《تجربه زایمان طبیعی پارت یک》
۷تیر تاریخ زایمانم بود . از چند روز قبلش من همه کارامو انجام داده بودم چون قرار بود بعد زایمانم برم خونه مادرم بعدشم خونه مادرشوهرم ، خلاصه ک بشور و بساب و همه چی انجام دادم گفتم برای زایمانمم کمک میشه . و همچنان ورزش و پیاده روی هم داشتم ینی ماه محرم من هرشب میرفتم روضه داخل خونه هم ورزش میکردم خلاصه ک رسیدیم ب ۷ تیر روز زایمانم ولی هیچ خبری از درد نبود گفتم اشکال نداره صبر کن دو سه روز دیگ از تاریخ زایمانم ک گذشت رفتم بهداشت گف ک چرا نرفتی بیمارستان بهت نامه میدم سریع برو بستری شو وگرنه امکان داره بچه مدفوع کنه ، بنده مقاومت کردم و گفتم نه تا دردم نگیره نمیرم البته بگم ک زیر نظر دکتر نبودم.
خلاصه اومدم خونه و شروع کردم ورزش وپیاده روی بازم هیچی خبری نبود دو سه بار رفتم حموم زیر دوش آب گرم اسکات زدن و قر کمر خیلی حس خوبی داشت و بنظرم خیلی تاثیر داشت تو زایمانم همچنان ادامه دادم اسکات زدن رو داخل خونه و حموم انجام میدادم.

۳ پاسخ

چطور اسکات زدن حس خوبی داشت من اسکات میزنم نفسم بند میاد

خووو😁

خوشبحالت منکه مامانم ازم دوره میخاستم برم پیشش تهران اونجا زایمان کنم اما انگار جور در نمیاد 😔

سوال های مرتبط

مامان عدس مامان عدس ۱ ماهگی
《زایمان طبیعی پارت پنج》
گل پسرم دنیا اومد و در لحظه تمام دردهام تموم شد انگار هیچی نبوده . دکتر گف یه زور دیگ بزن جفت هم بیاد بعدشم شروع کردن ب بخیه زدن ( وقتی قیچی زدن درد نداشت ) ولی وقتی داشتن بخیه میزدن من تک تک بخیه هارو درد شو حس میکردم و بازم تحملللل چون درد ک قبل زایمانم کشیده بودم درد بخیه دربرابرش هیچی نبود.
بخیه زدن هم تموم شد بردنم ریکاوری ۱ ساعت اونجا بودم اومدن ک ماساژ رحمی انجام بده ینی خیلی بنظرم درد داشت وقتی میخاست انجام بده میگفتم نکن ترو خدا دیگ تحمل درد کشیدن رو ندارم. اونم میگف عزیزم تو ک اینهمه تحمل داشتی پس اینم تحمل کن😂😂😂
دوسه بارم ماساژ رحمی دادن تا کمتر خونریزی داشته باشم و منتقل شدم ب بخش و تمام.
جونم بگه براتون دوش آب گرم خیلی تاثیرررر داشت بنظرم و اسکات زدن من زیر آب گرم ک روی کمرم میریخت داشتم اسکات میزدم سخت بود ولی خیلی کمک کرد هم دوش آب گرم و هم پیاده روی.
در ضمن من از اول بارداری هم کارای خونه انجام میدادم و استراحت نبودم پیاده روی میکردم . اینم از تجربه زایمان من اگ میخاین درد تون شروع بشه و با آمپول فشار زایمان نکنید ورزش کنید اسکات بزنید داخل خونه زیر دوش آب گرم حتی سجده هم انجام بدین . دردتون شروع میشه و هم ب روند زایمان کمک میکنه. (وقتی درد شروع میشه جیغ و داد ممنوع و دم و بازدم انجام بدین اونم خیلی تاثیر داره.
مامان فندوق مامان فندوق ۹ ماهگی
پارت اول
منم بلاخره بعد دو ماه نیم میخام تجربه زایمانم. رو بنویسم
دقیق 39هفته و چهار روز بودم عصرش با شوهرم رفتیم پیاده. روی حدود. س ساعت راه رفتم اومدم خونه دوش گرفتم اسکات رفتم چایی خوردم با خرما رفتیم بیمارستان ک معاینه بشم معاینه کرد گفت یک سانتی برو ورزش کن رفتم یکم تو محوطه بیمارستان قدم زدم اومدم خونه پیاده روی کردم دوباره دوش گرفتم حدود صدتا اسکات زدم دردم ببشتر شد خیلی ساعت س شب شد رفتیم بیمارستان گفت دو سانتی برو راه برو تا ساعتای پنج و شش زایمان میکنی رفتم ساعت هفت رفتم بیمارستان معاینه کرد هنوز ذو سانت بود گفت برو ساعت یازده ظهر بیاد اومدم خونه دردم شدید بود خیلی جوری ک هرکی میدید میگفت زایمان میکنی الان رفتیم بیمارستان دیگ گف باید چهارسانت بشی بستری میکنم عمه هام بودن گفتن همونجا پیاده روی کنی قبول نکردم اومدم خونه راه رفتم بهم دمنوش دادن ک کاش نمبخوردم دیگ دردهام شدید بود خیلی جوری هر ی دقیقه دردم میگرفت بهش میگیم چهار درد همون بود ک خاستیم بریم پیش طبیب شکمم رو چرب کنه تا دم در خونش رفتم

بقیه پارت بعدی
مامان عدس مامان عدس ۱ ماهگی
《زایمان طبیعی پارت سه》
خلاصه اومدم خونه دوباره رفتم دوش گرفتم اسکات زدم و ماساژ دادم کمرم رو زیر آب گرم .
وسایل هامو برداشتم خودمو آماده و خوشگل مشگل کردم ساعت ۳ شد رفتم خونه مادرم ، وقتی رسیدم اونجا مامانم گف چرا رفتی و حرف گوش نمیدی اصلا ترس تو دلت نیس یوقت این بچه بیاد سریع بریم بیمارستان بازم قبول نکردم گفتم هنوز زوده 😂😮‍💨
جونم بگه ک همینجوریه داشتم درد میکشیدم ولی نمیرفتم بیمارستان تا صبح تحمل کردم اونموقع دیگ دردام شدید شد ک ب هر ۵ دقیقه رسید و قابل تحمل نبود اونموقع گفتم وقتشه ک بریم حرکت کردیم سمت بیمارستان تا رسیدم سریع رفتم و گف بیا معاینه کنم ببینم چن سانتی قسمت جالبش اینه ک با اون همه دردی ک کشیدم تازه ۲ سانت شده بودم😂😑 بعد کارای بستری رو انجام دادن ساعت شد ۹ و رفتیم برای ورزش اینو بگم و ماما همراه نداشتم ولی یکی از ماما های خود بیمارستان ک ورزش باهاش میکردم خیلی خوب و خوش اخلاق بود.
از ساعت ۹ ک شروع کردم ورزش کردن تا ۱۲ رسیدم ب چهار سانت خیلی درد کشیدم ولی تحمل میکردم صدام در نیومد فقط دم و باز دم میکردم چون میدونستم با جیغ و داد کارم سخت تر میشه
اون ماما ک بهم کمک میکرد گف خیلی داری خوب پیش میری اگ همینجوری ادامه بدی تا ۴ زایمان میکنی وقتی اینو شنیدم انگیزه ام بیشتر شد برای ورزش کردن . بهم گف بزار معاینه تحریکی انجام بدم خیلی ب روند زایمانت کمک میکنه قبول کردم یکم درد داشت ولی باید تحمل میکردم تا زودتر زایمان کنم.