قسمت آخر و راه رفتن
من همراه ابمیوه یه تکه گلابی کمپوتم خوردم که یه نفخ کمی بهم داد شما این اشتباه رو نکنین چندتا قاشق ژله هم خوردم بعد ساعت پنج پرستار اومد گفت میخوام سوندت بردارم و راه بری من گفتم برندار تا اروم اروم اماده شم بعد خودم میگم بردار واقعا خانوم مهربونی بود و قبول کرد گفت به خودت فشار نیار با ارامش خودت ذره ذره تمرین کن اولین نشستن خیلی سخت بود ( من پمپ درد نداشتم شیافم با اینکه گرفته بودم یادم رفته بود) اول نتونستم وایسم ولی پرستاره خیلی تشویقم کرد که افرین خیلی عالی بلند شدی حالا دراز بکش نسکافه بخور بعد تمرین بلند شدن کن که خودم گفتم سوندم دربیار که مجبور شم بلند شم قبول کرد و بیرون اورد درد داشت ولی قابل تحمل بود. دیگه اروم بلند شدم و با کمک راه رفتم دستشویی کردم و با کمک برگشتم بار دوم که خواستم برم دستشویی خیلی راحت تر بودم یه قلوپ شربت مگنی میلک هم خوردم و دفع خیلی راحتی هم داشتم دیگه یادم به شیاف افتاد گذاشتم و بلند شدنای بعدم راحت تر بود امروزم دیگه از صبح شیاف گذاشتم دردم خیلی قابل تحمل بود الانم خداروشکر نشستم و اوکیم راستی امروز سوپ و یدونه رولت هم خوردم ولی خداروشکر خوبم.
برم پسرم شیر بدم میام سوالات رو جواب میدم اگه بود

۶ پاسخ

سلام عزیزم مبارکه🌹🌹🥰 انشاالله خوش،روزی و خوش پاقدم باشه وزیر سایتون بزرگ بشه وسالم وسلامت باشه خداروشکر که به سلامتی زایمان کردی برای منم دعا کن عزیزم سه هفته دیگه میرم آنومالی انشاالله که سالم باشه نی نیم🌹🌹

ممنون ازینکه اینقدر با حوصله توضیحاتو نوشتین❤👌🏻🙏🏻😍

من بابیهوشی ام این حسارو گفتی ک خیلی حس بدیه

سوند رو پیشِ همراهت در میاره یا نه تنها بودی ؟

اسم گل پسرتو چی گذاشتی قشنگم

چجوری نشستی ؟
کمکت کرد یا خودت

سوال های مرتبط

مامان محمد مسیحا 💙 مامان محمد مسیحا 💙 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارین در بیمارستان تریتا پارت ۶...

