تجربه زایمان سزارین پارت 1
(زایمانم کاشان بیمارستان میلاد بود)
من از اول دوست داشتم سزارین بشم چون از طبیعی به شدت میترسیدم و اطرافیان هم هیچکدووم خاطره خوبی از طبیعی نداشتند
ولی از طرفی دکترم دکتری بود که اصلا زیرمیزی نمیگرفت که سزارین کنه و فقط موافق طبیعی بود البته اگه مشکلی میبود سریع سزارین انجام میداد ولی من گفتم اصلا نمیخام درد طبیعی رو تجربه کنم
از اول بارداری هم هر جلسه بهش گفتم و هربار نه حرفامو تایید میکرد نه رد می‌کرد فقط میگفت تا آخر ببینیم چی میشه 😢
تا اینکه بهم گفت تاریخ 30تیر برم بیمارستان که 38 هفته و 3 روز بودم رفتم زایشگاه اونجا معاینم کرد(هرچند نمیخاستم معاینه بشم ولی گفت باید ببینم شاید برای زایمان اماده باشی) خلاصه بزور معاینه شدم و رحم بسته بسته بود انقباض هم طبق ان اس تی نداشتم و گفت برو 2 مرداد 38 هفته و 6 روز بیا میلاد
گفتم برا سزارین؟؟ گفت بیا ببینیم چی میشه
به امید سزارین رفتم میلاد( از شب قبل هم چیزی نخورده بودم که عمل بشم) اونجا ماماها پروندمو اماده کردند و همش هم غر میزدن که نشونه زایمان نداری چرا دکتر ختم داده و اینا و پرسیدند صبحانه خوردی گفتم آره نون و پنیر 😂😂 که نفهمند برا سزارین اومدم و خودم میخام سزارین بشن
دکتر هم اومد و گفت من پایه و تولد بچتون رو بر اساس دروغ و حرام نمیزارم که الکی بنویسم مشکل داشتی و سزارین شدی
سرم فشار باید بزنید اگه مشکلی پیش بیاد میبرم سزارین منم انکار که نه من نمیخام سرم فشار ولی گفتند حداقل پنج شش ساعت باید درد بکشم تا با دلیل سزارین بشم
اتاق زایمان طبیعی و صندلی معاینه بنظرم خیلی وحشتناک بود فقط میخاستم زودتر از اون اتاق بیام بیرون😑

