یعنی هیچی مثل خانوادم نمیشه ، این شرایط سخت دارم تا خونه م ساخته بشه پیش مادر شوهرم هستم خب از همون روز اول برچسب بی تربیت ب بچه من زدن ، که بچه م‌شیطونی کرد منو تحریک کردن دعواش کن کتکش بزن ی شب ب سیم آخر رسیدم تا شوهرم اومدم شکایت بچم‌کردم تنبیه ش کرد بچم‌ تا دو سه روز بالا میآورد ، حالا طبقه همکف خواهر شوهرمه اصلا بچم‌راه نمی‌ده ....دیشب پسرش داشت پلی استیشن بازی میکرد گفت برو بیرون مامانم دعوام می‌کنه .ده بار گفتن بچت بی تربیته ، حالا پسرم می‌رفت دو کوچه اون طرف تر خونه خواهر شوهر کوچیکه اونجا هم دختر پنج ساله داره بچه منو راه نداده گفته برو از خونمون بیرون. دوروز پیش رفته گفته برو نیا خونمون ، بخدا دختر خودش بیاد خوراکی بستنی پفیلا میخرم بهش میدم دیشب تا پسرم رفته گفته برو بیرون ی چنگال دستش بوده زده تو صورت بچم‌. بعد ماهم تو کوچه دختره دیدیم با زبون خوش گفتیم دعوا نکن دوست باشید رفته ب مامانش گفته حالا هی مامانه زنگ میزنه ،خداشکر بچه من مودبه بی تربیت نیست شوهرم گفته بگو بچش میاد اینجا حالا من سر صدا نکردم میگه چراا تو کوچه سرصدا کردی. بچم ترسیده شوهرم گفته بچت نیار خونه مااا اینا میگذره ولی اینا یادم نمیره

۱۱ پاسخ

درو قفل کن نذاربره پیششون

بچت چندسالشه؟😑
دوسال وهفت ماه؟
یابزرگترداری؟

حالا اینکه اونا بیشعورن به کنار.ازشون انتظار بیشتری نمیره...ولی سوالم اینه آیا ساکت موندی و هیچی نگفتی؟؟؟یا اینکه بازم گذاشتی بچت بره اونجا؟!!

عزیزم شما خودت بچتو بهتر میشناسی واقعا شیطونه یا بی جهت این رفتارو میکنن؟
اما در هرصورت نزار جایی بره تا این دوران بگذره بری خونه خودت

با هرروشی شده بچتو تو خونت نگه دار و سرگرمش کن. ببرش خانه بازی،پیاده روی و... ولی پیش اونا نفرست. حتی اگه بچت شیطون و بی تربیت باشه اجازه ندارن باهاش اینجوری برخورد کنن

با چنگال زدن تو صورت بچه دو ساله است ماست وایساده بعد شوهرت در کردن بچه دو ساله زده هیچی نگفتی؟؟

به درک بزار بگن هیچی خونه خود آدم نمیشه وگرنه خونواده خود آدمم خسته میشن این ننگارو میزنن عزیزم

یعنی من باشم جر واجر میکنمشون چطور دوم آوردی تا الان بچم چیزی بگن پدرشون رو در میارم والا خواهرشوهرام برادرشوهرام اصلا بچه‌ام اونارو نمیشناسم هیچ آدمم حساب نمیکنن فقط خونواده خودمو دوست دارن

وای چقدر عقده این اینا ، ببین چقدر پشت سرت حرف زدن که همه رو از شما بیزار کردن ، محلشو نده اصن ، شوهرتم دعوا کن مگه این بچه چیزی حالیشه که تنبیه میکنه ، مگه چیکار میکنه میگن بی ادب؟

