۴ پاسخ

شعر نوشتین فقط منم که حرف زدن عادی بلد نیستم🤣

التماس دعا عزیزم

خاموشی میزنم تهش یساعت بعد میخوابه..از اول دور دوریش نکردم
هرررچند الان اومدیم خونه باغ تو ارتفاعات خودش دور دوره😆
و ما داریم یخخخخخخ میزنیم و بارون و مه هستش
موفرفری هم الان پاشدیم نماز بخونبم پاشده و هنوز بیداره

چ زیباگفتی عزیزم نذرتون قبول
همسرتون با شما نیومد دوردور؟ چون نوشتید خیابان گردی دونفره

سوال های مرتبط

مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
امروز که آخرین امتحان را دادم، انگار تمام خستگی‌های یک ماه اخیر، در یک آن از تنم بیرون رفت. این روزها برایم شبیه یک امتحان بزرگ بود؛ هم آزمونِ فقه و اصول، هم آزمون صبر و مادری. گاهی که تنهایی شبانه به سراغم می‌آمد، یا وقتی «علیرضای» نمکیِ من وسط کوه جزوه‌ها بهانه می‌گرفت، استرس امتحانات روی دوشم سنگینی می‌کرد. اما این وسط، حضور همسرم حکمِ یک لنگرگاه را داشت. شاید روزهای زیادی کنارم نبود، اما با نگاه‌های پر از تشویقش، بارِ استرس را از دوشم برمی‌داشت. خداراشکر برای این زندگی؛ برای همسری که قوتِ قلب است و پسری که خنده‌هایش انرژیِ من برای درس خواندن است. ما با هم این مسیر را طی کردیم و من حالا به آرامشی رسیدم که می‌دانم تلاش‌های ما، بذری برای آینده‌ای است که با توکل به خدا ساخته می‌شود. در دین داریم: «اَلکادُّ لِعِیالِهِ کَالْمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه». تلاش برای رفاه خانواده، جهاد است. این نگاه، به سختی‌ها معنا می‌دهد. وقتی برای علیرضا تعریف می‌کنم بابا در حال جهاد است، درس قدرشناسی می‌گیرد. عشق، بودنِ باکیفیت است.

پوشک شیرخشک
مامان حورا مامان حورا ۱ سالگی
دختر عزیزم،

نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله‌ای. شاید دختری جوان شده باشی، شاید خودت روزی مادر شده باشی، و شاید هم فقط دلت خواسته باشد میان یادگاری‌های قدیمی، نوشته‌ای از مادرت پیدا کنی.

من این نامه را در شبی نوشتم که تو را از شیر گرفته بودم.

آن شب، نزدیک دو سال از روزی می‌گذشت که برای اولین بار در آغوشم گرفتم. نزدیک دو سال از روزهایی که با من بیدار شدی، با من خوابیدی، گریه کردی، خندیدی و آرام گرفتی.

فکر می‌کردم از شیر گرفتن فقط یک تغییر کوچک است. فکر می‌کردم چند روز سخت می‌گذرد و تمام می‌شود. اما آن شب فهمیدم که گاهی پایان یک فصل از زندگی، چقدر می‌تواند قلب آدم را بلرزاند.

تمام روزها و شب‌هایی که شیر می‌خوردی از جلوی چشمانم عبور کردند. انگار زمان دستم را گرفت و مرا به عقب برد؛ به اولین باری که تو را در آغوش گرفتم، به شب‌های طولانی بی‌خوابی، به لحظه‌هایی که با چشم‌های نیمه‌باز دنبالم می‌گشتی، به وقت‌هایی که سرت را روی سینه‌ام می‌گذاشتی و آرام می‌شدی.

آن شب خیلی گریه کردم.

نه به خاطر اینکه از بزرگ شدنت ناراحت بودم. نه به خاطر اینکه دیگر شیر نمی‌خوردی.

