۵ پاسخ

دقیقا جوابش عالیه منم بیشتر مواقع سوالی داشته باشم از خودش میپرسم

عزیزم اگر همسرت چنین مشکلی داره تا نیاد دکتر باهات کوتاه نیا ببرش دکتر نه بخاطر جفتتون فقط بخاطر پسرت..زندگی زیر دست ادم وسواسی ادمو دیوونه میکنه
برو ببین مشکل از اونه یا تو ..به جای نذذ نمک و ....پاشو پول اونو بده مشاوره بفهمه ریشه درد و مشکلتون چیه

شوهر منم همینجور گنده خواهر دیروز انقد زحمت کشیدم کار کردم فقط نقطه ضعف ازم گیر آورده تا چیزی میشه میگه خونه رو رنگ نمیکنم 8 ساله داریم زندگی می‌کنیم الانم میخاد لج منو دربیاره اینجوری میگه خونه رو گند برداشته هیچ کاری نمیکنه فقط حرص منو درمیاره منم یک کاری میکنم بی ارزشش میکنه خستگی کار به جونم میمونه الانم حامله ام انقد صبح اعصابم خورد شد که اشکام دراومد

چه جالبه 😃

چه جوابی داده خخخخ

سوال های مرتبط

مامان وروجک😜🤓🤓 مامان وروجک😜🤓🤓 ۵ سالگی
پسرم یه ساله میبرم گفتار درمانی اوایل کار درمانی هم می‌بردم ولی خوب فقط بازی بود تمرین‌هایی که برای خونه بود پسرم انجام نمی‌داد اونجا محیطش رنگا رنگ انواع اسباب بازی هست با مربی انجام میداد ولی نمی ین خونه انجام نمی‌داد منم دیگه نبردم فقط هفته ای دو جلسه گفتار بردم الان چند هفته ای میشه گفتار درمانش هی میگه کار درمانی لازم داره توجه نمیکنه ..اینا دوتا اتاق کنارهم هستن تو یه مطب .. بچه هارو برای هم میفرستن.. من بهش گفتم تمرین هارو خونه انجام نمیده گفت پس دارو لازم داره ببرش روانپزشک کودکان شهر خودمون که ندارن آنلاین ویزیت کن یه شماره از تهران داد گفت پیش اون ویزیتش کن.. خیلی ناراحتم چقدر برای این بچه دارم دوندگی میکنم به نظر خودم خیلی پیشرفت داشته از لحاظ گفتار ولی گفتار درمانش همش ایراد میگیره الانم که میگه دارو لازم داره... خوب پسر بچه ها بازیگوشن همین تو خونه فقط دنبال بازی یا بعدظهرها می‌ره کوچه با دوستاش بازی می‌کنه... کسی بوده به خاطر گفتار دارو بده به بچه اش عوارض داره یا نه.. یا پیشرفت خوبی داره با دارو برای گفتار و تمرکز
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
من واقعا نمی دونم کدوم روش و راه درست خوبه که بتونم این ماهلین رو از خر شیطون پیاده کنم بچه ای که کاملا هوشیاره می فهمه درکش نسبت به پارسال خیلی خیلی بالا رفته و همچنین هوشش وبی از پسش برنیومدم که پی پی رو بگه الان دقیقا ۱۵ د ۱۶ ماهه که یه بارم نگفته پی پی دارم شاید خنده دار باشه ولی آرزو به دل موندم یه بار این بچه بیاد بگه من دستشویی دارم امشب دیگه اینقدر اعصابمو خورد کرد که دیگه هم زدمش هم تنبیهش کردم بهش گفتم حالا که دختر بدی هستی نه دیگه دوستت دارم نه دیگه باهات تمرین می کنم الان برو بیرون تو تنبیهی من می خوام با دلوین کار کنم بچم‌مثل ابر بهدر گریه می کرد قلبم داشت از سینم میزد بیرون اعصابم خیلی خراب شد آخه دیوونم کرده وقتی بهش میگم ماهلین آخه چرا نمیگی مادر من میگه دلم می خواد نگم میگم آخه چرا میگه همه ی بچه ها تو شلوارشون پی پی می کنند گفتم کی گفته آخه حرف تو گوشش نمیره حایزه براش گذاشتم قبلا چندین بار جایزه بهش دادم تنبیه و تشویق حتی جلوش کلی دلوین رو نشویق کردم که تو دستشویی پی پی می کنه فایده نداره که نداره از چت جی بی تی راهنمایی خواستم میگه یا از شرم.و خجالتشه نمیگه یا می خواد رو بدنشم کنترل داشته باشه و به خاطر اون حس کنترلشه که اینکارو می کنه ولی واقعا دیگه موندن با این بچه چه کنم 😫😫😫می ترسم این عادتش تا چند سال دیگه باهاش باشه🤨😔
مامان ❤جوجه کوچولو❤ مامان ❤جوجه کوچولو❤ ۶ سالگی
خیلی دلم گرفته ،هر کاری میکنم آروم نمیشم‌ 🥺
