سوال های مرتبط

مامان 🤰🏼آیهان مامان 🤰🏼آیهان ۴ ماهگی
تازه اول ماجرا دنبال دکتر خوب جراح اطفال
سنوگرافی وقت عمل
دستور قبل عمل که خوندم
به شوهرم گفتم مگه میشه چند ساعت بجه ۴۸روزه گرسنه نگه داشت
هیجی رفتم بستری شدم چند نوزاد دیگهدهم بودن هرکدوم یه مشکلی ساعت ۸صب تا ۱ظهر آیهان من گرسنه واقعا اون تایم بگم من یه آدم دیگع شده بودم از صبرم بچم بیش از حد گریه میکرد دیگه توان ساکت کردنشو نداشتم این که بچمو اینطوری میدیدم خودم سست میشدم عرق میکردم کاری ازم برنمیامد بچه خواب نمیرفت گرسنه بود گفته بودن آب قند همراتون باشه اما خیلی کم اول صب بدید من از بس درگیر گریه هاش بودم و چون گفتن تو اولین نفری واسع عمل خیلی کم به بچه آب قند با سرنگ هر یه ساعت ۱سی سی نمیدونید بچه چیکار میکرد وقتی میخورد
لحظه عمل بچه تا توی اتاق عمل خودت میبری میزاری رو تخت و همچنان آیهان من گریه گریه
ساعت ۳صدام زدن
وقتی رفتم انگار بچم عوض شده بودصورتش صداش از بس گریه میکرد تازه بهوش امده بود هرکاری با پرستار میکردیم سینه نمیگرفت خیلی بد بود خیلی واقعا بریده بودم دکترصدا زدن گفت گرسنه بچهع درد داره سینه نمیگیره آب قند درست کردن با انگشت دست میچکوندن تو دهند بچه که قندش نیافته