تجربه زایمان طبیعی
اول بگم ک بیمارستان دولتی تامین بودم و ۴۰هفته کامل زایمان کردم
۳۷هفته ۳روز معاینه لگنی شدم دکتر گفت لگن خوبه و دهانه رحم دو سانت بازه
۳۸هفته معاینه تحریکی شدم ولی دردام شروع نشد فقط همون روز یکم درد داشتم

از۳۶هفته شروع کردم به ورزش و پیاده روی
از۳۷هفته بقیه کارا رو ک ماما گفت شروع کردم مثل خوردن خاکشیر خرما ماساژ نیپل و شیاف گل مغربی و..و ...
این مدت با اینکه دو سانت باز بودم ولی هیچ علائمی نداشتم نه درد نه انقباض نه ترشح ک حتی بخام یکم آشنا بشم با دردای زایمان من رسیده به چهل هفته بدون هیچ دردی فقط رفتن برای حرکات بچه ک گفتن عادیه توی این هفته ها حرکات ضعیف تر میشه چهل هفته ک کامل شد صبح با ی درد خیلی ضعیف ک کمر شکمم می‌گرفت بیدار شدم هر نیم ساعت تا چهل دقیقه یک بار می‌گرفت در حد یک دقیقه یا کمتر دردش خیلی قابل تحمل بود شدید نبود اصلا و شبیه درد پریودی
تا ساعت12ظهر دردا همینطوری بود هر نیم ساعت یک بار رفتم ی دوش گرفتم یکم خاستم ورزش کنم ک خب نمیشد یکم شکمم درد می‌گرفت موقع ورزش دیگه بیخیال شدم فقط تحمل کردم دیدم دردا نزدیک میشه رسیده بود به یک ربع بعضی وقتا هم

۳ پاسخ

ورزش چی انجام دادی

...علامت بزارم برم خونه بخونم دوس دارم تجربه هارو بدونم

حتما باید بریم معاینه بشیم؟!

