تجربیاتم و مختصرو کوتاه میگم ✨ از بیمارستان خصوصی ارام 🤍
خانما من لگنم خیلی کوچیک بود و اصلا مناسب زایمان طبیعی نبود برای همین سزارین انتخاب کردم و اینکه بچمم ماشالله درشت بود وزن نامی به دنیا اومد ۳ کیلو ۸۵۰ بود
من ۳۸ هفته و ۴ روز زایمان کردم
از بیمارستانم اول بگم درسته هزینه هاش بالاعه یکم ولی خیلی راضی بودم از برخورد پرستارا و ماماها مخصوصا پرستارای اتاق ریکاوری مرداش عالی بودن جوری که من نمیتونستم بلند شم من و بغل کردن تا بتونم تکون بخورم پرستارای بخش هم عالی بودن همه تجربه دارو با حوصله اتاق عملم خیلی خوب بود دکترمم بینهایت دوسش دارم و مهربون دکتر معصومه عابد ❤️
من اتاق خصوصی انتخاب نکردم چون اتاقی که بهم داده بودن کم از خصوصی نبود
پمپ درد هم نگرفتم تونستم تحمل کنم فقط موقع فشار دادن شکم بدترین لحظه و سخت ترین قسمت من از زایمان بود همه درداش قابل تحمل یود واسم جز فشار دادن شکم
خلاصه درد کشیدم ولی تا بچمو میدیدم یادم میرفت اولین راه رفتنمم کمک پرستار اومد کمکم کرد بعدش خودم راه رفتم سرمم اصلا تکون ندادم بعد عمل سردرد هم نکرفتم خداروشکر راه رفتنه خیلی کمک خوبی کرد تو کنترل دردام
روز ترخیص درد بخیم زیاد شد اونم گفتن طبیعیه شیاف فقط یه بارگذاشتم برام بزارن بعدش دیگه نزاشتم و تحمل کردم
ماشالا شیر هم داشتم تند تند به بچم شیر میدادم همین باعث شد بچمم چند بار مدفوع کرد خودمم با اولین شیاف به راحتی مدفوع کردم و خلاصه ترخیص شدیم‌و‌اومدیم خونه با تمام سختیا و دردایی که داشتم

تصویر
۲۰ پاسخ

قدم نو رسیده مبارک باشه عزیزم🥰

ای جونمممممم🥺😍خداروشکر نامی کوچولو رو بسلامتی بغلش کردی

ای جانم😍♥️🌸

خوشحالیم از اینکه ی مادر دیگ هم تو این جهان خوشحال سربلند از این راه امده رسیده
خداروشکر که ناامید نشدی تواین مرحله خدا کنارت بود


برای همه مادرا همه بچه همه اونای ک دلشون نی نی میخاد دعا کن انشاالله ک دامن همه اونا هم سبز بشه
خوشبختی شامل تموم مردم کشور کشورای دیگ بشه

تبریک میگم خوش قدم خوش نام🌹🌹🌹

عزیزم خوش قدم باشه 🌹تبریک میگم
هزینه ی بیمارستان چه قد شد؟
و اینکه لباس و دورپیچ و اینا به پسرتون دادن؟
به خودتون چی؟

عزیزم به سلامتی
میگم بیمارستان معاینه لگنیت کرد و گفت لگنت کوچیکه؟ یا دکتر خودت واست نوشت؟

مبارکه عزیزم چقدر شد هزینه بیمارستان

سلام عزیزم شما بمیارتسنا خصوصی پیامبران رفتید؟؟
من سرچ کردم بیمارستان خصوصی آرام چیزی نیاورد برام..
میخواستم بدونم بیمارستان پیامبران تهران چجوری بود رسیدگیشون و اینکه همه وسیله‌هارو خودشون میدن؟یا نیازه پد و شورت و... ببریم

خدا رو شکر عزیزم خوب و راحت گذشته🩷😍

دقیقا منم کل زایمانم عالی بود به جز ماساژش شکمی که مردم و زنده شدم چون از جفتم مونده بود

ب سلامتی عزیزم خوشبحالت ک شیر داشتی ایشالاع منم تو بیمارستان شیرم بیاد خواهر دعا کن برام

خانوما من تغذیه بارداریم روی ریتم خاص و برنامه خاصی نبود وزن بچه معمولا ژنتیکیه
بعد اینکه همراه هم داشتم مامانم پیشم بود ولی خودم مای بیبی بچمو عوض میکردم مامانم بیشتر به من میرسید منم به بچم

منم نگران وضعیتم هستم نمیدونم چی میشه شکم اولم خوب نبود نمیتونستم پا شم
ابجی چقدر راه رفتی تو کنترل کردی درداتو

