تجربه من از زایمان سزارین با دکتر نسرین آهنگری در بیمارستان جوادالائمه
#پارت۳
شبش کلی شربت ملین خوردم. و صبحش هم . راستی این وسط کلی ازم تست قند خون گرفتن و همینطور از پسرم. که مطمعن بشن که سالمه چون من دیابت داشتم. شب اومدن سوندم رو در آوردن و منو راه بردن. که اولین راه رفتن واقعا دردناک بود برام. صبحش بهم گفتن که شکمت کار کرد بعد صبحانه بخور ولی من چون ضعف شدید داشتم نون و کره خوردم و همون هم باعث شد شکمم کار کنه. ساعت ۱۲.۱ روز دوم از بیمارستان مرخصم کردن. من واقعا از دکتر نسرین آهنگری راضی بودم خیلی آرام و متین و با دقت بود. از عملم هم راضی بودم. هر وقت درد داشتم خود بهیار ها برام شیاف میذاشتن. مامانم میترسید پرستارها میومدن آروغ بچه رو میگرفتن. همه پرستارها و ماماها خوش اخلاق بودن. رسیدگیشون عالی بود. هر وقت صدا میکردیم میمودن با خوش اخلاقی جواب میدادن‌. برای من که خیلی خوب بود. غذای بیمارستان هم من که نخوردم چون همش ناشتا بودم و ما به سزارینی و زن زائو هر غذایی نمیدیم ولی مامانم خیلی تعریف کرد گفت با کیفیت بود...
پایان

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان 💙ماهور💙 مامان 💙ماهور💙 ۱ ماهگی
تجربه من از زایمان سزارین با دکتر نسرین آهنگری در بیمارستان جوادالائمه
#پارت۱
اول در مورد دکترم بگم که کلی در موردش تحقیق کردم و دنبال یه دکتر کمتر شناخته شده بودم چون دکترای معروف به خاطر شلوغی به نظرم خوب رسیدگی نمیکنن. از هفته ۱۴ رفتم تحت نظرش که به نظرم از همه لحاظ حواسش بهم بود دیابت داشتم و انسولین میزدم و کلی حواسش به وزنم و آزمایشام و داروهام بود. من واقعا ازش راضیم. خدا هم ازش راضی باشه. من سزارین دوم بودم. و طبق نظر خود دکتر بیمارستان جوادالائمه رو انتخاب کردم. با اینکه خود دکتر پاستور و بنت الهدی هم میرفت. قرار شد ۲۵ خرداد ساعت ۵ صبح بستری بشم و ساعت ۸ صبح عملم کنه. نامه بستری رو از قبل بهم داده بود خلاصه با وجود تجربه بدی که زایمان اولم داشتم خیلی استرس داشتم. با شوهرم و مامانم و آبجیم رفتیم بیمارستان ۵ صبح منو اول فرستادن بخش زایشگاه و شوهرم هم قسمت پذیرش کارای بستری رو انجام داد. داخل زایشگاه مامانم و آبجیم رو اصلا راه ندادن. توی زایشگاه ۳ ساعت بستری بودم نوار قلب بچه رو گرفتن سرم زدن و سوند گذاشتن برام. اینم بگم از ۹ شب به بعد چیزی نخوردم تا ۹ صبح منو بردن اتاق عمل.
مامان 💙ماهور💙 مامان 💙ماهور💙 ۱ ماهگی
تجربه من از زایمان سزارین با دکتر نسرین آهنگری در بیمارستان جوادالائمه
#پارت۲
ساعت ۹ صبح منو بردن اتاق عمل و یک ماما از زایشگاه همراهم اومد. تو اتاق عمل دکتر بیهوشی خیلی خوش اخلاق بود و در کل همه پرسنل اتاق عمل خیلی خوب بودن. دکترم اومد و خیلی زود عمل رو شروع کرد و واقعا اگر بگم سه سوت عمل تموم شد دروغ نگفتم. لحظه ای که صورت پسرم رو به صورتم چسپوندن قشنگ ترین حس دنیا بود. توی اتاق ریکاوری خیلی شدید احساس خارش داشتم که بهم آمپول زدن تو سرمم. پسرم رو مامایی که همراهم بود آورد و بهش شیر دادم. تا ساعت ۱۱ تو ریکاوری بودم. ولی تو این مدت به خانواده ام نگفتن که عمل تموم شده گفتن ما به هیچ همراهی نمیگیم . ساعت ۱۱ منو بردن بخش که اتاق خصوصی گرفته بودیم. و واقعا اتاقش خوب بود. اتاقش ۲ تا تخت بیمار داشت و یک صندلی تخت شو برای همراهی. که مادرم راحت از تخت بیمار استفاده میکرد. تا عصر طول کشید که اثر بیحسی از پاهام بره تا ساعت ۶ اجازه نداشتم چیزی بخورم. بعد اون گفتن مایعات بخورم. گفتن تا وقتی شکمم کار نکرده نمیتونم غذا بخورم. شبش کلی شربت ملین خوردم. و صبحش هم همینطور...
مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۳ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین
وقتی دیدمش فقط خداروشکر میکردم
بهترین و زیباترین لحظه تمام عمرم رو تجربه کردم و قشنگترین روز زندگیم شد
بعد منو بردن تو ریکاوری،پاهام رو حس نمیکردم ،میگفتن پاهات رو باید تکون بدی تا ببریمت تو بخش ،پسرم رو آوردن و بهش شیر دادم ،بعد که تونستم پاهام رو تکون بدم منو بردن تو بخش ،من بیمارستان عرفان سعادت اباد زایمان کردم ولی اصلا راضی نبودم از خدمات بیمارستان با اون همه هزینه ای که از ما گرفتن ،لباسی که تن من کردن جنسش پلاستیکی بود و ادم بو می‌گرفت، چون اتاق هم گرم بود ،تختی که داشتن تشک و رو اندازی که داشت پشم شیشه بود ،اصلا یه وضعی، ادم خیس عرق می‌شد با اون حالش،‌تخت همراه از این صندلی های تاشو بود که قراضه بود و طفلک مامانم که همراهم بود کمر درد گرفت روی اون خوابید چون تخته لق میزد، لباسی که به نوزاد دادن هم افتضاح بود،پرستارها هم که باید ۴،۵ بار صدا میکردی تا بیان به دادت برسن،دمپایی که به من دادن سایز ۳۷ بود ،فکر کن پای من سایزش ۴۰ عه ، با اون همه ورم باید ۴۵ میدادن 😄 ولی به همه ۳۷ دادن ،بنجل بازار رو برای پک بیمارستان جمع کرده بودن ،غذا هم که نگم براتون...
بخاطر همین میگم اصلا بیمارستان خوبی نبود ،تازه خصوصیه و کلی پول گرفتن،اگه برگردم عقب هرگز این بیمارستان نمیرم ،البته تخت کناری من هم همین نظر رو داشت و واقعا عصبی کرده بودن ما رو
ولی دکترم رو واقعا دوست داشتم و خیلی راضی بودم از کارش،
ادامه پارت بعد...
مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۳ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍
مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۳ ماهگی
سلام دوستان
منم میخوام بعد تقریبا ۵۰ روز تجربه خودم از سزارین رو بگم براتون
۱۲ اردیبهشت روز زایمانم بود ، ساعت ۷ و نیم رسیدیم بیمارستان ،تا کارهای پذیرش و آزمایشات اولیه از من گرفته بشه ساعت حدودا ۹ شد که به من گفتن روی تخت دراز بکش برای وصل کردن سوند
،بر عکس چیزهایی که شنیده بودم از سوند ،اصلا درد نداشت برای من و خیلی راحت بود ،بعد دکترم اومد بالای سرم و کلی بهم دلگرمی داد که عمل راحتیه و دردناک ترین چیزی که حس کردی همین آنژیوکتی که به دستت زدن ،دکتر من خانم میترا بحرینی بود و واقعا عالی بود ،من از روز اول تحت نظرشون بودم و از همه چیز راضی ترینم،بعد سوند من چون فیلم اتاق عمل هم میخواستم ،فیلمبردارم اومد و ازم خواست از حس و حالم بگم برای نی نی ،بعد اون دیگه اومدن دنبالم و منو با همون تخت دو تا آقا بردن تو اتاق عمل ،دکتر بی حسی اومد و امپول رو به کمرم زد ،اونم درد نداشت واقعا ،ولی من پر از حس استرس و اشتیاق و ذوق دیدن پسرم بودم ،یه حس عجیبی داشتم اون لحظه که قابل توصیف نیست فقط باید تجربه کرد،قلبم تند میزد و همه وجودم قلب بود که بالاخره روز دیدار رسید و قراره بعد ۹ ماه انتظار ببینمش🥰😍 بعد که امپول رو بهم زدن پاهام داغ شد و احساس کردم خیلی سنگینه،بعد عمل شروع شد و چند دقیقه نگذشته بود که صدای گریه پسرم رو شنیدم ،فقط اشک میریختم ،از شوق از شادی ،اولین چیزی که پرسیدم این بود که سالمه؟ گفتن هم سالمه هم زیبا😍☺️ ساعت ۱۰:۱۵ دقیقه بود پسرم به دنیا اومد و آوردن گذاشتنش رو صورتم و من فقط میگفتم خوش اومدی پسرم ،خوش اومدی ...