پسرم خیلی مهربونه و تنها شلوغیش اینه شاید ی موقع با باباش کشتی یا نشت بازی کنه و کلا با کسی کاری نداره و زود کنار میاد . به زور از کسی چیزی نمیگیره . بنظر من و شوهرم نمی تونه از خودش دفاع کنه . اگر بخواد بزنه دستش ماشاالله محکمه اما نمیزنه حتی اگر هولش بدن یا اذیت کنن . 🥺 ایراد بزرگی که داره اینه فکر می‌کنه باید همیشه ی چیزی بخره حتی اگر به دردش نخوره . دلم خیلی می سوزه اصلا سیاست نداره . بچه های فامیل یا همکلاسی‌اش رو میبینیم غصه بسرمو می خوریم . ما مقصریم همیشه گفتیم. لوس نباش ، نزن ، با دیگران با احترام رفتار کن ،تو کلاس اذیت نکن ،مهمونی شلوغ نکن و..... . کلا خودم و همسرم خیلی عاطفی هستیم و بنظرم پسرم رو خیلی عاطفی بار آوردیم . دختر خواهرم یا پسر برادر شوهرم و بقیه آنقدر مغرور و با سیاست هستن که اصلا غصه رفتار بد دیگران یا بازی نکردن و حرف نزدن و.. بقیه رو نمی خورن . اصلا به قول خواهر زادم میگه اهمیتی نداره کسی منو دوست داره یا نداره ،اینو می خره یا نمی خره و.. خیلی همشون زبون دارن اما پسر من اینجوری نیست . احساس خوبی ندارم به این که این همه با محبته و سعی می‌کنه سریع کنار بیاد و به دیگران احترام می‌ذاره ، جالبه اونا اتفاقا خیلی بیشتر دیده میشن از بس ماشاالله زبون درازن🥴 دروغ نگم تنها کسایی که عاشقانه پسرمو دوست دارن و اول پسرم براشون مهمه ، پدر و مادر شوهرم و یکی از عموهاشه که مجرده وگرنه مثلا خودم دیدم پدر و مادر خودم برای این که خواهر زادم ناراحت نشه هر کاری میکنن اما ممکنه سامیار ناراحت بشه بگن تو که لوس نیستی تو پسر خوبی هستی😔
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
قرار شد شوهرم بره کافی نت اسم بچه هامو واسه سنجش بنویسه می دونم استرسم کاملا بیجا و الکیه چون واقعا وروجکن این دوتا یه کارایی می کنند به چیزایی میگن من شاخ در میارم یا می افتن رو اون دنده هر هر به من می خندن 😂تو گفتار درمانی قشنگ همکاری می کنند با درمانگرانشون جفتشون با هم همزمان کلاس دارن من میشینم پشت در میبینم چقدر قشنگ جواب میدن چون رو روایتگریشون داره کار می کنه بیشتر مکالمه می کنند با هم قصه می خونند ۳ تایی با هم و یه سری سوال می پرسه این دوتا وروجکم قشنگ جواب میدن برا همین ۹۰ درصد خیالم راحته ازشون فقط جون مت ازشون سوال بپرسم میرن تو کار مسخره بازی من یه خورده استرسی میشم مثل همین امشب داشتم فرستادم تو اتاق بخوابن بعد یهو ازشون نسبتا رو پرسیدم به دلوین میگم داداش مامان کی تو میشه مه نون و پنیر😐یا به ماهلین میگم خواهر بابا کی تو میشه میگه عمو میثم 😂حالا نی دونم بلد هستند بهشون یاد دادم هر دفعه هم یادآوری می کنم حالا می ترسم اون موقع هم بیافتن رو دنده لیم‌گیری پرت و پلا جواب بدن🫤ولی از لحاظ هوسی و دقت و تمرکز خیلی حواسشون هست مثلا من اشتباهی مسواک ماهلین رو دادم دست دلوین دیدم دارن هرهر می خندن بعد فهمیدم اشتباه دادم خودم اصلا نفهمیدم 🤦‍♀️
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
تاپیک حاوی متن تکراری !!!!
دوست عزیز اگر نمی تونی راهنمایی کنی و اذیت میشی فقط رد شو برو ولی قضاوت نکن🙏🙏بچه ها یادتونه گفتم برچسب گرفتم واسه دلوین که وقتی پی پی کرد بچسبونه به دیوار تا ماهلینم ترغیب بشه یادتونه ؟؟برچسب ها شده ۵ تا ماهلین فقط واسه دوسه تای اول عکس العمل نشون داد واسه بعدی ها نه ولی من همچنان سر حرفم هستم و گفتم به دلوین بشه ۱۰ تا جایزه میگیرم برات تا ماهلینم ترغیب بشه ولی هنوز هیجی به هیچی الان دیگه کاملا بیخیالش شده من واقعا از این شرایط خسته شدم همش یا دارم پوشک شورتی می خرم یا شورت میشورم الان دیگه از بس شدرت شستن و خسته شدم دیگه تک و توک می اتدازم میره به خدا بچه ای هستش که کاملا آگاهه چون بهش گفتم تو مدرسه اینکارو بکنی دعوات می کنند همه اصلا انجام نمیده ولی بازمن نی ترسم پاش می کنم آخه بچه ای که سوره توحید و کوثر و حمد رو بلده ووسه تا شعر بلده از ده تا ۱ رو یاد گرفته برعکس بشماره موندم چرا نمیگه وقتی هم دعواش می کنم باهاش حرف می زنم خجالت می کشه کلی لباشو گاز میگیره سرشو می اندازه پایین و گریه می کنه امشب خیلی باهاش حرف زدم گفتم یادته پارسال تو بیمارستان بودی گفت آره الکی فتم به خاطر اینکه پی پی رو نمیگی به این روز افتادی می خوای بازم بری بیمارستان گفت نه گفتم پس حرف گوش بده یغلش کردم و گفتم مامان من واقعا خسته شدم از این وضعیت آرزو به دل موندم یه بار بیای اعلام کنی واقعا دیگه نمی دونم چی درسته چی غلط😥