن، شرایط زندگی من متفاوت بود. کمتر از ۲۴ ساعت بعد از سزارین، خودم دوش گرفتم، کارهای خونه رو انجام دادم، ناهار رو آماده کردم و از دخترم مراقبت کردم. مامانم کنارم بود، اما حضورش بیشتر دلگرمی عاطفی بود تا کمک فیزیکی، چون واقعاً توان انجام کارهای سنگین رو نداشت.
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر خشک

۱۰ پاسخ

وای دقیقا مثل من هر موقع پست میزارم همه فکر میکنن الکی میگم! و میگن چجوری به همه کارا میرسی! من‌ که همون کمک عاطفی مادر هم ندارم! و به نظر همه همسر من غیرعادیه که بچه رو نگه میداره من ورزش کنم!! دیگه همسر اگه توی بچه داری کمک نکنه آیا میشه اسمش رو پدر گذاشت!؟ آخه مگه خونه هر روز جارو و طی کشیدن میخواد! هرچند روز یه بار، صبح زود یا آخر شب کارا رو انجام میدیم دیگه، خونه تمیز و رسیدگی به خود اونقدرها که بعضی ها فکر میکنن کار عجیب و غریبی نیست!

عزیزم من از وقتی با شما آشنا شدم تاپیک هاتون خیلی بهم کمک کرده صبح ها یکم زودتر بیدار میشم توی غذاهام تنوع میدم به خودم میرسم و ازتون خیلی چیزها یاد گرفتم لطفا از بی منطق بودن بعضی ها ناراحت نشید و بخاطر مایی که واقعا ندیده دوستون داریم ادامه بدید 💕

سلام عزیزم کاملا درکت کردم عزیزم
شما خانم موفقی هستی و پشت هر موفقیت استمرار و تلاش فراوان و اگر شخص سطحی نگر نباشه هیچوقت شما قضاوت نمیکنه.برعکس تحسین میکنه که تونستی و قابل تقدیر💚🌱
موفقیت هرکس تو سطح متفاوت این بحثش جدا کاری به این ندارم ولی ساده ترین موضوع کارهای خانه یک عده واقعا آدمهای کندی هستند یا نمی تونند چندتا کار همزمان باهم انجام بدند برای همین براشون عجیب یک نفر چطور به همه کارها باهم میرسه پس اگر از یک عده میشنوی ناراحت نشو عزیزم چون واقعا براشون قابل درک نیست...
امیدوارم همیشه موفق و سلامت باشی عزیزم
مرسی که انگیزه میدی 💚🌱😊

وای چقدر سخت

مامان مهربون من واقعا از دیدن مطالب و وعده هات ایده میگیرم و اینکه می‌دونم شما دوقلویید و من الان دوقلو هام یه سالشون سه روز در هفته مامانم بچه هارو میگیره و من میرم باشگاه و دارم تمام تلاشم میکنم که سبک درست زندگی و تغذیه رو رعایت کنم و ورزش کلی حالمو خوب می‌کنه و انرژی مو برا رسیدن به بچه ها بالاتر می‌بره مامانم خیلی سختشه چون فرهنگی بازنشسته است دوقلو داشتن اول خداروشکر میکنم و به شدت وقت و انرژی میخواد ایشالله که به مامان مهربونت سلامتی بده دوم به خودت مامان قوی و مهربونم همیشه موفق باشی

منم مادرندارم کسی هم دیگه ندارم حتی روز مرخص شدن تنها اومدم خونه همسرم جلسه داشت خودم حموم کردم بچمو حموم کردم تاالانم تنهاهمه کارمو کردم خونم مرتبه بچمو بهش میرسم تنها فرقم باشما اینه به خودم نمیرسم از خودم بدم میاد یه کار ساده برای خودم نمیتونم بکنم 😔

آفرین بهت چقدر قوی هستی منم بعداز سه روز همه کارامو خودم میکردم

چه خوب ، منم از لحضه اول تو بیمارستان خودم همه کار کردم دخترمو شستم یاد گرفتم و هیچکس هیچ جا کمکم نکرد اما من زایمانم طبیعی بود

ببین به هر حال یه چیزی هست که میتونی به همه کارات برسی دیگه حالا یا کمک همسرت یا آروم بودن بچه ت

