۵ پاسخ

خدارو هزاران مرتبه شکر و سپاس که الان کنار هم هستین😘❤

خداروشکر که ماهلین کوچولو رو سالم و سلامت بغل گرفتی (هرچند که واقعا برات سخت گذشت بازم شکر که بخیر گذشت )
منتظریم تجربه زایمانت بزار عزیزم ❤️

خداروشکر عزیزم که ماهلین خانمو سالم و سلامت بغلت گرفتی منم زایمانم زودرس بود 35 و 4 روز و الانم پسرم مثل ماهلین خانم 30 روزشه

چند هفته بودی

منم به دلم افتاده بود دخترم زود به دنیا میاد و اومد 🥲✨

سوال های مرتبط

مامان جوجو🐣🩵 مامان جوجو🐣🩵 روزهای ابتدایی تولد
مامان 🎀Mehra مامان 🎀Mehra روزهای ابتدایی تولد
پارت دوم تجربه زایمان طبیعی من و مهرا 🎀

ساعت ۱۱ ظهر بهم آمپول فشار زدن و کم‌کم دردها بیشتر شد. فاصله دردها حدود ۲۰ دقیقه بود و هر درد تقریباً ۳۰ ثانیه طول می‌کشید.
یه چیزی که واقعاً به من کمک کرد نفس عمیق کشیدن بود. وقتی درد میاد، سعی کنید نفس عمیق بکشید؛ برای من خیلی کمک‌کننده بود. 🤍
تا ساعت ۲ درد داشتم. دکتر معاینه‌ام کرد و گفت ۸ سانت باز شدم و تا یک ساعت دیگه زایمان می‌کنم!
دردهای اصلی من از ساعت ۱۱ که آمپول فشار زدن تا حدود ساعت ۳ بعدازظهر بود و ساعت ۳ دختر کوچولوم، مهرا، به دنیا اومد. 🥹🎀
من قبلش واقعاً می‌ترسیدم و فکر می‌کردم شاید نتونم تحمل کنم، ولی تونستم. ❤️
مامانایی که الان باردارن و از زایمان طبیعی می‌ترسن، منم مثل شما می‌ترسیدم، استرس داشتم و فکر می‌کردم نمی‌تونم؛ ولی بدن ما خیلی قوی‌تر از چیزیه که فکر می‌کنیم.
زایمان هر کسی متفاوته، اما خودتون رو با ترس‌های قبلش نترسونید. به خودتون و بدنتون اعتماد کنید. 🌷
من با کلی ترس رفتم زایشگاه و با قشنگ‌ترین هدیه دنیا برگشتم؛ مهرا کوچولوی من 🎀❤️
مامان نینی مامان نینی ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۶
در واقع بخوام نظر نهاییم رو از زایمان طبیعی بگم اگر برگردم عقب قطعا دگ انتخابش نخواهم کرد
به دلیل:
۱- غیر قابل پیش بینی بودن زمان زایمان چون ما به شدت هر روز استرس داشتیم و منتظر بودیم
۲- فشار روحی شدیدی که به ادم وارد میشه طوری که من بعد از ده روز دکترم رو که دیدم ناخوداگاه گریم درومد و تپش قلب گرفتم و تمام صحنه ها از جلوی چشمام رد شد، حتی الان هم بهش فکر میکنم واقعا حالم بد میشه.
۳- شکل زشتی که الان واژنم به خودش گرفته قبلا اگر ورودیش یک سانتی متر بود الان به یک غار با دهانه ۳ تا ۴ سانتی متر تبدیل شده😐
۴- هموروئیدم بیرون زده و دفع برام خیلیییی سخت شده
درسته الان شاید از دردی که داشتم چیزی یادم نباشه ولی فشار روحی زایمان همچنان با منه و دست از سرم برنمیداره. سعی کردم خیلی کامل براتون تعریف کنم با اینکه بدن تا بدن و تجربه با تجربه هر آدم کاملا میتونه متفاوت باشه.
در ادامه چالش هایی که بعد از زایمان داشتم و هر کسی قرار هست داشته باشه رو هم میگم.