دکترم اون لحظه که داشتن از شکمم درش میاوردن اذان میگفت و حس خیلی خوبی میداد
ادامه پارت بعد...🤗
مامان نینی🩵 مامان نینی🩵 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۸
بعد از چند ساعت هم که راه رفتم راه رفتنش خیلی سخت بود چون احساس می‌کردم که اون قسمت بخیه‌ها پوستش داره کشیده می‌شه احساس می‌کردم بخیه‌ها داره باز میشه بعد از اون هی مدام میومدن از من می‌پرسیدن که دستشویی رفتم یا نه که چون هر بار جواب منفی بود برام شیاف گلیسیرین گذاشتن و بعد که دیدن اون هم جواب نداد بهم شربت لاکسی ژل دادن و بهمم گفته بودن که حسابی چیزهای ملین بخورم حالا که همه اینا رو استفاده کرده بودم شدیداً اسهال شده بودم و همین قضیه داشت به بخیه‌هام فشار می‌اومد حالا بهم یه قرص دادن که اسهالم بند بیاد که باز هم اون افاقه نکرد و من تا دو هفته بعد از زایمان شدیداً اسهال بودم تقریباً دو روز توی بیمارستان بودم و بعد از اون تازه موقع مرخص شدن سردردام شروع شد که خیلی سردردای شدید و بدی بود مسکن هم بهم ندادن گفتن دکتر برات شیاف نوشته همونو استفاده کن رفتم خونه و خب قاعدتاً چون اسهال بودم نمی‌تونستم از شیاف استفاده کنم چون بدتر می‌شد
مامان 🎀𝒴𝒶𝓈𝓃𝒶 مامان 🎀𝒴𝒶𝓈𝓃𝒶 ۶ ماهگی
پارت دوم زایمانم
دخترم رو آوردن کنارم وپرستار اومد باز کمک کرد یکم شیر دادم و یک پرستاردیگه اومد آمپول اینا زد رفت بعد ۳ ساعت که بی حسیم رفت شکمم درد نمی کرد داخل شکمم یکم درد داشت شبیه درد پریودی که پرستار پمپ درد آورد گفتم زیاد درد ندارم گفت باشه وصل میکنم دردت زیاد نشه و هر سه ساعت یک بار میومدن شیاف میزاشتن و ۲ ساعت یک با آمپول بی حسی میزدن و بعد ۵ ساعت من شرو ع کردم چای و کمپوت انجیر خوردم و بعد ۸ ساعت پرستار اومد کمکم کرد برای راه رفتن اون یکم سخت بود راه رفتن و گفت خودت راه برو بعد دیگه خودم میرفتم دکترم گفته بود زیاد راه برو یکم استراحت کن دردت کم میشه این توری ام بود راه رفتن خیلی کمک کرد برای دردم و شب یکم سوپ آوردن واون شد شام من و یک پرستار دیگه اومد همه چیز توضیح داد تبم گرفت رفت برای صبحانه ام کاچی دادن و باز دکتر بچم اومد دید و پرستار اومد چون بخیه من لیزری بود اومد دید و دکترم اومد دید و یکم گفت رفتم خونه چه کار کنم من روز بعد عملم خیلی خوب شدم جوری که پرستار گفت با این که دیروز عمل کردی خیلی خوبی و پرستار اومد سرم اینا زد من بعد از ظهر مرخص شدم از بیمارستانم خیلی راضی بودم از کادر درمان که با خوصله به خرفام جواب میدادن و هی میومدن بهم سر میزدن دانشجو نبودن پرستار های کار بلد بودن بازم بخوام زایمان کنم بی شک میرم اونجا
و از دکترمم راضی بودم که یه جوری عمل کرد روز ۳م خوب بودم به بچم خودم می‌رسیدم و جای عمل ام خیلی خوب بود
مامان سپهر مامان سپهر ۱۵ ماهگی
تجربه ی سزارین در بیمارستان آتیه تهران
اکثریت کادرشون مهربون بودن و با انصاف. بی حسی از کمر بودم و اصلا سردرد و کمر درد نداشتم و ندارم. دکترم عالی زد بخیه هامو اصلا معلوم نیست. آموزش شیردهی داشتن چندین بار کمکم کردن تا یاد گرفتم‌ هر ساعتی از شبانه‌روز که کار داشتی میومدن. کلا خودشون پوشک رو تعویض میکردن و برای اولین بار با کمک اونا راه رفتم. ولی اون شب زایمان خیلی شلوغ بود و رسیدیگشون با تاخیر انجام میشد. مسکن ها رو بهم سر وقت نزدن و من خیلی درد کشیدم. غذای بیمارشون مثل غذای همراه بود که به نظرم سنگین بود. چون من که بعد از عمل نمیتونستم چلو کباب یا جوجه بخورم باید یه سوپی یا اب ماهیچه ای چیزی میدادن که ندادن. من کلا کمپوت خوردم یک روز کامل. و بیمارستانش خیلی قدیمی بود میخورد تو ذوق ادم.