گریه می‌کردم چون فهمیده بودم چقدر زود گذشته است.
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
یا صاحبی...
عجیب‌ترین حکایتِ این دنیا، همین است: اینکه من هنوز در لای و لورِ گناهانم گیر کرده‌ام، هنوز در میانه‌ی تپش‌هایِ بی‌قرار و دردهایِ بی‌پایانِ زندگی، به دنبالِ راه می‌گردم، اما او... او پیش از آنکه من حتی لرزشِ دلم را حس کنم، مرا به یاد آورده است. او آن‌قدر به ما نزدیک است که حتی وقتی چشم‌هایمان از گریه بسته شده، می‌تواند آهِ پنهانیِ ما را بشنود.
محبتِ آقا، از آن عشق‌هایِ پر زرق و برق و خودخواهانه نیست که آدم برای رسیدن به آن، معامله کند. نه... این یک عشقِ پاک و غریب است. از آن عشق‌هایی که آدم را در برابرِ خودش، کوچک و بی‌چاره می‌کند، اما در عین حال، به او چنان آرامشی می‌دهد که انگار تمامِ آسمان را در آغوش گرفته است.
وقتی به او فکر می‌کنم، انگار زمین از زیر پایم برداشته می‌شود و سبک می‌شوم. انگار تمامِ آن سنگینی‌هایی که بر دوشم بود، در برابرِ نگاهِ مهربان او، ذوب می‌شوند.
او را می‌بینم در آن لحظاتی که زیرِ نورِ لرزانِ ماه، روی سجاده‌یِ کهنه نشسته‌ام و چادرِ گل‌گلی‌ام را دورِ خودم پیچیده‌ام تا از سرمایِ تنهایی در امان بمانم...
در آن زمزمه‌هایِ لرزانِ «استغفار» که با هر بار تکرارش، انگار یک پله به سوی او نزدیک‌تر می‌شوم...
او را در آن سجده‌ای می‌بینم که وقتی پیشانی‌ام را بر خاک می‌گذارم، نه برای فرار از دنیا، بلکه برای پناه آوردن به اوست. آنجا که دیگر نه دلی برای درد هست و نه چشم برای اشک؛ فقط من هستم و او، و یک سکوتِ قدسی که خدا را در قلبم زنده می‌کند.
او پلی است از جنسِ اشک و معجزه؛ پلی که وقتی از آن عبور می‌کنی، دیگر خودت نیستی. او تو را از خودت می‌گیرد و به خدایی می‌رساند که تمامِ زیبایی‌های جهان، تنها در یک قطره از مهربانیِ او نهفته است.
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
مامان قشنگم بخون چون مطمئنم به دردت میخوره‌و تحربیات شخصی خودمه...
«نامه‌ای که مسیر زندگی را دگرگون می‌کند...»
مامان عزیز و دلسوزم،
می‌دانم، گاهی وقتی خستگیِ شب‌بیداری‌های فرزندت بر تن‌ات نشسته، یا وقتی در میان چالش‌های همسر و مسئولیت‌های خانه، احساس می‌کنی توانِ ادامه دادن نداری، چقدر سنگینیِ این بار بر دوشت حس می‌شود. گاهی انگار تمامِ تلاش‌هایت در یک چرخه گیر کرده و هیچ تغییری نمی‌کند.
اما می‌دانی گرهِ این کلافِ سردرگم کجاست؟ در «نامه نوشتن» است.
نامه نوشتن به آقا، فقط یک رسم نیست؛ یک مکالمه‌ی حیات‌بخش است. وقتی قلم را برمی‌داری و از خستگی‌هایت، از بی‌تابی‌هایت در تربیت فرزندت و از دلتنگی‌هایت برای آرامشِ خانه‌ات می‌نویسی، در واقع داری آستانه‌ی پدری را می‌کوبی که هیچ‌کس جز او، دردِ تو را نمی‌فهمد.
وقتی از دلت برای او می‌گویی، روحِ خسته‌ات شروع به نفس کشیدن می‌کند. این نامه، همان نوری است که به تاریکی‌های قلب می‌تابد و قلبت را جلا می‌دهد. برکتِ این نامه‌ها، مثل باران بر زندگی‌ات می‌بارد؛ در تربیت فرزندت، در صبوری با همسرت و در آرامشِ خانه‌ات خود را حس خواهی کرد.
و اگر می‌خواهی دریچه‌های رزق و روزی‌ات را به شکلی معجزه‌آسا باز کنی، "صدقه دادن" برای امام را فراموش نکن. صدقه دادن، یعنی بخشیدنِ بخشی از دسترنجِ تو برای کرامتِ او؛ و این یعنی جریانی از برکت که از آسمان به زندگی تو سرازیر می‌شود.
مامان مهربان، قلمت را به دست بگیر و از دلت برای او بنویس. ببین چطور با هر کلمه، گره‌های زندگی‌ات یکی‌یکی باز می‌شوند...