مگ طبقع بالا نیستی؟ به هیچ عنوان اجازه نده بچت بره خونشون

وااای چه آدمایییی 🤬🤬 قطع ارتباط

سوال های مرتبط

مامان مامان فندقی🐻 مامان مامان فندقی🐻 ۲ سالگی
تا خونم ساخته بشه ، طبقه بالا مادر شوهرم هستم. خدا شاهده اومدم پسرم بشدت بدتر شده شوهرم اصلا انگار ن انگار ، پسرم شش سالشه خیلی بی تربیت شده ،ب شوهرم میگم میگه چکار بچم داری ، یا قشنگ تربیت نمیکنه. میرم خونه بابام ... کولر روشن خاموش می‌کنه .... ب داداشم بزرگتر هست میگه عجب خری یا ب من میگه میزنم تو دهنت. یا خواهرش اذیت می‌کنه مشت لگد ، همش تو کوچه ، دیروز دختر خواهر شوهرم اومدن اون قدر اذیت کرد که اونا رفتن بعد ب مامانشون گفتن اصلا بچش شعور نداره جلو اونا می‌گفت مامانم دیوونست 🥲 دوچرخه دخترم از پله پرت کرد پایین ...حالا مادر شوهرم اومده گلایه اول صبح که بچه بلد نیستی تربیت کنی. بچه ت بهم گفته من خونتون غذا نیمخورم با این خونه کثیفت این حرف بزرگ‌ترش گفته منم قسم که خداشاهده من نگفتم....بعد میگه بچه پیش تو تربیت شده. تو وظیفت بوده قشنگ تربیت ش کنی. بچت داره بی احترامی میکنه بلند شو ببرش مشاور ، اصلا تا هشت ساله موظف تو تربیت ش کنی اینا همه تو مقصری حالا من اینا ب شوهرم بگم. صدتا فحشم میده
منم واقعا از دست پسرم شاکی شدم. اصلا ب حرف نیست. فحش میده بی تربیت داره میشه 😢🥴😰😰
مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
مامان آوا مامان آوا ۳ سالگی
مامانا بچه های شما هم کسی و ببینن دیگه شمارو محال نمیکنن دخترم انگار با من غریبه میشه و هی ب من میگه برو واقعا خیلی ناراحتم ن مامانی بودم بزنمش ن داد بزنم و بکوب میبرمش پارک و بیرون دیدم مادرایی ک بکوب بچه اشونو میزنن یا مدام داد میزنن آخر بچه می‌چسبه ب مادرش دختر من مهمونی بریم بیرون کوجه هرجا یکی بگه بیا پیشم یا بریم خونه ما میره و اصلا نمیخواد من برم واقعا خیلی بده طرف آشنا و غریبه نداره و دیگه نمیخواد بیاد هم باباش هم من بدمون میاد از رفتارش و همه از اینکارش سواستفاده میکنن و هی میگن بمون خونه ما خونتون نرو مامان بابات و ول کن یا هی میگن شمارو نمیخواد و فلان بچه تو این سن اغلب بچه همه خجالتی یا می‌چسبه ب مامانش حالا دختر من هرجا راحت میره حالا شب موقع خواب حتما باید تو بغلم بخوابه حتی با باباش نمیخوابه فقط من باید باشم پاشه ببینه نیستم گریه میکنه و از اول اینجوری نبودا تا ماه پیش حتی پیش مامانم نمیموند الان دو ماه میشه اینجوری شده
مامان لنا سادات مامان لنا سادات ۲ سالگی
این حمید بیشعور اومده خونه هیچوقت حوصله بچه رو نداره لنا هم هی بابا بابا میکنه اونم حوصلش نمیکشه درست جواب بچه رو نمیده
وقتی هم خونس لنا پیش من نمیاد چون کمتر باباشو میبینه وقتی میاد خونه بیشتر پیش اونه. ما جدا میخوابیم من تو اتاق خوابم اونا تو پذیرایی
لنا مدام میگه قصه بگو برام اونم چندبار قصه گفته بعد دیگه هی غر زده هی غر زده سر بچه گفته من چه گناهی کردم گیر تو افتادم
من اگه ادمم کشته بودم تا الان تاوان داده بودم خدایا مرگ منو برسون کاش بمیرم راحت شم تو بی بابا بشی
انقد غصه به دل بچم کرده که لنا بغض کرده بی صدا کلی گریه کرده فقط صدای فین فینش میومده از بس غصه به دل این بچه کرده
بهش گفتم ح‌صله نداری میای خونه چیکار نیااا خونه انقد این بچه رو زجر نده میگه من زجر میکشم میگم تو خودتو با بچه مقایسه میکنی به درک که زجر میکشی چرا انقد غصه به دل بچم میکنی گناه داره نیا خونه که اینجوری باهاش رفتار کنی.
اه دلم میخواد بمیرهه از ته دلم ارزو میکنم شب که میخوابه صبح چشم باز نکنه دیگه