پارت( ۳) از کارایی که انجام دادم تا زود زایمان کنم به عنوان یه شکم اولی
باز شنبه اش رفتم برای معاینه گفتن یک و نیم سانتی
یعنی نیم ساعت باز شده بودم با پیاده روی و معاینه که میگن تاثیر داره😐
خلاصه گفتم بابا ی کاری بگید بکنم که زود زایمان کنم
گفتن رابطه بدون جلوگیری به علاوه کپسول گل مغربی
من شنبه شب رابطه بدون جلو گیری داشتم بعدش دوتا کپسول گل مغربی گذاشتم
دوباره یک شنبه شب رابطه بدون جلوگیری با یه دونه کپسول گل مغربی گذاشتم و ساعت ۶ صبح دوشنبه دردم گرفت
روی چیزی که بخام تاکید کنم اینه حداقل شبی ۱ ساعت پیاده روی داشته باشی
آب بخورید موقع پیاده روی چون مثانه رو پر میکنه اونم ب لگن و رحم فشار وارد میکنه و خوبه.
مورد دوم اینکه از ۳۷ هفته تا ۳۸ هفته روزی دوتا کپسول گل مغربی بزارید
از ۳۸ هفته به بعد روزی سه تا
ولی من به پیشنهاد یک مامای همراه دو تا همزمان شب گذاشتم یه دو روز
مثلا حالت عادی ۸ ساعت یه دونه بود
من دوازده ساعت گذشت دو تا گذاشتم همزمان
دوازده ساعت بعدی ۱ دونه کپسول گل مغربی گذاشتم
اینکه میگن خونریزی رو زیاد میکنه مزخرفه
فقط یادتون باشه به مامایی که بالا سرتون میاد بگید شکمتونو‌ خیلی ماساژ بده چون خونریزی بعد از زایمانتونو‌ در حد لکه بینی میکنه انقد مفید

۲ پاسخ

برم شیافارو خالی کنم تو رحمم😂😂😂😂

خب 😂

سوال های مرتبط

مامان گیلاس خانم 🍒 مامان گیلاس خانم 🍒 ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت اول
من 32 هفته بودم مامای خصوصی گرفتم رفتم پیشش سونو هامو همه رو چک کرد گفت خوبن بخواب معاینه لگنت کنم خوابیدم و معاینه شدم گفت لگنت برای طبیعی خیلی خوبه پروتئن زیاد بخور که پاره نشی زیاد یا اگرم بخیه خوردی زود جوش بخورن الانم برو وارد هفته 36 شدی بیا دوباره
وقتی 36 هفته 5 روز شدم رفتم پیشش گفت بخواب دهانه رحمتو معاینه کنم معاینه ام کرد گفت 1 سانتی لگنت خوبه ولی دهانه رحمت خیلی سفته این دستور العمل های که بهت میگم انجام بده تا دهانه رحمت نرم بشه زایمان راحتی داشته باشی اینجوری بمونی خیلی زایمان سختی داری
گفت کپسول گل مغربی بگیر 20 تا دونه یکی شب یکی روز سرشو سوراخ کن تا ته فرو ببر بذار بمونه و جذب بشه
روغن گل بنفشه یه سرنگ خالی کن داخل واژن و نزدیکی کنید تا روغن بره بالا البته نزدیکی بدون پیشگیری
تخم بذر کتان بگیر آسیاب کن هر شب یه قاشق غذا خوری بریز روز آب جوش بخور
پیاده روی روزی یک ساعت
نزدیکی بدون پيشگيري یه شب در میان یا دو شب درمیان(و من معتقدم هیچی مثل نزدیکی بدون پیشگیری دهانه رحم رو نرم نمیکنه)

