خدایی چطور بعضیا پشت سر هم مهمون دعوت میکنن؟ من از ترس پسرم نمیتونم کسی رو دعوت کنم چند وقت پیش عمه شوهرم رو دعوت کردم نمیدونید بچم چیکار کرد. میوه میزاشتم جلو عمه شوهرم بعد پرت میکرد روش یا بشقاب رو با پا شوت میکرد و با پا دوباره میرفت روشون له میکرد. موقع شام تو کاسه قورمه سبزی عمه شوهرم ترشی و برنج میریخت. بیچاره نفهمید چی خورد یا نوشابه میریخت رو قالی. دیگه دفعه بعد که باز دعوتش کردیم بهونه آورد گفت نمیتونم بیام🤣 الان میگید خب بچتو بگیر بخدا بغلش میکنم چون میدونم فضوله ولی با لگد مند میزنه موهامو میکشه گریه میکنه که بزارمش زمین. هر چی گوشی میدم سرگرم بشه اذیت نکنه بقیه رو ولی نمیخواد. حس میکنم برا جلب توجه اینجور میکنه اصلا کسی که میاد خوشحال میشه صدبرابر از قبلش فضولتر میشه بقیه هم هی میگن عیب نداره ولش کن. یعنی دفعه قبلی قالی هامو ر ی د توشون اینقد نوشابه ریخت و میوه با پاش له کرد و... الانم مامانمینا اومده بود که تولد خواهرمو پیش ما بگیرن باز هی سفره رو پاره میکرد دست میزد تو کیک، دلستر میریخت فک کنم اینا هم دیگه رفتن که رفتن

۱۷ پاسخ

ولی دخترمن اینجوری نیست تا این حد بچه دوستم همینجوری یه شب رفتم خونش زهرمارم شد صبح زودفرارکردم اونقدر که دخترمم هل میدادمیزد با کفش میومدروی سفره بچه هرقدر عزیزباشه ادب عزیزتره بایدبزرگترابهش یادبدن اونکه بچس نمیفهمه

یا میره تموم لباسا تو کمدش و تموم اسباب بازیا رو میریزه وسط پذیرایی و پرت میکنه منه بدبخت باید تا صبح تمیز کنم حالا یه ماه دیگه عروسی خواهرشوهرمه از الان عزا گرفتم بخوام دعوتشون کنم پسرم زندگیمو نابود میکنه بقیه هم هی بیشتر اعصابمو خراب میکنن که ولش کن چیکارش داری آخه من باید بعدش تا صبح تمیز کنم

پسرمن اینجور نیست.از اومدن مهمون خیلی خوشحال میشه و همه اسباب بازیاشو میاره وسط بامهمونا بازی می‌کنه به بقیه چیزا کارنداره

دختر منم همینمههههه تو میگی پسرا فضولن حالا دخترم اندازه ده تا پسرشلوغ میکنه و اذیت

من وقتی یجا برم نمیتونم ی جا بشینم از بس پشت سرش باید دو رزنم یعنی این بچه ن اب ن غذا ن خواب فقط شیطوتی هنوز وقتی کسی میاد حونمون بهتر البته بستگی داره طرف مقابل باش چطور برخورد کنه مثلا عمم ک اومد عمم باش مهربون بود رفت پیش عمم بش سر حوصله اجیل میداد میوه کیک بعدم باش بازی میکرد ولی میگفت همه کارامو حتی دستشویی عمه ببرم میگفتم ن بده زشته مامان باید ببره عمم بنده خدا حتی سر سفره کنار خودش گذاشتش بنده خدا درست حسابی نتونست غذا بخوره ولی باش کنار میومدن میگفتن نوه ها خودمم اینجورن

وقتی میخوای مهمونی جز مامانت دعوت کنی بذارش خونه مامانت اینا ک ن اون اذیت بشه بخوای بگیریش ن مهمون

واای خدای من پسرمو توصیف کردی منم بغلش میکنم هواسشو پرت میکنم ولی مث پسر شما گریه میکنه منو میزنه که بزارم زمین هرجا برم اذیتم نمیدونم چکار کنم چرا اینطوره تازه فوش هم یاد گرفته عصبی بشه میگه جدیدا هربار بد حرف بزنه میزنمش اما باز تکرار میکنه نمیدونم چرا اینطور قسمتی دارم

اونا هم اینجوری میگن‌که تو خجالت نکشی از کاراش

عزیزم 😂😂😂

پسرمنم دقیقا عین پسر شماست اصلا مهمون دعوت نمیکنم مگه نگم سالی یکبار سرزده یکی خودش پاشه بیاد😂

وای این حرکات اصلا طبیعی نیست گلم ای کاش بایه روانشناس صحبت کنی من ک خیلی نگران شدم شاید بیش فعالی داشته باشه

من بچه ام میگه یسره بغلم کن فقط راه برو هیچ کی ی کلمه نباید باهاش حرف بزنه منم با کسی نباید حرف بزنم ،قبل ورود مهمون هم اصلا نمیزاره کارام کنم منم از ترس ۳ساله مهمونی ندادم فقط ی شب در حد ۱۲نفر هلاک شدم

