۴ پاسخ

ما طبقه چهارم هستیم اول تا اخر هم برم برگروم میشه ۱۴۰

اینا رو ول کن ۲۰۰ تا پله طبقه سوم🤔

دهانه رحمت باز شد

با این تفاسیر زایمانتون راحت بود عزیزم؟

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۴ ماهگی
امیدوارم بدردتون بخوره 🥰
پارت دوم 🥰😘


ساعت هفت بعدازظهر بود رفتم بیمارستان معاینه کردن دیدن دوسانت باز شدم ولی نفهمیدن که ترشح با کیسه اب بهم گفتن برم دسشویی پد عوض کنم یک ساعت پله بالا پایین برم دوباره بیام چک بشم خدا مادرشوهرم نگه داره پا به پا باهام بود از روز قبل هیچی نخورده بودم رفتم دسشویی پد عوض کردم رفتیم باهم کیک ابمیوه خوردیم منم از پله بالا پایین میرفتم کلی ایت الکرسی و چهار قل تا تونستم خوندم چون خیلی استرس داشتم انقباض هم هی بیشتر و بیشتر میشد راستی قبل اینکه برم بیمارستان رابطه برقرار کردم ک تیر اخر زده باشم واسه زایمان راحت بعد یک ساعت شاید بیشتر پله رفتم رفتم برا معاینه نگم براتون ک معاینه چقد درد داره معینه کردن دیدن سه سانت شدم کیسه ابم هم نشتی داشت و بعد معاینه رگه های خونی ازم دفع میشد خلاصه که گفتن برو یکم دیگه راه برو پله برو دردات بیشتر شد بیا رفتم خونه دوش گرفتم زیر دوش اسکات زدم دوتا گل مغربی هم گذاشتم خونمون پله داره از پله ها بالا پایین رفتم هی دردام بیشتر میشد دیگه جوری شد ک نتونستم تحمل کنم ساعت تقریبا نزدیک دو بود ک رفتم بیمارستان
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
مامان شاهان مامان شاهان ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت اول
بر اساس ان اس تی چهل هفته ام کامل شده بود و بهداشت منو ارجاع داد به دکتر زنان رفتم دکتر دکتر بهم گفت براساس پریودی یک هفته وقت داری برو یک هفته دیگه بیا اگه دردت نگرفت تو این یک هفته هم پیاده روی روزی یک ساعت انجام بده
منم تو این یک هفته ای که وقت داشتم هر شب با شوهرم میرفتم پیاده روی وپله نوردی انجام میدادم ،رابطه بدون جلوگیری داشتم،شیاف گل مغربی میزاشتم،تو چاییم دارچین میریختم چون میگفتن برای نرم شدن دهانه رحم خوبه،صبح ها ناشتا خاکشیر و گلاب میخوردم،دو یا سه بار بادمجون میپختم و میخوردم ،ماما همراهمم یک روز درمیون برامون کلاس ورزش میزاشت میرفت کلاسا یک ساعت ورزش لگنی انجام میدادم ،هر روز حموم بودم و زیر دوش ورزش میکردم،یعنی بگید هر کاری که لازم بود کردم اما دریغ از یک ذره درد یعنی تا خودش نخواد شروع نمیشه
روز اخر بود که ساعت پنج صبح بعد از یه اتسه احساس کردم یکم اب ازم خارج شد منم با خودم گفتم حتما دستشویی بوده زیاد نگران نشم برم چایی بخورم بعد برم حموم یه نیم ساعت بعد که میخواستم برم حموم دیدم نه خیلی شورتم خیس شده گفتم نکنه کیسه ابم سوراخ شده دیگه ترسیدم زنگ زدم به ماما همراهم اونم گفت یه نیم ساعت دیگه بیا کلینیک که قبل از اینکه برم شیفت معاینت کنم ببینم که کیسه اب پاره شده یا نه
ادامش بزارم؟
مامان دوردونم مامان دوردونم ۳ ماهگی
پارت( ۳) از کارایی که انجام دادم تا زود زایمان کنم به عنوان یه شکم اولی
باز شنبه اش رفتم برای معاینه گفتن یک و نیم سانتی
یعنی نیم ساعت باز شده بودم با پیاده روی و معاینه که میگن تاثیر داره😐
خلاصه گفتم بابا ی کاری بگید بکنم که زود زایمان کنم
گفتن رابطه بدون جلوگیری به علاوه کپسول گل مغربی
من شنبه شب رابطه بدون جلو گیری داشتم بعدش دوتا کپسول گل مغربی گذاشتم