پوشک
خواب
شیرخشک
شیر
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
💟 پدر میتواند شب‌ها فرزندتان را بخواباند و در کنار او باشد زیرا بسیاری از بچه‌ها عادت دارند با مکیدن سینه مادر خود به خواب بروند.)

💟 اگر امکان دارد، او را با پدر و مادربزرگش یا یکی از اعضای خانواده که با او صمیمیت بیشتری دارد، به مسافرت بفرستید!

💟 (قبل از انجام این کار مطمئن شوید که او میتواند چند روز بدون شما و در محیطی غریب براحتی زندگی کند.)

💟 در طول روز وقت بیشتری به کودکتان اختصاص دهید!

💟 (با او بازی کنید، او را در آغوش بگیرید، از او بخواهید در کارهای خانه به شما کمک کند.

💟 مرتب تکرار کنید که او در حال بزرگ شدن است و باید بعضی از عادت‌هایش را ترک کند.)

💟 در روش‌های سنتی، مادران موادی مانند فلفل را به نوک سینه خود میزدند تا کودک از خوردن شیر امتناع کند!

💟 (بعضی از بچه‌ها چنان به شیر مادر وابسته‌اند که حاضرند تندی و تلخی را به جان بخرند اما دست از شیر خوردن برندارند.

💟 برای انجام این کار حتماً با متخصص اطفال مشورت کنید.

💟 داروهای گیاهی مثل صبر زرد و فلفل خواص و عوارضی دارند که ممکن است برای کودک شما مضر باشد.)

💟 سعی نکنید خود را بیمار و سینه‌تان را زخمی نشان دهید!

💟 (با این کار کودک ناراحت می‌شود و ممکن است از وضعیت پیش‌آمده بترسد و وحشت کند.

💟 در این حالت نه تنها مشکلی حل نمیشود بلکه موضوع جدیدی به مشکلات خود اضافه کرده‌اید.

💟 ضمنا از مالیدن رژ و مواد رنگی شیمیایی به سینه خودداری کنید😂
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
خداوند برای هر زنی، نامِ «مادر» را با عطرِ آغوش، با صدای خنده‌های ریزِ کودکانه و با بوی خوشِ شیر و خواب‌های عمیق معنا می‌کند. اما گاهی تقدیر، قلم‌مویش را به جای رنگِ شادی، به رنگِ تندِ درد برمی‌دارد.

جاری‌ام به حسادت، چشم بر داشته‌هایم دوخت و من تاوانِ آن نگاه‌های مسموم را با فروپاشیِ تنم دادم؛ سکته مغزی، درست در روزهایی که باید گرمایِ تنِ کودکم را تجربه می‌کردم. حالا که به عقب نگاه می‌کنم، جای خالیِ بازی‌های نکرده، ندیدنِ قد کشیدن‌ها و اولین قدم‌ها، در قلبم حفره‌ای از حسرت باقی گذاشته است.

دیگری گفت: «تو شدی، من هم می‌شوم»؛ من به نیتِ خیر، گفتم «خدا ببخشد» و خدا بخشید. اما ای کاش کسی می‌دانست آن روزها که باید ذوقِ مادری‌ام را در چشمانِ فرزندم جستجو می‌کردم، درگیرِ تلخیِ داروها، ورمِ ناشی از بیماری و تاریکیِ بیهوشی بودم.