در کل اگر بخوام زایمان کنم دوباره دیگه اتیه نمیرم و به جاش میرم بیمارستان لاله.
هزینه اتاق خصوصی شد ۶۵ تومن. همراه میشد همسر هم باشه و این برای کسایی که میخوان شوهرشون پیششون بخوابه شب خوب بود ولی بپدر کل بد بود چون من مجبور بودم برای پیاده روی هر سری حجاب داشته باشم و تو اون وضعیت روسری و شلوار پوشیدن رو مخه. دکتر متخصص کودکان پسرمو سه بار چکاپ کردن و بعد ترخیصش کردن. الکی هم بچه ای رو توی ان ای سی یو نگه نداشتن. این چیزا که میگن بیمارستان خصوصی الکی نگه میدارن که پول بگیرن نبود.
مامان نینی🩵 مامان نینی🩵 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۱
ویروس اسهال گرفته بودم و دائم تو دستشویی بودم آب بدنم تموم شده بود و مدام تهوع داشتم حدود دو هفته با شرایط اسهالم کنار اومدم ۳۶ هفته بودم که رفته بودیم با همسرم نمایشگاه ایران نوشت اونجا دیگه به حدی حالم بد شده بود حس میکردم حتی نمیتونم رو پام وایسم نا نداشتم رفتیم بیمارستان
من بیمارستان مادران برای زایمان میخواستم برم که همون نزدیک مصلی هم بود رسیدم و به خاطر اینکه آب بدنم رو از دست داده بودم وقتی ازم ان اس تی گرفتن کلی انقباض نشون میداد دیگه برام سرم زدن و گفتن حتما متخصص عفونی مراجعه بکنم.
میخواستن بستری بکننم که با رضایت شخصی اومدم بیرون ولی قبلش ازم آزمایش گرفته بودن و گفتن تا جوابش میاد برید سونو دیگه تقریبا نصفه شب بود و پنجشنبه شب منم میخواستم حتما جایی که سونو میرم خانم باشه هر جا رو هم گشتیم جایی پیدا نکردیم قرار شد روز بعد برم سونو
رفتیم خونه و بهمون هم گفته بودن فقط استراحت کنم و از جام بلند نشم
گذشت و من همینطور درد داشتم روز بعد یکم بهتر میشدم بعد دوباره شروع می‌شد
روز جمعه من همینطور دنبال سونوگرافی گشتم تا بالاخره پیدا کردم اون روز همسرم سر کار بود برای همین با مامانم پاشدیم رفتیم سونو و بعد هم یکراست بیمارستان سونوم مشکلی نداشت ولی ان اس تی گرفتن باز هم درد نشون میداد ولی کمتر از دیروز گفتن باید معاینه بشی ببینیم یه وقت باز نشده باشی پرستار که معاینه کرد گفت دو سانت و نیم دهانه رحمم باز شده دیگه هر جور بود من رو بستری کردن و فرستادن بلوک زایمان ولی عجیب این بود که اونجا ان اس تی گرفتن انقباض نشون نمی‌داد
تا عصر روز بعد تحت نظر بودم و مانیتورینگ شدم و سرم تراپی که آب از دست رفتم برگرده بعد مرخصم کردن