احسنت عزیزم

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
پارت دوم
این‌ها رو نمی‌گم که بگم از بقیه سخت‌تر زندگی کردم یا انتظار تحسین داشته باشم. فقط می‌خوام بگم چیزی که از بیرون دیده می‌شه، همیشه تمام واقعیت نیست.
من به جای اینکه زمان زیادی برای استراحت داشته باشم، سعی می‌کنم از تک‌تک ساعت‌های روزم استفاده کنم. صبح‌ها آن‌قدر زود به باشگاه می‌رم که یک روز مدیر باشگاه با شوخی گفت: «کلید باشگاه رو بهت بدیم که نیم ساعت زودتر بیای؟»
وقتی سر کار هستم، همسرم از دخترمون مراقبت می‌کنه؛ نه به این معنا که من کمک ویژه‌ای دارم، بلکه چون ما یک تیم هستیم. من هم کار می‌کنم و درآمدم وارد زندگی مشترکمون می‌شه. این یک همکاری دوطرفه برای بهتر شدن کیفیت زندگی خانواده‌مونه.
حتی آخر هفته‌ها هم وقتی کنار خانواده همسرم هستم، معمولاً وقتم صرف استراحت نمی‌شه. از همون فرصت استفاده می‌کنم تا خرید هفتگی، شستن، خرد کردن و بسته‌بندی میوه و سبزیجات و آماده‌سازی غذاهای هفته رو انجام بدم. اگر گاهی رز کنار عمه‌ش بازی می‌کنه، من در حال انجام کارهای هفته‌ام، نه استراحت.
می‌دونم شرایط همه ما یکی نیست. بعضی مادرها فرزندهای بیشتری دارن، بعضی همسر همراه ندارن، بعضی از نظر جسمی یا روحی در شرایط سخت‌تری هستن. قرار نیست زندگی هیچ‌کدوممون با دیگری مقایسه بشه.
فقط ازتون یه خواهش دارم؛ اگر دیدید مادری به بخشی از اهدافش می‌رسه، قبل از اینکه بگید «حتماً کمک داره» یا «داره اغراق می‌کنه»، یادتون باشه شما فقط چند دقیقه از زندگی اون آدم رو می‌بینید، نه ساعت‌ها تلاش، برنامه‌ریزی و خستگی پشت صحنه رو
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
وعده های یک روز من به عنوان یه مامان که مهمه سالم و سر پا باشه
خیلی‌ها درباره کلاژن ازم پرسیدن، گفتم یه‌جا جواب بدم. 😊
من کلاژن رو بعد از تمرین مصرف می‌کنم و چیزی که شخصاً حس کردم اینه که پوستم شفاف‌تر و سرحال‌تر شده. از اون عجیب‌تر اینکه با وجود تمرین‌های نسبتاً سنگین، درد عضلاتم خیلی کمتر از قبل شده و ریکاوریم بهتره. (البته تغذیه و خواب هم خیلی مهمن و من سعی می‌کنم اون‌ها رو هم رعایت کنم.)

کلاژن به‌طور کلی می‌تونه به سلامت پوست، مو، ناخن‌ها، مفاصل، تاندون‌ها و روند ترمیم بافت‌ها کمک کنه، برای همین بین ورزشکارها هم خیلی محبوبه.

چاق می‌کنه؟ نه. خودِ کلاژن باعث چاقی نمی‌شه؛ فقط یه منبع پروتئینه و کالریش هم مثل بقیه پروتئین‌هاست. افزایش وزن فقط وقتی اتفاق می‌افته که در مجموع بیشتر از نیاز بدن کالری دریافت کنید.

اگر ورزش نمی‌کنید هم می‌تونید ازش استفاده کنید، مخصوصاً اگر هدفتون حمایت از سلامت پوست و مفاصل باشه. فقط معمولاً برای کسی که رژیم غذایی متنوع و پرپروتئین داره، معجزه نمی‌کنه و نباید جای تغذیه خوب رو بگیره
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
👋🏼
۵ و نیم صبح بیدار باش رز رو شیر دادم و تعویض پوشک اطاقش رو مرتب کردم و برای صبحانه پنکیک پروتئینی موز درست کردم با قهوه با همسرم رفتیم کار اداری و بعد یکراست رفتم باشگاه بعد باشگاه رز رو تحویل گرفتم نهار از روز قبل داشتم ولی اومدم خونه و برای فردا نهار و سالاد آماده کردم چون مامان میاد پیشم و رز هم کلاس داره و نمی‌رسیدم فردا نهار بزارم بعد رز بیدار شد نهار خوردیم باهاش بازی کردم تا حسابی خسته شد خوابید و تو این فاصله برای شامش کوکو بلدرچین درست کردم همسرم اومد خونه نهار اونم دادم و بعد تمیزکاری رفتم آرایشگاه ناخن ترمیم کردم رسیدم خونه نهار خودم رو آماده کردم خوردم به رز میان وعده دادم و رفتم ۵ تا ۸ شب سرکار کارم تموم شد دیدم رز خوابیده شامش رو هم خورده منم صبحانه فردا و تغذیه کلاس رز و صبحانه خودم و همسرم رو آماده کردم مسواک زدم روتین پوستی و الانم میخوام بخوابم
واقعا ما مادرها چه جونی داریم؟؟؟
شما چه خبر؟
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر خشک شیر
مامان محمد صدرا ❤️ مامان محمد صدرا ❤️ ۱۵ ماهگی
سلام خانوما