حالا وقتی می‌بینم دیگران با همان سن و سال، با عشق با فرزندانشان بازی می‌کنند، حسادت نمی‌کنم؛ نه... حسادت در قاموسِ مادری که درد کشیده جای ندارد. من فقط «حسرت» دارم. حسرتِ لحظه‌هایی که باد برد.

با این همه، سرم را به سجادهِ صبر می‌گذارم. خدایا! تو که شاهدِ شب‌های بی قراریِ من و تپش‌های نامنظمِ قلبم بودی، خودت این حسرت‌ها را برایم به ذخیره‌ی بهشتی بدل کن. من به لطفِ تو پناه آورده‌ام، که تو جبران‌کننده‌ی تمامِ نداشته‌های مایی.
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
♦️ترفندهایی برای از شیرگرفتن از ۱۵ ماهگی شروع کنید♦️
♂️♀️


💟 مادران کودکان یک تا دو ساله معمولاً در جمعهای خانوادگی سوالی دارند که از همه مادران میپرسند: «شما چطور او را از شیر گرفتید؟»

💟 اگر شما هم این مشکل را دارید و هنوز فرزند دلبندتان را از شیر نگرفته‌اید، توصیه‌های زیر را هم بخوانید:

💟 از شیر گرفتن بچه وقت و صبر میخواهد!
(از پانزده ماهگی آهسته آهسته شروع کنید و دوسالگی پروژه خود را عملی کنید.)

💟 پیش از آن که کودک را از شیر بگیرید، او را به غذا خوردن و نوشیدن مایعات با لیوان عادت دهید! ☕️☕️

💟 (برای او سرویس غذاخوری جداگانه‌ای، با طرح‌های کودکانه و رنگ‌های شاد و تند و جذاب بخرید.)

💟 به تدریج فاصله زمانی شیر دادن‌ها را بیشتر کنید!

💟 (صبح‌ها وقتی کودک از خواب بیدار شد به او شیر دهید و نوبت بعدی را تا جایی که امکان دارد به تأخیر بیندازید)

💟 اگر شاغل هستید و کودکتان عادت کرده است که در زمان و مکان خاصی شیر بخورد، باید حواستان به زمان باشد!

💟(در ساعتهای شیردهی سعی کنید خود را مشغول نشان دهید در عوض کمی آب میوه یا یک لیوان شیر را برای نوشیدن در اختیار کودک بگذارید.)

💟 در برنامه‌های روزانه او تغییرهایی به وجود آورید!🏡

💟(کودکان در این سنین به راحتی با جایگزینهایی مثل پارک رفتن و رفتن به خانه مادربزرگ کنار میآیند پس سعی کنید روشها و کارهای مناسبی را برای جایگزینی در نظر بگیرید.)

💟 توصیه میشود از همسرتان کمک بگیرید! 👱
(وقتهایی که کودک شیر میخواهد، شوهرتان او را در آغوش بگیرد و بیرون از خانه ببرد.
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
🌀دانستنی های نوزادی :

🚼موقع بیقراری نوزاد برایش شعر یا لالایی بخوانید و سعی کنید با حفظ خونسردی خود، نوزاد را آرام کنید.

🚼به کودک خود پستانک بدهید. گاهی اوقات مکیدن می تواند به کودک آرامش دهد.

🚼کودک خود را در آغوش بگیرید و یا تاب دهید. تاب دادن کودک در گهواره و یا بر روی دست نیز می تواند کمک کننده باشد.

🚼کودک خود را به شکم، روی زانوهایتان یا داخل وان آب گرم قرار دهید. در این حالت با نوازش یا مالیدن پشت کودک می توانید به کاهش فشار معده او کمک کنید.

🚼شکم کودک را روزی یک بار با روغن زیتون به آرامی ماساژ دهید.