والا بخدا دعوت نمی‌کنیم خودشون خودشونو دعوت میکنن 🥴

دختر منم دقیقاً مثل بچه شماست فضول آتیش عنی بدبختا هیچی نمی‌تونن بیارن به بچه‌های خودشونم نمیده ترسش واسه همین یه سره تو خونم نه مامانم میرم اذیت می‌کنه خونه آبجیم میرم اذیت می‌کنه یکی میاد خونمون اذیت می‌کنه یعنی کلافه شدم

من سر دخترم داد زدم گفتم کم اذیت کن وگرنه میندازمت بیرون دخترم هم گفت باشه اومد کنارم دراز کشید
گاهی وقتها باید به دل عزیز به چشم خار باشه جایی هم مبریم خیلی اذیت نمیکنه

این کارا میکنه واکنش خودت و شوهرت چیه؟

خخخخخخ منم ازدرداین کارا مهمون دعوت نمیکنم

سوال های مرتبط

مامان دیار مامان دیار ۲ سالگی
الان یهو یادم افتاد که ۴ ماهه دیگه تولد دیار جونم هست❤
برای تولد یک سالگی اش میخواستم یه تولد مفصل بگیرم با کلی مهمان ، یعنی در واقع میخواستم همه فامیل رو دعوت کنم که تعدادشون خیلی زیاد میشد در حد عروسی
که منصرف شدم
حالا تولد ۳ سالگی اش چون متوجه میشه دوست دارم براش خونه مامانم اینا یه تولد نسبتا مختصر بگیرم
ولی هر چی فکر میکنم که کی رو دعوت کنم هیچ کس رو نمیبینم دورم🙁
دیگه مثل قبلا با کسی ارتباط نداریم به جز مامانم اینا و داداش و زن داداشم‌
با مادرشوهرم اینا
که البته خواهرشوهرم هم یک ساله قهره

دوتا دختر خاله داشتم مثل خواهر بودیم واقعا ولی بعد از دوران بارداریم که من همش استراحت مطلق بودم و جایی نمیتونستم باهاشون برم دیگه رابطه مون مثل قبل نشد 😔
و من چقدر ناراحتم از این موضوع که این دوتا رو از دست دادم و راستش یه سری اخلاق های جدید هم ازشون دیدم که دیگه نمیتونم خودم رو قانع کنم که مثل قبل باشم باهاشون ولی اون دوتا رفیق جون جونی هم‌شدن در نبود من و الان همش با هم بیرونن..... حالا بماند که من چقدر غصه این رو میخورم
ولی واقعا من الان بخوام تولد بگیرم آخه به کی باید بگم بیاد 🤔

قبلا اینقدر رفت و آمد داشتیم که همیشه خونمون شلوغ شد

شما هم همینطورین؟؟
با بچه های یکی از عمه هام خیلی زیاد رفت و آمد داشتیم که اون هم بعد از فوت عمه ام الان حدودا ۴ ساله که دیگه خیلی کم‌شده رفت و آمدمون فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری شیرخشک نان نان نان دورهمی شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک نان نان نان نان نان نان نان نان نان نان دورهمی دورهمی دوری دورهمی دورهمی دورهمی
مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
سلام خانوما
بچه های شما هم تو این سن شیطون تر شدن ؟؟
مخصوصا دوقلوها
دعواهاشون ...بهونه گیری هاشون...گریه هاشون....خیلی خیلی زیاد شده
من و همسرم از دستشون واقعا رد دادیم....قبلا پیش خودم بهتر بودن همسرم که میومد بی قرار میشدن
الان پیش خودمم که هستن خیلی اذیت می‌کنند مدام دعوا دارن با هم 😭😭مدام بهونه و گریه 😭😭خیلی وقتا دیگه کنترلم رو از دست میدم خیلی بهم میریزم ....
موقع بیرون رفتن هم همیشه انقد بهونه و گریه و دعوا سر کی اول لباس بپوشه کی اول بره دسشویی و کی اول ..... خدایا بعضی وقتا واقعا حس بدی میگیرم حس میکنم نمیتونم دیگه تحمل این همه سرو صدا و گریه هاشون رو کنم 😭😭خیلی وقتا می‌خوام بشینم گریه کنم....دیگه تحمل اخم و حرفای همسرمم ندارم کوچکترین حرفی که میزنه می‌خوام بشینم گریه کنم...اینم بگم بیشتر وقتا خونه نیست سر کاره و من با بچه ها تنهام...هرروزم نمیتونم ببرمشون بیرون چون خونه کلی کار دارم 😞ماشین هم زیر پام نیست بیرون رفتن با دوقلو واقعا سخته برام سمت خونمون هم اکثرا خیابونه فقط .....بچه هام حرف شنویشون اومده پایین....میبینی غذا میخورن بشقابشون لیوانشون رو پرت می‌کند شیر میخورن پلکتشون رو پرت می‌کنن حرف میزنی توضیح میدید اصلا انگار نمیشنون 😞😞بگید که من تنهام ؟؟ یا بچه های شما اینحوری شدن؟؟