دوباره یک شنبه شب رابطه بدون جلوگیری با یه دونه کپسول گل مغربی گذاشتم و ساعت ۶ صبح دوشنبه دردم گرفت
روی چیزی که بخام تاکید کنم اینه حداقل شبی ۱ ساعت پیاده روی داشته باشی
آب بخورید موقع پیاده روی چون مثانه رو پر میکنه اونم ب لگن و رحم فشار وارد میکنه و خوبه.
مورد دوم اینکه از ۳۷ هفته تا ۳۸ هفته روزی دوتا کپسول گل مغربی بزارید
از ۳۸ هفته به بعد روزی سه تا
ولی من به پیشنهاد یک مامای همراه دو تا همزمان شب گذاشتم یه دو روز
مثلا حالت عادی ۸ ساعت یه دونه بود
من دوازده ساعت گذشت دو تا گذاشتم همزمان
دوازده ساعت بعدی ۱ دونه کپسول گل مغربی گذاشتم
اینکه میگن خونریزی رو زیاد میکنه مزخرفه
فقط یادتون باشه به مامایی که بالا سرتون میاد بگید شکمتونو‌ خیلی ماساژ بده چون خونریزی بعد از زایمانتونو‌ در حد لکه بینی میکنه انقد مفید
مامان 👼اقا مَهدی🩵 مامان 👼اقا مَهدی🩵 ۵ ماهگی
تجربه زایمانم با کلی تاخیر
پارت یک
من از ۳۶هفته شروع کردم پیاده روی نیم ساعت یا یک ساعت کم کم بیشترش کردم رسیدم تا ۳۸هفته روزی ۳الا۵ساعت پیاده میرفتم از خونمون تا بازار بعدش دوباره تو بازار هم هی میچرخیدم
هر روز دوش اب گرم میگرفتم زیر دوش ورزش میکردم و خونه تکونی هر روز بدون استراحت درد میگرفتم از ۳۸هفته دردام شروع شدن دردم میومد و ول میکرد تا یک هفته درد پریودی شدید داشتم و بی حاال بود درد کمر و لگن و رون شکم داشتم بازار هی دردام میومد دلم مخواست زنگ بزنم به شوهرم بریم بیماستان اما تلاش میکردم بیشتر دردام بگیره مرتبتر بشه خلاصه که رسید روزی خواهزشوم دعوتمون کرد شام منم از پیاد روی رفتم خونشون اما خیلی بیحال بودم و درد داشتم همون شب برگشتیم خونه و اسهال شدید گرفتم که هر ربع ساعت میرفتم دسشویی تا اینکه از بس زور میزدم شکمم کامل خالی شد و تا صبح من درد داشتم اما شوهرمو بیدار نکردم نصف شبی بود هم درد زایمان داشتم هم اسهال شدید صبح شد دردام بیشتر شده شوهرم با صدای ناله هام و
مامان فندق کوچولوم💙 مامان فندق کوچولوم💙 ۷ ماهگی
ب سلام رفقا، دلم براتون تنگ شده بود🥹
#تجربه زایمان طبیعی
#پارت یک
دوشنبه در ۳۸ هفتگی معاینه شدم و گفت لگنت مناسب زایمان طبیعی هستش، یک سانت رحمم باز بود!
از همون لحظه تا دو روز بعدش من لک دیدم و بعد کلا قطع شد!
جمعه شب ساعت ۷، هر نیم ساعت چهل دقیقه، زیر دلم ی دردی میومد و خیلییی سریع تموم میشد، در حدی ک به دوتا نفس عمیق رفع میشد!
وقتی رفتم سرویس، لک خون روشن دیدم، بیخیال اومدم دراز کشیدم دو س بار دیگه باز دلم دردگرفت! وقتی دیدم دو س بار شد تایم گرفتم! اولش هر ۳۰ دقیقه بود
تا اینکه ساعت ۱۱ شب به هر ۲۰ دقیقه رسیده بود!
شام نخوردم، کارامو کردم خونه رو مرتب کردم، ی بار دیگه کیفشو چک کردم!
و مدام قران میخوندم! تا اینکه خوابیدم و ساعت ۲ از شدت درد بیدار شدم!
حدودا هر یک ربع یه دردی میومد اما طولانی تر بود مدت دردم!
یک ربع به ۳ رفتم حموم، زیر دوش اسکات زدم، چمباته زدم، قر دادم، الاکلنگ زدم. دوش اب گرم گرفتم و اومدم بیرون!
هنوزم دردام هر یک ربع بود، اما شدت داشت، تایم درداهم حدودا ۳۰ ثانیه تا یک دقبقه بود بعد ول میکرد!
از حموم اومدم و کنار بخاری دراز کشیدم، وقتی درد میگیرفت‌ باید خودمو جمع میکردم و تو حالت نشسته خم میشدم!
مامان totfarangi مامان totfarangi ۶ ماهگی
مامان totfarangi مامان totfarangi ۶ ماهگی