۱۸ پاسخ

الهی قدمش مبارررک باشه😍 اسمش چی گذاشتی

اره عزیزم بازم میترسم اما از طبیعی بهتره دیگ😂

مبارکه عزیزم قدم نو رسیده مبارک 😘😘سونو رشد بچه چند کیلو بود؟

عع منم بچم ۳کیلو ۵۰ بود😂عکس بچت نمی‌فرستی ببینم

عزیزم واسه شیرت پودر شیرافزا بخر
قرص لاکتاول
رازیانه دم کن بخور
میوه و آبمیوه زیاد بخور
اگ بچه ات زردی نداره اب هویج خوبه

خداروشکر عزیزم بسلامتی🥰
گلم پشیمون نیستی از انتخاب سزارین؟؟

خداروشکر

خداروشکر عزیزم ک حالتون خوبه
برامنم دعاکن راحت باشه زایمانم
من طبیعی میخام🥲

عزیزم دردش،که خیلی زیاد نیست؟

بسلامتی عزیزم مبارک باشه نی نیت🥹🫂

خوشبحالت. منو که بی حس کردن ولی تا چاقو زد تا مغز استخونم حس کردم از درد گریم گرفت بعدش بی هوشم کردن. خدا لعنتشون کنه الان از عوارضاش همش کمر درد و گردن درد دارم. از یه طرف هم افسردگی بعد زایمان😔

سزارین بی حسی بودی عزیزم؟

وای من خیلی میترسم با اینکه میدونم مسکن واینا هست به هرحال زخما تازه ان ومیگن باید راه بری😫🥲🫣