وقتی ملاقاتی هام رفتن کمک پرستار اومد کمکم کرد که بلند شم اولین بلند شدن سخت بود یکم و قسمت سخت ماجرا به نظرم همین بود ولی بازم نه به اون سختی که نشه تحمل کرد یا انجام داد منو برد سمت دستشویی کارامو انجام داد پد بهداشتی بهم داد از این شورت های توری پام کرد کمکم کرد بلند شدم رفتم سمت تخت به مامانم گفتن تا برام شکم بند بعد زایمان سزارین بگیرن تا برام ببندن مامانم رفت گرفت آورد اونو بستم یکم هم اون دردم رو کمتر کرد بهم گفتن موقعی که میخام بلند شم ببندم اونو و واقعا وقتی میخاستم بلند شم راه برم اونو میبستم دردم کم که بود کمتر میشد یادم رفت بگم سوند هم دراوردنی اذیت نشدم خیلی فقط یکم سوزش بود...اولین بار فقط بلند شدنی اذیت شدم بعد دیگه خودم به کمک مامانم هر دو ساعت از تخت میومدم پایین راه میرفتم تا خون لخته نشه و هرچی بیشتر راه میرفتم سرپا تر میشدم...توی بیمارستان من کلا چهارتا شیاف استفاده کردم که همون کفایت میکرد پمپ درد هم که بود مسکن هم فقط همون اول بهم داده بودن دیگه ندادن...پسرم که ظهر دستشویی کرده بود منم وقتی ملاقاتی هام رفتن یه لیوان چایی آوردن برام با به شربت شیرین که توش گلابی بود دوتا هم خرما دادن که اول خرما رو خوردم اولین چیزی که خوردم بعد چایی رو مامانم با عسلی که داده بودن شیرین کرد داد بعد یکی دو ساعت هم همون شربتی که خودشون دادن رو خوردم مامانم به بابام سپرده بود که برام آب هندوانه بگیره که توش خاکشیر باشه با کمپوت گلابی اوناهم تاثیر داشتن برای اینکه برم دستشویی غروب رفتم دستشویی که بهم گفته بودن دستشویی برم میتونم شام بخورم...
مامان مامی پَناه💝 مامان مامی پَناه💝 روزهای ابتدایی تولد
بعد بخیه زدن و اینا بردنم ریکاوری
بعد از 10دقیقه هم بردنم بخش
تا 12ساعت دکترم اجازه خوردن غذا و مایعات نداد
بعد از 12ساعت گفت میتونی شروع کنی مایعات بخوری
بعدش هم راه بری
بلند شدن و راه رفتن خیلی سخت بود واقعا سخت بود بعد از 12 ساعت خوابیدن رو کمر
هیچ‌کس هم نمی تونه کمک کنه برای بلند شدن چون خیلی فشار میاد
من با کمک خودم بلند شدم
راه رفتم خم بودم برای راه رفتن
بعد از چند ساعت درست شد
وقتی راه میرفتم خوب بود دیگه میخواستم بشینم مکافاتی بودد خیلی سخت بود انگار باز شکمم رو پاره کرده بودن
من پمپ درد نگرفتم چون گفتن عوارض داره
بعد یه نفر بود از منی که پمپ درد نداشتم بیشتر درد داشت اون پمپ درد داشت
با شیاف خیلی خوب بود واقعا اروم میشدم
بخاطر یبوست بعدش هم
شیاف بزارین کارتون رو راه میندازه راحت
3روز بیمارستان بودم اتاق خصوصی گرفتم عالی بود حتما بگیرین
از دکترمم خیلی راضی بودم خیلی تمیز برام بخیه زده
خب خلاصه همین دیگه 😁
تاریخ 1405/4/17 🥹❤️
مامان دلارام 🦋 مامان دلارام 🦋 ۲ ماهگی
مامان نخود[آیهان]😍 مامان نخود[آیهان]😍 ۹ ماهگی
پارت اخر
توی سرمم برام امپول میزدن برای جمع شدن رحم ولی ماساژ شکمی نمیدادن فقط تو ریکاوری یبار دادن درد رحمم بیشتر برای اون بود ولی خودم تا بیحس بودم درد نداشتم اروم اروم شکممو ماساژمیدادم
من همش ترس بلند شدن و اولین راه رفتن با ماساژ شکمیو داشتم هم تختی کنارمم مثل من بود ولی خداروشکر هیچ کدوم درد نداشتن ساعت ۱۱شبم بهم گفتن میتونی بلند بشی و سوندمو کشیدن گفتن اولش لب تخت بشین تا یه ربع ساعت نیم ساعتی بعد بلند بشید