سوال های مرتبط

مامان گل پسرام مامان گل پسرام ۹ ماهگی
تجربه زایمان من..یک
من از هفته ۳۷ یک سانت بودم و با همون یک سانت وارد هفته ۴۰ شدم و واقعا فکر میکردم تا هفته ۴۱ میمونم و امیدی به زایمان نداشتم و ورزش لگنی و پیاده روی هم انجام می‌دادم ولی نه خیلی زیاد و بگم هرروز...از کپسول گل مغربی هم استفاده می‌کردم یدونه ظهرا میخوردم و یدونه هم شبا شیاف میذاشتم و از آخرای ۳۹ هفته ۲تا شیاف باهم میذاشتم...تا اینکه تو ۳۹هفته ویک روز حرکات بچه کم شد و رفتم اورژانس و اونجا nstدادم و خوب بود و ماما دوباره معاینه کرد و یکم معاینه اش شدید بود حالا نمیدونم اون معاینه باعث تحریک شد یا نه ولی تا دوشب درد واژن داشتم جابجا ک میشدم دردم می‌گرفت.. شب۳۹هفته و ۳روز بودم که از حموم اومدم بیرون و داشتم واسه خواب حاضر میشدم ک به درد کم پریود گرفتم و تا دوتا شد اومدم تو گهواره سوال پرسیدم ک درد زایمانه یا نه توی تاپیک هام هست.. خلاصه ۴۵دیقه صبر کردم و دیدم دردام هر یه ربع تکرار میشه و از ذوق باورم نمیشد و خلاصه به مامان و شوهرم گفتم و راه افتادم رفتم بیمارستان...توی مسیر دردام هر ۵ دقیقه شده بود و شدتش بیشتر شده بود ولی قابل تحمل بود و خیلی روی تنفس شکمی تمرکز کردم..
مامان ماهانا🦋حسام مامان ماهانا🦋حسام ۱۵ ماهگی
#زایمان طبیعی پارت ۲😊
از پیش دکتر اومدم خونه و منتظر دردا و ادامه دادن به ورزش ها و پیاده روی ولی همچنان بی درد وارد ۳۹ هفته شدم و همچنان علائمی نداشتم فقط احساس سنگینی و خستگی داشتم و دلم میخواست فقط بخوابم ولی خب منم بیخیال نمی‌شدم و ورزش میکردم خلاصه بیستم اردیبهشت به اصرار خواهر شوهرم ک درد نداری و این خوب نیست باید بری بیمارستان کنترل کنی ببینی چطوری بچه در چه حاله ولی من همچنان بیخیال بودم ک حرکات بچه کلا کم شده بود و یجورایی خودم یکم ترسیدم و ساعتای ده شب رفتم بیمارستان تامین اجتماعی ولی خیلی شلوغ بود و جواب نمیدادن منم گفتم زنگ بزنم دکترم و برم مطبش ولی خواهر شوهرم گفت بریم بیمارستان نبی اکرم اونجا بهتره برا معاینه برو و ببین چه در چه حاله خلاصه رفتیم اونجا و ساعت دوازده شب معاینه شدم گفتم درد ندارم هیچ علائم خاصی از زایمان ندارم ک گفت چهار سانت رحم بازه و باید بستری بشی و بچه هم بالای رحم و اصلا وارد لگن نشده و باید با آمپول فشار زایمان کنی منم گفتم خب بزارین برم خونه دردام ک اومد میام گفتن ضربان قلب بچه خیلی بالاس و خطر داره هر چه زود تر زایمان کنی بهتره خلاصه بستری شدم ساعت یک و نیم وبا آمپول فشار و هیچ دردی یک ساعت بعد زایمان کردم اونم بدون هیچ دردی وماما همراه من ک کلی خوشحال بود از اینکه اصلا نفهمید چجوری زایمان کردم و منی ک ده سانت فول بودم و همچنان درد نداشتم و قر میدادم ک معاینه شدم بهم گفت بریم رو تخت زایمان خودمم باورم نمیشد دردام جوری بود که فقط شکمم سفت میشد حالتی ک بچه خودش سفت میکرد دوباره ول میکرد ساعت دو چهل و پنج دقیقه صبح زایمان کردم و پسر نازمو بغل گرفتم وزن پسرم ۳۹۰۰ بود ک واقعا یه چیز عجیبی بود زایمان بدون دردی ک داشتم اینم تجربه من از زایمانم 😊
مامان مهراد مامان مهراد ۱۶ ماهگی
مامان آیلین کوچولو🎀 مامان آیلین کوچولو🎀 ۱۳ ماهگی
مامان مهدی و ماهد✨ مامان مهدی و ماهد✨ ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت سه
بعد از ی ربع ورزش ماما اومد و معاینه کرد و گفت دو به سه سانتی...و پوزیشن سجده با تاب لگنی موقع دردا بهم داد که یکم تحمل درد تو این حالت سخت بود ولی حدود یک ربع تحمل کرردم...بعد مجدد ورزش روی توپ با ماساژ کمر و اسکات رو شروع کردیم ...حدود ساعت ۱۰ و ربع همسرم اومد داخل ( درگیر کارهای بستری بود😅) یکم دردا شدید تر شده بود ولی من تمام توانمو گذاشته بودم و ورزش میکردم ، ماما مجدد معاینه کرد و گفت ۵ سانت شدم و یکم دیگ ورزش کنم و ۷ سانت برم وان ابگرم...ک حدود ساعت ۱۱ مجدد معاینه کرد و گفت ۷ سانتم البته هر معاینه ، معاینه تحریکی با تزریق همزمان هیوسین و زور زدن من همراه بود تا دهانه رحم نرم تر بشه و زودتر پیشرفت کنم ، البته زور زدن رو خود ماما میگفت ..سرخود نباید قبل از فول شدن زور زد چون باعث التهاب و ورم دهانه رحم میشه...بعد از ۷ سانت دردا شدید شده بود و سه تا چیز منو خیلی اروم میکرد ...یکی اسکات زدن ، دو تنفس های عمیق شکمی و بعضی اوقات مثل فوت کردن شمع ، سومی هم دو تا شونه کوچیک که موقع دردا تو دستم فشار میدادم( یک تکنیک کنترل درد زایمان هست)