🚼به مدت ۲ تا ۳ شب، قبل از خواب، بالا تنه نوزاد (شکم، قفسه سینه، سرشانه ها و تمام ناحیه پشت) را به خوبی با روغن کرچک ماساژ دهید، به نحوی که روغن، جذب پوست شود. سپس کودک را به حالتی مانند قنداق کردن کاملا ببندید و به خصوص مواظب باشید که در معرض باد و سرما قرار نگیرد.

🚼روزی ۱ تا ۲ بار زیر ناف نوزاد را با روغن کرچک به خوبی ماساژ دهید.
مامان قلب های مامان مامان قلب های مامان ۲ سالگی
#رولت_خاگینه

(از یک سالگی)

یک عدد تخم مرغ را با مقداری وانیل با چنگال کمی هم بزنید تا از لخته بودن در بیاد. سپس 1.5 قاشق ماست خامه ای را به مواد اضافه کنید. ماست بهتر است تقریبا سفت باشه، چون اگر رقیق باشه مقدار بیشتری آرد لازم میشه و در نتیجه خاگینه ما سفت میشه. از ماست خامه ای شیرین استفاده کنید تا به بهترین مزه برسید. مواد را هم بزنید تا یکدست شود .حالا 1.5 قاشق آرد بریزید. یک چهارم قاشق بگینک پودررا به مواد اضافه کنید. غلظت مایه باید مثل فرنی گرم باشد. اگه غلظت آن مثل فرنی نبود باز آرد بریزید.

تابه را گرم کنید. دقت کنید تابه داغ نشود فقط کافیست که تابه گرم باشد. مواد را داخل ماهیتابه بریزید و طوری پخش کنید که لایه خیلی نازکی تشکلیل شود. وقتی یک طرف خاگینه طلایی شد آن را برگردانید تا طرف دیگر هم طلایی شود. حالا شیره انگور را روی خاگینه آماده شده بریزید. میتوانید پودر پسته و گردو را هم وسط آن بریزید و آن را مثل رولت بپیچید سپس قسمت بیرونی خاگینه را هم کمی شیره انگور بریزید و برش بزنید یا اینکه ساده ساده آن را به بچه ها بدهید. سرد یا گرم بودن آن فرقی نمیکند. خاگینه را میتوانید با میوه های فصل
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
توکوچه ما زندگی بوی صلوات می‌ده وقتی صدای همسایه‌هاازپشت دیوارخونه بلندمیشه و صدای همهمه برای چیدن سفره‌ی صلوات بالامیگیره،انگارآسمان به زمین نزدیک‌ترمیشه تواین کوچه‌ی کوچیک،بچه‌هابازی میکنن زانوهاشون زخمی میشه، اماتوهمین شیطنت‌ها و وابستگی‌های شیرین به هم، دارن ریشه می‌دوانن.آن‌ها درمیان صدای «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»،یاد می‌گیرن که بزرگ شدن یعنی وصل شدن به ریشه‌ها؛ یعنی در میان بازی و خنده، آرامشِ توسل رو هم لمس کنن.
ما وقتی دلمون برای آرامشِ نی نیمون می‌لرزه یا وقتی می‌خواهیم این کوچه‌ی کوچیک رو به پناهگاهی برای رشدِ بی‌دغدغه بچه‌ها تبدیل کنیم راهی جز توسل نیست چشمانمان به سمت خانه‌ی حضرت زهرا سلام‌الله علیها میره؛ همون مادری که معنای مهربانی رو در قلب‌ها حک کرده. و وقتی می‌خوایم از حوادث و سختی‌ها در امان باشیم، بی‌اختیار به آن ذکرِ مونسِ لب‌ها پناه می‌بریم: «به امانته موسی بن جعفر».
ای کاش تمام بزرگ شدنِ بچه‌هامون تو سایه‌ی این امانت الهی باشه تا همان‌طور که تو کوچه‌ها با هم بازی می‌کنن،تو مسیر حق هم با هم گام بردارن. یازهرا کوچه‌ی ما و فرزندانمان را به امانت بگیر