۱ پاسخ

سلام عزیزم قدم نورسیده مبارک باشه انشالله خوش قدم باشه براتون🥰🥰

سوال های مرتبط

مامان معجزه زندگیم مامان معجزه زندگیم روزهای ابتدایی تولد
سلام خانما اومدم تجربه سزارین ما بگم
پارت اول
ازاول بارداری من انتخابم زایمان طبیعی بود چون هم بدزخمم و هم کم خونی داشتم وهم دوست داشتم بعد زایمان خودم به بچم برسم ومیدونستم زایمان طبیعی، فوایدی هم برا خود بچه داره و کلی دلیل دیگه که باعث شده بود طرفدار زایمان طبیعی باشم و واقعا از سزارین و اتاق عمل میترسیدم و این هم بگم که دکترم هم زایمان سزارین انتخابی هم انجام می‌داد که تفاوت قیمتش با سزارین اجباری دوتومن بود ولی بازم وسوسه نشدم
اما از همیشه گفتند ازچیزی که بترسی سمتت میاد
طبق دو تاسونو آخری که دادم دو دور بند ناف محکم دور گردن بچه بود و دکتر هم با دیدن جواب سونو بهم گفت که زایمان طبیعی ریسکش بالاست و باید مداوم مانیتور باشی (قلب بچه راگوش بدند) که درصورت افت سزارینم کنه
و همین دلیل باعث شده بود که بین انتخاب زایمان طبیعی و سزارین ، سزارین انتخاب کنم چون ترسیدم درد زایمان طبیعی بکشم ودست آخر سزارین بشم و اینکه الان جون بچم از همه چیز مهمتربود و دکترمم بااین شرایطم انتخابش سزارین بود
خلاصه که سزارین اجباری شدم
مامان الینا مامان الینا ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
من هفته 37 رفتم دکتر برای معاینه لگن و دکتر گفت لگنت محدوده و برای زایمان طبیعی خیلی سخت میشه و فک میکنم نتونی اصلا
و پرسید که مامانم چجوری زایمانی داشته گفتم طبیعی ولی خیلی سخت
که گفت احتمالا توهم نتونی و سخت بشه
گفتم خب نامه بزنین برای سزارین گفت نمیشه فقط من بگم سزارین
و ماما های بیمارستان هم باید تایید کنن وگرنه میشه سزارین اختیاری
خلاصه بهم گفت که 15 شهریور برم بیمارستان و معاینه بشم اگه تایید دوتا ماما بود میاد برای سز
رفتم تریاژ و معاینه کرد و تایید کرد که لگن محدوده
و گفتن بستری بشم که مامای بخش زایمان هم تایید کنه
که گفت نه لگن خوبه و میتونی طبیعی😐
خلاصه زنگ زدن ب دکترم و گفتن باید طبیعی زایمان کنی
دکتر هم چون میدونستم واقعا نمیتونم و نمی‌تونست مستقیم بگه که نمیتونه گفت باید باز سونو بشه و نوار قلب بگیرین
خلاصه رفتم سونو و وزن بچه 3800 بود و دیگ قطعا من طبیعی نمیتونسم
که از اونجا دیگ گفتن برو برای عمل ,🤗
مامان ✿ 𝒩𝒾𝓁𝓂𝒶𝒽 ❀ مامان ✿ 𝒩𝒾𝓁𝓂𝒶𝒽 ❀ ۸ ماهگی
تجربه زایمان پارت دوم
خلاصه رفتم اورژانس به خواهرشوهرم گفتم الان من باید چی بگم فیلم بازی کنم یا رک و راست بگم سزارین اختیاری ام؟ گفت راستشو بگو من بهشون گفتم منم همینکارو کردم و مامای اورژانس تو پروندم نوشت کیس سزارین اختیاری است! من هیییچ درد و انقباضی نداشتم ان اس تی گرفت گفت انقباض منظم داری برو بلوک زایمان باید معاینه شی و سرم فشار بزنی! منم گفتم وقتی سزارینم چرا این کارارو باید بکنید؟ زنگ زد به دکترم دکتر کفت معاینه نکنید سرم معمولی هم وصلش کنید خلاصه رفتم برا زایمان مامای اونجا دوباره اصرار که باید معاینه کنم منم گفتم نه باز زنگ زد به دکترم دکتر گفت بذار معاینه کردن گفتن خوبه یک سانتی باید سرم فشار بزنیم و همزمان خواست امپول رو خالی کنه تو سرم که من گفتم نه و نمیذارم اون لحظه دیگه سزارین هم نمیخواستم فقط میخواستم برم خونه گفتم اگه قرار بر طبیعی هس حداقل خودم دردم بگیره بهتره. از اون طرف ماما هی میگفت صبحانه بخور و من نمیخواستم ناشتامو خراب کنم باز زنگ زد به دکترم دکتر با ایما اشاره میگفت سزارینت میکنم و با زبون میگفت همکاری کن وضعیتت برا طبیعی خوبه تو که طبیعی دوس داشتی و اینا منم کفتم میخوام برم خونه گفت نه بچه مدفوع میکنه نمیشه گفتم صبحانه بخورم پس؟🥺 گفت اره باید جون داشته باشی زور بزنی که من فقط یه خرما خوردم چون داشتم از گرسنگی میمردم
مامان تیام مامان تیام ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲
خلاصه من باز ته دلم خالی شد که شاید نتونه سزارین کنه ولی چون دیگه چاره ای نداشتم گفتم آخرش یا طبیعی یا سزارین منکه پول بیمارستان خصوصی ندارم
حدودا ۳۷ هفته و ۴ روز اینا درد پریودی گرفتم رفتم بیمارستان ب دکتر پیام دارم میرم بیمارستان ولی جوابی نداد ماما معاینه کرد و گفت یک سانتی و دردات ماه درده برو خونه فعلا گفت زایمان طبیعی یا سزارین منم چون قرار بود سوتی ندم گفتم طبیعی مگه اینجا سزارین هم میکنن گفت همینجوری نه مگر مشکل خاصی باشه یا سزارین شکم اول نباشه وگرنه به هیچ عنوان سزارین اینجا نمیشه
من دیگه کلا ته دلم خالی شد رفتم مطب دکتر گفتم خانم دکتر اگر فکر میکنید ۵۰/۵۰ هست و ممکنه که نتونید سزارینم کنید بگید حداقل من ورزش و اینا شروع کنم بالاخره آمادگی زایمان طبیعی هم داشته باشم بدون آمادگی حداقل زایمان نکنم گفت اگر طبیعی میخوای بگو شیاف گل مغربی بنویسم برات شروع کنی ولی اگر سزارین میخوای من یکاریش میکنم برات ولی ۲۰ ت هم هزینش میشه دوباره من ته دلم امیدوار شدم که میشه گفت فقط هر موقع کیسه ابت نشتی داد یا پاره شد برو بیمارستان بگو تکون بچه رو حس نمیکنم
مامان میران مامان میران ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان جوجو 😶‍🌫️ مامان جوجو 😶‍🌫️ ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان من پارت اول
من بارداری راحتی داشتم و خدا رو شکر همه چیز در سلامتی گذشت.هفته ۳۹ رفتم معاینه داخلی تحریکی، دکتر گفت آماده نیستی برو هفته دیگه بیا. من کل بارداری برای زایمان طبیعی خودم و آماده کرده بودم و پسرم بچه اول من هست. من ایران نیستم، و اینجا تا ۴۰ هفته ات پر نشه هم اجازه سزارین نمیدن ظاهرا.
خلاصه من رفتم هفته بعد برگشتم، گفت هنوز آماده نیستی، برات نوبت بزاریم بیمارستان که القای زایمان کنیم یا سزارین بشو . من آدم بیمارستان و جراحی نیستم و خیلی از سزارین میترسیدم، گفتم یه سونو آخر منو بفرست ببینم وزن بچه ام چقدره چون ۳۷ هفته ۳۸۰۰ بود، تا بتونم بهتر تصمیم بگیرم.
همون روز رفتم سونو و بله شازده وزنش بالای ۴ کیلو بود، همونجا خانم سونوگرافی گفت شک نکن برو سزارین. دیگه خودم و شوهرم و مهمتر دکترم به این نتیجه رسیدیم که زایمان پرریسکیه و دکتر گفت بهترین گزینه سزارین هست چون درد و میکشی و شانس طبیعی پایینه در نهایت ۹۰ درصد سزارین اجباری میشی و برای خودت و نی نی هم چالش و ریسکش بالاس.
برای ۴۰ هفته و ۱ روز که بشه ۲۱ فروردین نوبت سزارین من شد ساعت یک ربع به ۱۰ صبح به وقت اینجا.
#زایمان #سزارین