مامان اصلان مامان اصلان ۱ ماهگی
پارت اول
سلام اومدم تجربه زایمان طبیعی و براتون بگم اول ازهمه من زایمان دوممه زایمان اولم دختر بود توی ۳۶ هفته و ۵ روز رفتم پیاده روی در حد ی ساعت اومدم تو لگن اب گرم نشستم همون شبشم کیسه ابم پاره شد توی بیمارستان صیاد شیرازی گرگان زایمان کردم این زایمانم و تو ۳۹ هفته و ۴ روز ب دنیا اومد از هفته ۳۷ شروع ب پیاده روی کردم با این خیال ک ی شبه برم پیاده روی و همون شبم زایمان کنم ولی نشد ک نشد انقد عجله داشتم ورزش هامو شروع کرده بودم جوری ک هر روز دو یا س بار میرفتم حموم و ورزش هامو بعد و قبلش انجام میدادم برج ۳ .۲۵ رفتم زایشگاه اق قلا ب خاطر کاهش حرکت جنین نوار قلب و ... گرفتن تو معاینه گفتن ۱ و نیم سانتی برج ۴ یعنی همین ماه ۲ رفتم زایشگاه گرگان ب خاطر درد پریودی ولی گفتن عفونت داری اونا معاینه کردم گفتن بستع ایی انقد تعجب کرده بودم میگفتم چطور ممکنه از یک و نیم یهو بسته باشم اینم بگم ک ۸ هفته ب خاطر فوت پدرشوهرم نرفتم مطب دکتر برا معاینه و ویزیت همون روزی ک خاستم زایمان کنم رفتم ک معاینه تحریکی انجام بده ۲۳ یعنی س روز پیش صبح ساعت ۶ و نیم صبح با درد پریو بلند شدم اولش هر ی ساعت میگرفت
مامان حلما گلی🧚‍♀️ مامان حلما گلی🧚‍♀️ روزهای ابتدایی تولد
پارت اول زایمان طبیعی :
خب خانوما بیاید از تجربه زایمانم براتون بگم ،اول اینو بگم ک من قبل بارداری زیاد ورزش میکردم تو بارداری کلا اجازه ورزش نداشتم ب جز ماه اخر ک روزی یک ساعت پیاده روی و نیم ساعت ورزش مجاز بودم و ماساژ پرینه ک اکثرا انجام میدادم ولی این ماساژ اصلا فایده نداشت گفتن بچه اول احتمال پارگی و برش خوردن زیاده چون واژن بافت سفت تری داره،از ۲ نصف شب انقباض داشتم زمانشون هر ۳ دقیقه یکبار بود ولی فقط کمرم یکم درد میگرفت و شکمم درد نمیگرفت برا همین خیلی سرسری گرفتم و اصلا فکر نمیکردم انقباض باشه،تا فردا صبحش ک لکه بینی پیدا کردم رفتیم زایشگاه بیمارستان صدوقی اصفهان گفتن ۶ سانت باز شدم تقریبا تا ۸ سانت هم اکی بود من تکنیکای تنفسی رو رعایت کردم ولی از ۸ سانت دیگه کپسول بی دردی خواستم چون واقعا انقباض ها خیلی اذیتم میکرد ،و کار اشتباهی ک کردن این بود ک نمیزاشتن ورزش کنم در حالی ک مشکلی نداشتم و همه ی ماماها میگن وقتی دارید فول میشید باید ورزش های به دنیا اومدن بچرو انجام بدید ک راحت تر سر بچه نزول کنه،خلاصه ک این اذیت اولشون بود
مامان طاها و هلنا مامان طاها و هلنا ۱ ماهگی
پارت ۱ زایمان طببعی
من اومدم با تجربه ی رایمان طبیعی دوم من از هفته ی ۳۲ ورزش های لگنی رو شروع کردم و از هفته ی ۳۵ پباده روی رو شروع کردم هر شب با شوهرم و پسرم شبی یک تا دو ساعت پیاده روی میرفتیم اینم بگم که انقباض های کاذب یا همون ماه درد ها از هفته ی ۳۵ شروع شد و بیشتر شب تا صبح میگرفت خلاصه من دیدم به اول هفته ی ۳۸ رسیدم و از درد ها خبری نیست به توصیه ی ماما شیاف کپسول گل مغربی رو شروع کردم و روزی یه لیوان دمنوش گل گاو زبون تا اینکه رسیدم به ۳۸ هفته و ۵ روز اون روز گوشیم خراب شده بود مجبور شدم حسابی پیاده روی کنم مغازه هارو دور بزنم تا ببینم گوشی تعمیر میشه یانه حسابی هم استرس و ناراحتی داشتم به خاطره گوشی دیگه شب اومدیم خونه موقع شام یه دردی اومد سراغم شکمم حسابی سفت شد و کمرم درد گرفت شوهرم گفت درد داری گفتم نه بابا بچه خودشو سفت میکنه یه ساعت گذشت دوباره یه درد دیگه اومد سراغم شوهرم گفت دقیق یه ساعت شده ها گفتم نه بابا اینا کاذبه دیگه شوهرم خوابید منم خوابیدم ولی با هر درد از خواب بیدار میشدم دردا نیم ساعتی شده بود ۵ صبح دردا یکم شدید شد مثل درد پریودی و فاصله ش هر بیست دقیقه یه بار بود