وقتی بند شدم اصلا دردی حس نکردم هم تختیمم مثل من حالا از چی بود نمیدونم دیگه رفتم خودمو شستمو لباسمو عوض کردم و رفتم شروع کردم قدم زدن دروغه درد نداشتم ولی کاملا قابل تحمل بود مثل درد اوایل پریودی
ولی اخر شب دردم یکم زیاد شد بیشترم برای بچه که نمیتونستم شیر بدم سینم نوک نداشت خیلی اذیت شدم تا از دیشب بالاخره نوکشو گرفت
اینم ازتجربه زایمان من من که واقعا راضی بودم دست دکترم به شدتت سبک بود عالی عملم کرد کادر بیمارستانم خیلی خیلی خوب بودن رسیدگیشون عالی و تمیز بود
الانم که روز سومم خداروشکر درد کمتری دارم ولی تو نشستن و بلند شدن اذیتم
ولی بعد عمل گفتن تا جایی که میتونید راه بردید عالیه
مامان الآرا مامان الآرا ۶ ماهگی
پارت (۳)
+زایمان سزارین +
خلاصه بهم گفتن بلندشو راه برو و بدترین قسمت ماجرا اینجا بود خیلی خیلی بد بود اینجا واقعا فهیمدم که چقد سخته مادر شدن
با بدبختی با کمک مادرم تا لب تخت اومدم همین که یه پامو گذاشتم زمین فشارم افتاد جلو چشام از درد زیاد تار شد
و مامانم منو سری گرفت دیگه هیچی نفهمیدم فقط یه لحظه دیدم پرستار بالا سرمه هی صدام میزنه میگه خوبی با سر گفتم آره
دیگه همش گریه میکردم که نمی‌خوام راه برم و اونا میگفتن حتما باید راه بری خیلی سخت بود
دیگه دوبار بعد اون‌هی تلاش کردم راه برم نتونستم دوباره ضعف میکردم دیگه پرستاره اومد گفت مشکلی نداره امشبو بگیر بخواب فردا صبح حتما راه برو منم از خدا خواسته گرفتم خوابیدم فردا صبحش با بدبختی یکم راه رفتم ولی خیلی درد داشت واقعا دردش زیاد بود چند قدم برداشتم و نشستم گفتن خوبه و ظهر گفتن مرخصی ب شرط اینکه مدفوع کنی خیلی سخت بود نشستن و مدفوع کردن ولی با بدبختی این مرحله رو هم رد کردم و مرخص شدم . تو ماشین که نشستم با هر ترمز و دست انداز من فقط جیغ میزدم
درد داشتم واقعا رسیدم خونه شیاف گذاشتم آروم شدم یکم ولی کم و بیش درد بود ولی قابل تحمل بود
در کل بستگی ب آستانه تحمل درد خودت داره من کلا سوسول بودم یه آمپول میزدم زار زار گریه میکردم .
خلاصه از اینجا ب بعد هی دردام کم شد و بهتر شدم ولی شیاف گذاشتم تا سه روز الان هم درد دارم ولی کم در حد سوزش بخیه
ادامه پارت بعد
مامان داریان🧸💙 مامان داریان🧸💙 ۲ ماهگی
مامان فندق مامان فندق ۸ ماهگی
روزای بعدش درد داشتم و مامانم می‌گفت ببین درد اصلی چی بود که پمپ درد نزاشت بفهمی . خلاصه من اصلا دکمه پمپ دردم و تند تند نزدن تا فردا نزدیکای صبح برام موندش و عالی شد

شب ساعت ۸ اینا بود که گفتن مایعات شروع کن گفتم نسکافه بخورم گفتن نه با آبمیوه و چای کمرنگ شروع کن که همین کارو کردم و بعدش یدونه نسکافه خوردم بعد شام آوردن و گفتن شامتو بخور بعدش راه برو
شامو خوردم و آروم با کمک و همسرم و مامانم پاشدم تا راه برم انصافا هم درد داشت هم که میخواستم راه برم سرم گیج میرفت . دو بار نتونستم و نشستم دفعه سوم به خودم انرژی دادم و پاشدم دردش یکم بد بود ولی همین که پنج دقیقه دردناک راه رفتم دردش قابل تحمل تر شد برام و یه بیست دقیقه ای راه رفتم . راستی سوند رو هم قبل شامم اومدن در آوردن و یکم سوزش داشت فقط. یچیز هم بگم من خودم نمی‌دونستم از عمل که میای شلوار پات نمیکنن و زیر انداز میندازن زیرت و هی میان عوضش میکنن
ولی قبل شام که سوند در میارن پد میزارن با شورت یکبار مصرف و شلوار. تنت میکنن