اسکات روزی 10 تا
قر کمر 50 تا به چپ 50 تا به راست
تا ده روز اینارو انجام بده بعدش بیا پیشم ببینم هیچی پیشرفت کردی آقا خلاصه ما رفتیمو دستورات رو مو به مو انجام دادیم همه گفتن زود داری کپسول گل مغربی میزاریو فلان ولی من به حرف مامام رفتم و حرف گوش کسی نکردم چون بهترین ماما تو شهرمون بود همه دوستام پیشش زایمان کرده بودن و راضی بودن 10 روز بعدش رفتم پیشش گفت باید معاینه کنم ببینم هیچی پیشرفت کردی یا نه اون دفعه 1 سانت بودی انشاالله الان دو سانت شده باشی
مامان نینی🩵 مامان نینی🩵 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۲
منم که دیگه حسابی از دردام خسته شده بودم تمام همّ غمم رو گذاشتم که تا هفته بعد زایمان کنم یعنی طوری بود که تو بیمارستان دکترم اومده بود بالا سرم و گفت هفته بعد بیا ببینمت با خودم گفتم باشه تو بیمارستان میبینمت😏
حسابی پیاده روی میکردم و رابطه بدون جلوگیری داشتم فعالیتم رو زیاد کردم دمنوش بابونه میخوردم شیاف گل مغربی میذاشتم اینا ادامه داشت تا روز جمعه روز جمعه صبح با همسرم یه کله پاچه زدیم و بعد رفتیم بازار گل و کلی اونجا پیاده روی کردیم بعدش که برگشتیم من یه کم دمنوش گل گاوزبان خوردم و بعد رابطه بعد از اون مثل هر بار رابطه که تا مدت ها درد پریودی داشتم درد می‌گرفت و ول میکرد دیگه گرفتم خوابیدم شاید آروم شد ولی بعد که پا شدم دیدم نه هنوز ادامه داره یه دوش گرفتم دوباره دومنوش گل گاوزبان و خاکشیر خوردم بعد با اینکه درد داشتم دوباره ولی این بار به قصد بیشتر شدن دردم رابطه داشتیم که البته خیلی درد وحشتناکی داشت دیگه دوباره دوش گرفتم دوباره گل گاوزبان و خاکشیر بعد دیگه به همسرم گفتم یه روغن کرچک هم بگیره و اونم خوردم بعد هم رفتیم بیمارستان چون از صبح درد داشتم خیلی به تکونای بچه توجه نکرده بودم برا همین فکر میکردم کم شده که تو بیمارستان متوجه شده که نه مثل همیشه است خلاصه رسیدم بیمارستان
مامان شاهان مامان شاهان ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت اول
بر اساس ان اس تی چهل هفته ام کامل شده بود و بهداشت منو ارجاع داد به دکتر زنان رفتم دکتر دکتر بهم گفت براساس پریودی یک هفته وقت داری برو یک هفته دیگه بیا اگه دردت نگرفت تو این یک هفته هم پیاده روی روزی یک ساعت انجام بده
منم تو این یک هفته ای که وقت داشتم هر شب با شوهرم میرفتم پیاده روی وپله نوردی انجام میدادم ،رابطه بدون جلوگیری داشتم،شیاف گل مغربی میزاشتم،تو چاییم دارچین میریختم چون میگفتن برای نرم شدن دهانه رحم خوبه،صبح ها ناشتا خاکشیر و گلاب میخوردم،دو یا سه بار بادمجون میپختم و میخوردم ،ماما همراهمم یک روز درمیون برامون کلاس ورزش میزاشت میرفت کلاسا یک ساعت ورزش لگنی انجام میدادم ،هر روز حموم بودم و زیر دوش ورزش میکردم،یعنی بگید هر کاری که لازم بود کردم اما دریغ از یک ذره درد یعنی تا خودش نخواد شروع نمیشه
روز اخر بود که ساعت پنج صبح بعد از یه اتسه احساس کردم یکم اب ازم خارج شد منم با خودم گفتم حتما دستشویی بوده زیاد نگران نشم برم چایی بخورم بعد برم حموم یه نیم ساعت بعد که میخواستم برم حموم دیدم نه خیلی شورتم خیس شده گفتم نکنه کیسه ابم سوراخ شده دیگه ترسیدم زنگ زدم به ماما همراهم اونم گفت یه نیم ساعت دیگه بیا کلینیک که قبل از اینکه برم شیفت معاینت کنم ببینم که کیسه اب پاره شده یا نه
ادامش بزارم؟
مامان دوردونم مامان دوردونم ۱ ماهگی
پارت( ۲ ) از کارایی که انجام دادم تا زود زایمان کنم به عنوان یه شکم اولی
خلاصه که باز ۵ شنبه اش رفتم برای معاینه یعنی دو روز بعدش
ساعت ۹ شبم بود یکمم‌ حرکات نی نی کم شده بودم ترسیده بودم
معاینه کرد گفت یه سانتی
من انقدررررر ذوق کردم برای اون یه سانت که خدا میدونه😂😂
چون من ماه آخر با کمبود ویتامین د۳ شدیدی مواجه شدم و از زانو درد نمیتونستم پاشم
فقط میخاستم زود زایمان کنم
بعد بهم گفت برو ی دور بزن بیا تا نوار قلب جنین و بگیریم
رفتم و اومدم نوار قلب گرفتن و گفتم بازم معاینه ام کنین😕
با تعجب گفتن دختر تو چرا نمیترسی ی سریا میان میگن درد داره تو تازه زایمان اولته
گفتم دارم از درد عذاب میکشم و نمیتونم راه برم ،گفتن اگه الان باز معاینه کنیم ب خونریزی میوفتیا
گفتم اشکالی نداره بیمارستان پس برای چیه
معاینه کردن رفتم خونه لکه بینیم فقط بیشتر شده بود همین
بعد بهم گفتن فقط پیاده روی کن
از جمعه یعنی فردا شبش شروع کردم به پیاده روی
فقطم‌ شبا میرفتم چون شبا خابم نمی‌برد
وقتی میرفتم پیاده روی اونم با اون وضعیت زانوم‌
تا میومدم خونه نهایتا تا ساعت ۲ بیدار بودم و فوری خابم میبرد
ادامه پارت بعدی💗
مامان رقیه سادات مامان رقیه سادات ۱۲ ماهگی
قسمت چهارم شرح بارداری و زایمانمخلاصه من همچنان از ۲۰ هفته ورزش میکردم پیاده روی هم از ۳۵ شروع کردم و تا ۱ساعت پیاده روی میکردم هرروز
۳۷ هفته یه بار معاینم کرد گفت همه چی خوبه منم از ۳۶ هفته کپسول گل مغربی میزاشتم گفتم دهانه رحمم اگه خلفی یا لتراله بهم بگو تا با ورزش اصلاحش کنم گفت نه اصلا به اینا فکر نکن
۳۹هفته گفت بیا معاینه تحریکیت کنم رفتم معاینم کرد دردش فوق العاده زیاد بود بعد بهم گفت از الان که ساعت ۷ شبه باید بری ۲ ساعت پیاده روی توی کوه بعدشم نخود آب یا فلافل شام بخوری بعدشم بری حمام و تحریک سینه داشته باشی مدام و رابطم داشته باشی .منم همه این کارارو کردم با کلی ورزش همون شب تا ۳ بیدار بودم ولی هیچ دردی از من شروع نشد که نشد فقط زانوهام نابود شد از اون کوه نوردی وحشتناکی که اصلا دلم نمیخواد یادم بیاد شوهرم هرلحظه میگفت الان پس میوفتیا بیا برگردیم .من شبش ۲ساعت از زانو درد زار میزدم شوهرمم بیچاره بالا سرم نشسته بود ماساژ میداد پاهامو