ازتون میخام یه مشورت خواهرانه بهم بدین . منو همسرم رابطمون بعد به دنیا اومدن بچه داره سرد میشه همسرم ساعت کاری بیشتری داره و مشغله بیشتر هم نسبت به قبل داره منم که خودتون میدونید دنیای جدید مادر شدن اونم با ۱۷ سال سنم (با خواست خودم باردار شدم لطفا واسه سنم چیزی نگید🙄)
همسرم توقع داشت وقتی میاد خونه من بهش اون آرامش رو بدم و به قول خودش تو خونه حالش خوب باشه ولی من فقط ازش محبت و توجه بیشتری میخواستم چون واقعا روحم خسته بود
وقتی من حالم خوب نبود توی خونه خب همسرمم اون آرامش رو نمی‌گرفت و یکم از هم فاصله گرفتیم
اینم بگم اینجوری نبود که کلا سرد باشیم از هم ، اون عشق و علاقه روتین که توی همه زندگی ها هست بین ما هم بود و هست
ولی خب حس میکنم این قهر کردنای کوچیک و مشکلاتی که با هم داشتیم کم کم تو این یک سال الان داره خودش رو نشون میده هم از نظر عاطفی و هم ...
کسی بوده شبیه من باشه؟
به نظرتون من به عنوان یک خانوم خونه چیکار میتونم بکنم واسه بهتر شدن زندگیم ؟
شیر خشک
فرزند پروری
پوشک
کولیک
رفلاکس
کودک
نوزاد
مامان محمّدمتین مامان محمّدمتین ۱ سالگی
یک سال گذشت…

انگار همین دیروز بود که برای اولین بار صدای گریه‌ی متین رو شنیدم. اون لحظه پر از ترس، هیجان و عشق بود. باورم نمی‌شد از این به بعد یک “مامان”م و زندگی‌م با حضورش رنگ دیگه‌ای گرفته.

این یک سال، پر از تجربه‌های تازه بود. شب‌های بی‌خوابی، نگرانی‌ها، گریه‌ها، اما در کنارش لبخندهای کوچیک، نگاه‌های شیرین و بوی خوشی که همه خستگی‌ها رو می‌برد.

کم‌کم یاد گرفتم چطور نیازهاش رو بفهمم، چطور با گریه‌هاش آرام بشم، و چطور غذاهاش رو با عشق آماده کنم. حساسیت‌هاش، محدودیت‌های غذایی، و اینکه باید حواسم به هر چیزی باشه، سخت بود، اما باعث شد بیشتر دقت کنم و خلاق‌تر بشم.

دیدن اولین لبخندش، اولین دندونش، اولین چهار‌دست‌و‌پا رفتنش، اولین کلمه‌هاش… همه‌ش برای من معجزه بود. هر روزش یه اتفاق تازه داشت که قلبم رو پر از شادی می‌کرد.

امسال فقط بزرگ شدن متین نبود؛ خودم هم بزرگ شدم. یاد گرفتم صبورتر باشم، قوی‌تر، و در عین خستگی ادامه بدم. مامان بودن سخت‌ترین و شیرین‌ترین نقش زندگی منه.

و حالا که متین یک‌ساله شده، وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم هر سختی‌اش می‌ارزید. یک سال پر از عشق و یادگیری و رشد… هم برای پسرم، هم برای خودم
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
#دل نوشته
میدونید من فکر میکنم اینکه بعضی ها از بچه داری خسته میشن..یا فرصت بازی با بچه پیدا نمیکنن...یا دائم سر بچه داد میزنن یا برعکس کسانی که از بچه داری لذت تمام میبرن ، برمیگرده به مدل زندگی ، نه آروم بودن بچه
شما الان دو تا بچه شیطون رو تصور کنین که مثلا هر دو ساعت ۹ صبح از خواب بیدار میشن
مادر بچه اول خودش تا ساعت ۹ کنار بچه خوابیده و حالا با هم بیدار میشن و تا بیاد صبحانه آماده کنه و هر دو بخورن و پوشک عوض کنه یک ساعت گذشته و حالا باید بره سراغ ناهار آماده کردن با بچه شیطونش و کلی چالش..این وسط خونه هم نامرتبه و بچه سر وسایل مختلف میره و مادر اعصابش خرد میشه و ممکنه داد بزنه یا بکن نکن کنه. ظهر میشه بدون اینکه وقت مفیدی با بچه گذرونده باشه.
حالا مادر بجه دوم رو تصور کنین که ۷ صبح از خواب بیدار میشه و در نبود بچه صبحانه مفصلی میخوره و کمی دور و اطراف خونه راه میره و ناهارشو بار میذاره و ساعت تازه شده ۹ صبح و کم کم بچه بیدار میشه
مادری با انرژی، خونه مرتب و ناهار بار گذاشته شده، کاملا آماده برای بازی و آموزش و وقت مفید گذاشتن با بچه...
و از بچه داری لذت میبره ..😍
هر دو مادر هم بچه شیطون دارن
پس الکی دنبال بهانه نباشید که فلانی حتما بچه اش آرومه که مدام دارن باهم بازی میکنن و شعر میخونن....نه
.همه ی لذت زندگی برمیگرده به مدل زندگی ما
به برنامه ریزی ما
من هر چیزی که مینویسم رو تجربه کردم و نتیجه های متفاوت رو بررسی کردم
هیچوقت شعار نمیدم...