کدوم بیمارستان رفتی
بعد من همراه ندارم تو داشتی یا بدون همراه تونشتی ب بچه برسی پوشک کنی لباس بپوشونی ش

خداروشکر عزیزم 😍😍

هزینه بیمارستان چقد شد؟

بسلامتی عزیزم مبارک باشه 😍😍

عزیزدلم خداروشکرکه همه چی خوب بوده خدا پسر نازتم حفظ کنه قشنگم❤❤

چیکار کردی وزنش خوب بود؟ تغذیت چطوری بود

بسلامتی🌹

سوال های مرتبط

مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان هیرمان مامان هیرمان ۱۰ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان هستی مامان هستی ۹ ماهگی
تجربه سزارین از اونجایی که درد دارم خلاصه میگم
من درد طبیعی داشتم اما چون سزارین بودم ۳۷ هفته ۴ روز سزارین شدم
شبش کباب بدون برنج خوردم
صبح ساعت ۴ اب عسل خوردم
و ۸ تو بیمارستان بودم
سرم وصل کردن ان اس تی گرفتن خودمم خوابم‌میومد خوابیدم ساعت ۲ رفتم اتاق عمل
سرد سرد بود
سوند هم نداشتم به درخواست خودم
ولی من اصن استرس نداشتم
بیهوشی زدن و من دیگه هیچی هیچی نفهمیدم
بهوش اومدم رو اتاق بودم و تنها چیزی که به ذهنم اومد دخترم بود درد نداشتم اصلا
یهو اومدن بالا سرم تا جون داشتن شکممو فشار دادن که اشکم در اومد دوسه بار انجام دادن تا خونریزی کردم ولم کردن
بردنم تو اتاق
بعدش که هیچی نباید میخوردم بچمو اوردم پیشم
شروع کردم به راه رفتن که با کمک پمپ درد راه رفتنمم درد نداشت
روز دوم کم کم سینه هام زخم شد و شیر دادن برام عذاب بود
تا همین الانم میسوزه
نه میتونم داد بزنم نه میتونم شیرش ندم
هنوزم خوابیدن و نشستن دستشویی رفتن سختمه
بیمارستان مهرگان بودم راضی راضی
هزینه کل بیمارستان با اتاق خصوصی ۴۰ تومن شد که بیمه ۲۰ درصدشو کم کرد بعدم دیگه اینه وزن بچم ۲۷۶۰ بود
یه نگرانی که داشتم بچم فقط یه بار مدفوع کرده بود تا الان بردشم دکتر گفت ادرار مهم تره از مدفوعه و اینکه شیر خشک نان پرو بود و براش سنگین بود سوالی بود در خدمتم
یلدا یلدا قصد بارداری
پارت ۳
بعد منو دادن ریکاوری اونجا همه مریضا داد و بیداد میکردن منم پمپ درد داشتم همس فشار میدادم نگران بودم درد شروع شه بعد از بیست دقیقه کم کم درد شروع شد ولی قابل تحمل بود همراه با یکمی سر درد ک اونم قابل تحمل بود و من از اتاق عمل وقتی بی حس بودم گفتم ماساژ رحمی برام انجام بدن ولی پرستار اومد ریکاوری یکبار دیگه برام فشار داد دردش وحشتناک نبود ولی خب طبیعیه آدم بترسه چون به هر حال شکمتو تازه بخیه زدن
دیگه بعد از چند ساعت بالاخره ساعت سه منو فرستادن بخش و اونجا پمپ درد همرام بود تند تند میزدم فک کنم دلیل اینکه زیاد اذیت نشدم همون پمپ درد بود بعدش توی بخش سریع اومدن ماساژ رحمی یکبار دیگه میگفتن نیازه و اونجا درد داشتم چون سری نود درصدش رفته بود و دیگه برام شورت انداختن و نوار بهداشتی بزرگ دیگه خون ریزیم روز اول خیلی خیلی زیاد بود ولی روز دوم خیلی خیلی کم شد دیگه خانواده اومدن روی سرم نی نی رو دادن بهم خداروشکر همه چیش خوب بود...درد داشتم همزمان ولی نه درد خیلی وحشتناک ی درد قابل تحمل بود و به محض اینکه شیاف برام گذاشتن درد خیلی کم شد و دیگه عالی بود ولی گرسنه بودم خیلی دلم میخواست یچیزی بخورم ک اجازه نداشتم تا روز بعد چیزی بخورم فقط سرم می‌گرفتم روز بعد هم راه رفتن بعد زایمان یخورده برام اذیت کننده بود ولی نکران نباشید وند قدم که بردارید کاملا عادی میشه براتون
خلاصه من راضی بودم شماهم نگران نباشید انشالله خوب‌و راحت پیش می‌ره براتون