پارت ۴
ساعت ۳و ۴۰ دقیقه موقع اذان صبح بالاخره با برش دخترم دنیا اومد و حس سبکی بعدش عالی بود ولی من اون حسی که بقیه میگن وقتی بچه رو دیدیم دردامون یادمون رفت رو نداشتم من همین الانم از ترس لرزش دارم .با اینکه بچه رو بارها تو سونو ها دیده بودم ولی وقتی گذاشتنش رو شکمم حس گیجی داشتم باورم نمیشد این بچه منه از تو من اومده بیرون فقط محکم گرفته بودمش حس میکردم الان از رو شکمم میفته .وقتی ماما بخیه میزد من کامل نخ و سوزنو حس میکردم و واقعا دردناک و عصبی کننده بود نمیدونم بقیه چطوری میگن متوجه بخیه زدن نشدیم در حالی که قبل بخیه امپول بی حسی محل بخیه زدن .راستش الان که به دخترم نگاه میکنم میگم واقعا ارزششو داره به خاطر شوکه نشدن بچه، مادر ش انقدر وحشت زده بشه؟ (دلیل و فلسفه اصلی زایمان طبیعی شوکه نشدن جنینه).من اگه برگردم عقب بازم به سزارین فک نمیکنم چون عوارض داروی بیهوشی تا آخر عمره ولی دیگه کلا به بارداری و زایمان فکر نمیکنم واقعا خیلی ترسیدم فکر نمیکردم تو دنیا اون حجم از درد وجود داشته باشه .راجع به دوران نقاهتشم والا من نمیدونم بقیه چطور میگن زایمان طبیعی نقاهت نداره خودت پامیشی کارای بچرو میکنی من تا امروز همه کارامو مامانم انجام میده درسته راه میرم شیر میدم میشینم ولی با سوزش و درد بخیه با اینکه فقط سه تا بخیه خوردم

۵ پاسخ

طبیعی دوره نقاهت داره من هنوزم گاهی جای بخیه ها درد می‌کنه موقع نشستن

نی نی چند کیلو بود مبارکت باشه گلم

کی گفته عوارض بیهوشی تا اخر عمره من سر دخترم بیهوش شدم الان ۱۴ سالشه عوارضی نداشته تروخدا همدیگرو نترسونید یکی مجبوره سزارین کنه با این حرفتون استرس میگیره من نه زایمان طبیعی رو رد میکنم نه سزارین هرکسی باتوجه به شرایط بدنش زایمان میکنه من خودم درد طبیعی رو کشیدم نشد سزارینم کردن سزارین هم مزیتای خودشو داره

