۱۳ پاسخ

این چه مدل شوخی کردنه 😐

عزیزم کارتون بزار دروقفل کن نزار برن پایین. میاد در هم قایم کن .. یکم جدی برخورد کن باهاشون .. زیاذ پایین رفتن هم خوب نیست آدمو از ارزش میندازه

تا خودتون از حق بچتون نتونین دفاع کنید انتظار از هیچکس نداشته باشید .

اجازع میدی بچتو تنبیه کنن چقد بی شعورن هربلایی سر بچت میارن توهم بیار بگو شوخی میکنم هیشکی حق نداره جز پدر مادربچه رو دعوا کنه متنفرم ازاین کارا...

من باشم جای شما میرینم تو اونجور ادم بعد هروقت بجه هات خواستن برن بایین مشغول کن بگو میخوایم بریم بارک جایی سرگرم کن

خب در قفل کن بچه هات پایین نرن ماشاالله دخترت بزرگ هسته بهش بگو مامان موقعی اذیتت میکنن میزننت نرو پایین چرا میری اینکارا باهات بکنن
در قفل کن نرن پایین بزار گریه کنن ببرشون پارک ببرشون خونه مادرت تو خونه سرگرم شون کن دختر بزرگت بفرست کلاس

من باشم دیگه پامم نمیزارم بچمم نمیزارم بره
بگو بیشعور این چجور شوخیه آخه

یه بار توهم تلافی کن گله کردن بگو شوخی دیگه عین خودتون مردم چقدر بیشعورن

من بابام یه بارم دست روم بلند نکرده رفته بود مسافرت رفته بودیم خونه عموم که مثلاً در غیاب بابام مواظبمون باشه
سر هیچی عموم گذاشت دنبالم از ترس از خونه رفتم بیرون موندم بیرون هنوز که هنوزه تو ذهنم مونده و حس بدی میگیرم از یادآوریش و از عموم همیشششه دلخورم
میخوام بگم همین میشه یه تروما واسه بچت اصلا اجازه نده کسی اینجوری اذیتش کنه محکم تر برخورد کن

یکه آروات خجالت چحمیر عمیه زادا باخ لاپ بتر ایش گورموسن ایندفعه خودت حالشو بگیر

خیلی رو دادی بهشون یبار که پسرش دخترتو زد توعم برو دنبالش بندازش دستشویی درو ببند بگو شوخی کردم😂

بگو این چطورشوخی بوده خوب پسراونم میاد من ازاین شوخیا باهاش بکنم والا بر دخترخودشون شوخیه ما باشیم میگه جدی اینکارارو کرده جنگ ب پا میکنن

عجبا همیشه شوخی شوخی
شوخی هم حدی داره

سوال های مرتبط

مامان Farhad مامان Farhad ۲ سالگی
منو جاریم کلا دوسال میشه ب دلایلی رفت آمد نداریم حتی سلام هم بهم نمی‌کنیم جاریم دختر دایی شوهرمه از اونجایی که از این مردهاست ک معتقد همه خوبن باید باهم خوب باشه خلاصه گگاهی پسرمو میبرد خونه برادرش با همو خونه مادرشوهرم می‌دین پسر اون ۸ روی ۹ سالشه پسر من ۲ سالش بعد پسرم من ی عادت بدی که داره یا نمی‌دونم ابراز علاقه چیه یکی ک باهاش بازی کن می‌ره بغلش لپ هاشو سفت حالت چنگ زدن میگیره از منو باباشم همینطور بارها دستاشو گرفتم گفتم نه مامان اینجوری اذیت میشم دردم میگیره ولی باز انجام میده خلاصه همین کارو با پسر اینم کرده یکی دوبار بعد امشب خونه مادرشوهرم بودن شوهرم میاد می‌ذاره پسرمو ی دقیقه بره عابر بانک میاد میبینه داره پسرم گرررریع می‌کنه میگه چیشد کسی دعوات کرده بابا یا گفته کسی زده فرهادو جاریم هم سریع گفته پسر تو هرکسیو بزنه اشکال ندارع دنبال اینی که کی اونو زده پسر من پسر نیست هی میزنتش یبار دیگ بزنه پسرمو منم میزنمش


خلاصه من از این حرفش تااالان خوابم نبرده شوهرم گفته کسی که پسر منو نخاد باهاش اینجوری رفتار کنه منو نمیخام ببینمش هرکس پسرمو نخاد منم نمیخامش (یعنی همون بی احترامی کنه منم آدم حسابش نمیکنم)

منم ب شوهرم گفتم بهش میگفتی ناخونت بهش بخوره که از چند منطقه پارت می‌کنه مادرش...

خلاصه نمی‌دونم چیکار کنم باخودش که قهریم بنظرت به مادرشوهرش پدرشوخرم بگم رفتارشو البته اونا طرف اونه چون دختر برادرشونه هرچیم بگیم طرف اونو میگیره بنظرتون چیکار کنم شما بودین چیکار. میکزدین
مامان هلن مامان هلن ۳ سالگی
مامانا اضطراب جدایی بچه های شماهم زیادتر شده؟؟دختر من دیگه تازگیا از حد گذرونده!!همه کاراشو مبگه مامان بکنه حتی نمیذاره برم دسشویی خیلی ببخشید درو باز میکنه میاد تو با گریه منو کشون کشون میاره بیرون!!امروز خونه مامانم رفتم حموم خیر سرم گفتم تو خونمون تنهاس اینجا سرش گرمه اومد گریه زاری جیغ که بیا بیرون بعدشم گریه کرد لباسی که من دوس دارم بپوش گفتم تو خونمونه نیاوردم دیگه اصلا آروم نشد و دو ساعتبکوب گریه میکرد و خودشو میزد منو میزد چنگ میزد صورتشو موهای من و خودشو میکشید و... خودشم هی میگفت اشکامو پاک کن پاک میکردم دوباره جیغ و گریه که دوباره گریه کردم پاک کن!!بعضی وقتا به سلامت روانش شک میکنم ولی میگم اخه وقتی خونمون ارومه و حتی یبار هم صدای من و شوهرم رو همدیگه بالا نرفته وقتی بچه تو ارامشه چرا باید روانش مشکل داشته باشه!!دکتر هم میگه بعداز جدا کردن از شیر ۸-۹ماه طبیعیه این حرکات گاه و بیگاه و میگه نذار گریش شدت بگیره که نتونی اروم کنی ولی اخه منم ادمم گاهی نیاز دارم برم حموم و دسشویی و...!!روزا هم نمیخوابه حداقل اونموقع برم!
مامان عشقم مامان عشقم ۲ سالگی
بیشتر از بچه بی ادب،از مادر بی ادب بدم میاد،دیشب داییم‌ حلیم داشت هممون دورهم جمع شده بودیم،من بعد ۳سال میرفتم،دختر۶سالم با دختر ۵ساله دخترداییم‌بازی میکرد،بعد دختراین هی دخترمو هول میداد،دخترم دوسه بار اومد تو جمع گفت مامان این بچه منو میزنه،گفتم خب یا بازی نکن باهاش،یا ازپس خودت بربیا،تو فردا باید مدرسه،منکه اونجا نیستم هی بیای بهم بگی کی اذیتم کرد،گفت باشه،پاشد به بچه گفت یبار دیگه هولم بدی منم هولت میدم،دخترداییم سریع گفت بچمو هول بدی منم تورو هول میدم،به دخترداییم گفتم وا به جای اینکه بچتو جمع کنی به دختر من اینجوری میگی،بعد دیدم دختراون باز دخترمنو هول داد دخترمنم اونو هول داد،بعد دختراون به دخترمن میگفت بچه دماغو،حرفای زشت میزد،به دخترداییم گفتم تحویل بگیر بچتو،اون یکی دخترداییم گفت تو دعوای بچه ها دخالت نکنید،گفتم بله درصورتی که هول ندن،میدونی چقد خطرناکه هول دادن،بعد دعواشون میشد من دیگه بچه اونارو دعوا میکردم به دخترخودم هیچی نمیگفتم چون دخترمن داشت از خودش دفاع میکرد،اون بود که میزد،آخرش به دخترداییم گفتم پاشو بچتو جمع کن،رفتم دخترمو اوردم نشوندم کنارم،اومدم خونه میگم کاش خوددخترداییمم خودمم میشستم میذاشتم کنار خیلی پررو وگستاخه
مامان جوجه کوچولوها مامان جوجه کوچولوها ۲ سالگی
مامان ❀بنـد انگشتے❀ مامان ❀بنـد انگشتے❀ ۲ سالگی
امروز با خانواده شوهرم و فامیلاشون بودیم
بعد مادرشوهرم تا با اونا میوفته نطقش باز میشه با جاری شروع کردن که بچه بیار یکی گناه داره، حالا شوهرم بیکاره ۳ ماهه نداریم بخوریم هرچیم داشتیم سرمایه مادرشوهرم بالا کشیده
منم گفتم چشم الان میرم اقدام میکنم
بعد شروع کردن گفتن فلانی بچش تنهاست منم گفتم نه والا همش با دوستاشه بعد مامانه پسره اومد گفت نه اصلا مثلا برادر شوهر تو نمی‌ذارم بیرون باشه منم گفتم کار خوبی میکنی فردا ازدواج کنه زنش گناه داره چجوری جمعش کنه آخرشم به خودت فحش میده که تربیتش نکردی
بعد مادرشوهرم گفت آره دیگه مثل پسرای من
جاریش گفت خب یکی دیگه بیار بشینه خونه
منم گفتم گوشام درازه یا چی
من قراره جامله بشم زایمان کنم بزرگش کنم شوهرم اتفاقا راحت‌تر میره دنبال رفیق بازیش
آخرشم پسرعموی شوهرم و دخترم اومدن سراغم بلند شدم اومدم بیرون
به پسرعموش گفتم به موقع اومدی نجاتم دادی گفت دیدم بحث چرت و پرتیه
حالا مادرشوهرمو ببینم بهش میگم تو که از شرایط زندگیم خبر داری من تا خونه نخرم بچه نمیارم شوهرم کار درست و درمون پیدا نکنه نمیارم به جاریتم بگو دخالت کنه دفعه بعد احتراما از بین میره
پوشک آنومالی شیردهی
شیرخشک
نوزاد
کولیک
ریفلاکس
مادر
کودک
پوشک آنومالی پوشک