نینی چند کیلو بود 3 تا بخیه خوردی

خسته نباشی عزیزم مامان مهربون نینی

سوال های مرتبط

مامان بچه مامان بچه ۳ ماهگی
پارت آخر زایمان طبیعی
ماماعه به مامانم گفت هروقت موهاشو دیدی صدام کن که ببریمش اتاق زایمان من آخراش دیگ درد زیادی نداشتم فقط حس زور داشتم که ماما میگفت هروقت حس زور داشتی زور بزن ول نکن یکم حال نداشتم بخاطر اون دردا ولی دیگ زوره خودش میومد منم موقع زور زدن ول نمیکردم که سریع به دنیا بیا مامانم موهاشو که دید ماما رو صدا زد من رفتم اتاق زایمان مامانمو بیرون کردن اونجا ۵ دقیقه ای زایمان کردم یه خانومه هم اومده بود شکمو فشار میداد گفتم خانوم دنده هام شکست من خودم دارم زور میزنم دیگ بعد ول کرد بچه یو ربع به پنج به دنیا اومدو نافشو که زدن خشکش کردن گذاشتنش رو سینم بعد ماماعه بخیه زد بی حسی زده بود درد بخیه زدن حس نمیکردم ولی موقعی که توشو نمیدونم با گاز بود باند بود چی بود تمیز می‌کرد یکم درد داشت ولی درکل همه گفتن خوب بود زایمانم خودمم راضی بودم خدارشکر.. خیلی از سزارین عوارضاش بهتر بود الانم که سرحالم خدارشکر فقط بخیه هام هنوز نیافتاده ولی میتونم همه کارامو بکنم ولی باید مراعات کنی که زودتر خوب بشی به نظرم میارزه چون خیلی زود تموم میشه و فراموش میکنی
مامان محمدراستین🩵 مامان محمدراستین🩵 ۱۱ ماهگی
یهو دکتر گفت نبض بچه افتاد باید برش بزنم سریع برش زد منم هول شدم همون موقع فقط یدونه با جیغ گفتم یاخدا بچم که دیدم بچمو انداختن رو سینم 🥲خیلییی حس خوبی بود همه دردام رفت با گریه اش گریه میکردم..متاسفانه چون من نسبت به بی حسی مقاومم با وجود دوتا بی حسی که زد بخیه هارو حس میکردم ولی دکتر بهم میگفت دیگ نمیتونم دزشو بالاببرم نگا کن به بچت بهش عشق بده درداشو حس نکنی و من همین کار رو میکردم..من از ساعت ۱۱ درد کشیدم تا ۱وربع ولی واقعا قابل تحمل بود اصلا به اون وحشتناکی که میگفتن نبود و من برگردم عقب بازم طبیعی انتخاب میکنم چون صداهای مامانای از ریکاوری دراومده سزارین هنوز تو گوشمه🥲الان یکم بخیه هام تیر میکشه اونم چون نمیتونم مسکن بگیرم اذیت میکنه ولی در مقابل بخیه های اپاندیس و عمل روده ای که داشتم عملا هیچه..من از ۲۵ هفته کلاس های امادگی‌ زایمان میرفتم و پیاده روی میکردم
از هفته ۳۵ پیاده رویمو کردم یک ساعت و نیم
پله نوردی و همه ورزش های لگنی رو انجام میدادم
هرروز دوش ابگرم میگرفتم و زیر اون ورزش میکردم
و از اول بارداریمم تحرک داشتم..واقعا زایمان طبیعی یه هدیه اس که ادم به بدنش میده به شرط اینک اگاهی کامل راجع بهش داشته باشه و بدونه قراره درد بکشه ولی نه اونقدر کشنده..من اگه عطسه نمیکردم که سربچه برگرده الان بدون بخیه و برش بودم در اون حد ورزش و امادگی قبل از زایمان تاثیر داره..البته دست دکترمم درد نکنه که اجاره امپول فشار نداد تا روند طبیعیشو طی کنم...
مامان آرن مامان آرن ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من #پارت_آخر
از اونجایی که هیچ بی حسی درست و حسابی نداشتم تمام بخیه زدنای دکترمم حس کردم. واقعا از درد کشیدن خسته شده بودم. پرستار یا ماما هر کاری میخواستن بکنن میپرسیدم اینم درد داره؟ دیگه از دست من خندشون گرفته بود 😂 بعدا متوجه شدم مامانم و مادرشوهرم هم پشت بخش زایمان منتظر ما بودن و تمام جیغای منو شنیده بودن. تو کل دوره زایمانم از من خواسته بودن سزارین بکنم و من با پررویی گفته بودم که نه من طبیعی بچمو به دنیا میارم و این حق طبیعی بچه اس که من ازش نمیگیرم و این حرفا.
دکترم در کنار بخیه درمانی، بخیه زیبایی هم زد و به خاطر همین روند بخیه زدنش یکم طول کشید. ماما ها ۲ بار و پرستار یک بار ماساژ شکمی هم دادنم که واقعا در مقابل درد زایمان میتونم بگم هیچ دردی نداشت. خلاصه درسته که زایمانم دردناک بود ولی خداروشکر سرعت پیشرفتم خیلی خوب بود و من الان هم برگردم عقب بازم زایمان طبیعی رو انتخاب میکنم. درسته که بخیه هام کمی اذیتم میکنن ولی من از وقتی از بیمارستان مرخص شدم تمام کارای خودم رو انجام دادم و با وجود اینکه چندین روزه خونه مامانم اینا هستیم و مامانم و بابام کمکون هستن اما بیشتر کارای پسرم هم خودم انجام میدم.
اینم بگم که هر چقدر از بخش زایمان بیمارستان آرام راضی بودم؛ از بخشش ناراضی بودم. من اتاق خصوصی گرفته بودم اما امکانات کافی نداشت و پرستار ها هم رسیدگی خوبی نداشتن. البته من ظهر فردای زایمانم مرخص شدم و زیاد توی بیمارستان نبودم.
این بود تجربه زایمان طبیعی من 😊
مامان HOSNA مامان HOSNA ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت آخر
من سعی میکردم حواسم و سمت بچه پرت کنم که متوجه بخیه ها نشم و اونا بخیه رو میزدن و بهم گفتن از داخل یه مقدار پارگی بیشتر بوده و بخیه خوردم اما از روی پوست شیش تاست و زیاد نیست اما بخیه های داخلیم بیشتره دیگه خلاصه دکتر کوچولو من با وزن۳۷۰۰ به دنیا اومد و دهن مامانش و سرویس کرد پرستار ها به شدت از زایمانم راضی بودن چون کاملا طبیعی و بدون آمپول فشار بود و به خاطر ورزش ها لگنم خیلی خوب از پس زایمان براومد و همه تعریف می‌کردن و میگفتن خیلی عالی زایمان کردی
ولی با وجود همه اینا واقعا درد داشت و درد کشیدم خداروشکر که تموم شد ولی کلا زایمان طبیعی روند سختی داره
درسته الان درد خاصی ندارم میتونم بنشینم و خودم بچم و شیر بدم و راحت راه برم و همه اینا به خاطرش خداروشکر می‌کنم اما نمیشه از دردهاش چشم پوشی کرد.
موقع اذان ظهر دختر قشنگم به دنیا اومد و من عاشقم اصلا این حسی که الان دارم وصف ناپذیره انشاالله که قسمت همه بشه
بماند به یادگاری۱۴۰۴/۳/۲۱