بسلامتی مبارکه قدمش پرخیر ❤️❤️🥰🥰

خداروشکر کاش از ماهم همینجور شه🙏🏻❤️

بسلامتی گلم مبارکه پمپ درد داشتی

خدا را شکر 💙💙💙💙

اون همه استرس داشتی
خداروشکر راحت بوده برات
برا منم دعا کن یکشنبه نوبت عملمه

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی ۶ ماهگی
سزارین
#پارت_5
دیگه اوردنم تو ریکاوری سردم شده بود یه پتو کشیدن روم در مورد ماساژ رحمی هم ب دکترم قبلش گفتع بودم تو همون اتاق عمل ماساژ داد خودش برام و تو ریکاوری و یه بارم تو بخش چون بی حس بودم هیچ کدومو نفهمیدم و دردی نداشتم
بعد منو اوردن بخش تا 7 شب ن تکون خوردم ن حرف زدم یه بارم شیاف گذاشتن برام ولی دردش قابل تحمل بود اذیت نشدم حدودای ساعت پنج بهم ب تجویز دکتر یه امپول زدن ک بیشتر دردم رفت ساعت هفتم اومدن سوند رو برداشتن گفتن مایعات بخور و کم کم بلند شو
دوتا نسکافه خوردم و یکم خرما و پاهامو از تخت اویزون کردم ده دقیقه بعد بلند شدم برخلاف تصورم اصلن درد زیادی نداشت اول خمیده راه رفتم عادت ک کردم قشنگ چند بار طول سالن رو اومدم و رفتم
بعد رفتم دسشویی کمر ب پایینو از چند سانت مونده ب بخیه ها کامل شستم یه اب ب دستو صورتم زدم اومدم ارایش کردم و موهامو بافتم نشستم تا اخر شبم چند بار بلند شدم راه رفتم ک باعث شد دردام کمتر شه روز بعدم مرخص شدم اومدم خونه با گل دختر نازم😍
اینم بگم با اینکه بیمارستان دولتی بودم همه چی عالی بود رفتار پرستارا خیلی خوب بود ک باعث شد من اصلن اذیت نشم و استرس نگیرم
خلاصه ک این تجربه من بود ن سوند ن بی حسی ن بعد عمل اصلن اونجوری ک شنیدم نبود و خیلی راضی بودم و هزار بار دیگم برگردم عقب باز سزارین انتخابمه😍
البته تجربه ها برای هرکسی متفاوته ولی با شرایط من برام خیلی عالی بود و تجربه قشنگی شد برام
مامان ayhan🌙 مامان ayhan🌙 ۱ ماهگی
پارت چهار زایمان 🤍
خلاصه ک من بستری شدم و سزارین کردم .
در عرص بیست دقیقه بچم ب دنیا اومد
سختی سزارین برای من فقط لحظه بیحسی بود اونم موقع زندش هیچی نفهمیدم فقط موقعی ک میخواستم بیحس بشم از استرس حالم بد شد ک خداروشکر انقدر پرستارا و انترا خوب بودن بهم انرژی میدادن برام قابل تحمل بود
از ماساژ رحم بخوابم بگم اینکه ب دکتر گفتم نمیخوام ب هیچ وجه بعد عمل ب شکمم دست بزنن و همه ماساژ رو داخل اتاق عمل انجام داد
برای سوند هم دردش ی لحظست ک خیییلی قابل تحمله .
مثل امپول ی لحظه نفس عمیق بکشی تمومه 👌🏻
از اولین راه رفتنم بگم و تمام ، بالاخره هفت لایه شکم بریده شده ولی خیلی با حوصله و اروم اروم سعی کنید بلند بشید من بعد بلند شدن رفتم دسشویی از پایین بخیه پاهامو با اب گرم شستم قشنگ بدنم جون گرفت .
تا زمانیم ک تو بیمارستان بودم بهمون شیاف میدادن ک هر هشت ساعت استفاده کنیم ولی من خودم خریدم و هر دو س ساعت میزدم اصلا درد نداشتم
موقع برگشت هم بهشون گفتم ب کز شیاف چی دارید من خیلی درد دارم ک برام امپول زدن
خداروشکر تا الانم همه چی خوب بود 🩷
سوالی داشتید بپرسید🌸
مامان رایان 🩵 مامان رایان 🩵 روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا
بلخره نوبت منم رسيد ك از تجربه زايمانم بنويسم😍
من ١١ ام ساعت ٧ رفتم بيمارستان و پذيرش شدم
رفتار همه پرسنل بيمارستان خيلي خيلي خوب بود
تا دكترم از يه بيمارستان ديگه اومد يكم طول كشيد و ساعت ١٠/٣٠ رفتم اتاق عمل
وارد اتاق عمل ك شدم با اينكه كلي از پرسنل كنارم بودن و سعي ميكردن ك بهم ارامش بدن، بازم استرسي شدم، ولي سعي كردم خودمو اروم كنم.
به خاطر تجربيات بقيه خيلي از سوند و آمپول بي حسي ميترسيدم، ولي جفتش واقعا خيلي راحت تر از اون چيزي بود كه فكرشو ميكردم.سوند هم توي اتاق عمل برام گذاشتن.
بعدم دكترم اومد با ديدن دكترم خيلي اروم تر شدم، چون ك به دكترم خيلي اطمينان داشتم.
بعدم ك پروسه عمل شروع شد و خيلي زود صداي بچه اومد🥹
توي ريكاوري هم يك ساعتي موندم و بازم رفتار پرسنل خيلي خوب بود، همش بهم سر ميزدن،
پمپ درد هم داشتم ك باعث شد دردم خيلي كم باشه، ولي اخر شب ك پمپ تموم شد دردام كم كم شروع شد. ولي همون شب بايد راه ميرفتم ك با شياف دردم كنترل شد. سوندمو كشيدن و راه رفتم، و از پايين بخيه ها بدنمو شستم و خيلي سبك شدم اما تا صبح نخوابيدم.به علت كمردرد زياد🥲چون ك همش به پشت خوابيده بودم
اما صبح ك شد همه دردا رفته رفته كمو كمتر شدن و ساعتاي ١ هم مرخص شدم،
چيزي ك بود خيلي جاها ترس ادم باعث ميشه ك راه نري يا نشيني، اما واقعا درد زياد نيست و عامل بازدارنده همون ترسه.
به طور كلي تجربه خيلي خوبي بود، سختي هاي خودشو داشت ولي شيريني ها و راحتي هاش خيلي خيلي بيشتر بود🥰
اميدوارم ك همه مامانايي ك زايمان دارن، از زايمانشون تجربه خيلي خوبي براشون باقي بمونه🫶🏻
مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۳ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.
مامان جوجه مامان جوجه ۱۲ ماهگی
تجربه سزارین ،
از حدود ۳۴ هفته رفتم بیمارستان نور شهریار پرونده باز کردم پیش دکتر ناهید قدسی ، برای ۳۸ هفته دوروز بهم نوبت داد ، من روز عمل ساعت ۵ حرکت کردم ۶ بستری شدم ۳۵ و ۵۰۰ کارت کشیدم ، کل هزینه بیمارستان شد ۳۵ و ۵۰۰ ، بستری شدم تا ۹ دکترم اومد , اومدن سوند وصل کنند اصلا به هیچ وجه درد نداشت ،. تو اتاق عمل آمپول بیحسی اصلااا درد نداشت ، میترسیدم بیحس نشم همینطور ک رو تخت دراز کشیده بودم به دکترم میگفتم من بیحس نشدما گفت باشه فعلا دارم بتادین میزنم ک یه دفعه صدای گریه شنیدم شاید دودیقه بعد اتاق عمل ، بعد نیم ساعت تا چهل دقیقه داشت بخیه میزد ک اون نیم ساعت بچه رو سینم بود متخصص شیر دهی همنجا تو اتاق عمل سینمو بهش داد ، بلافاصله به ریکاوری رفتم ، ماسک اکسیژن بهم زدن بچمم دقیقا کنارم بود داخل یه دستگاه شیشه ای ، یه هوای گرم بهم انداختن داخل پتو عالی بدون هیچ دردی اونجا هم متخصص شیردهی بود و بهش شیر میداد و به من یاد می‌داد ، خلاصه رفتم بخش ، هشت ساعت قبل عمل و ۹ ساعت بعدش ناشتا بودم ، اولین راه رفتن تقریبا سخت بود ولی هرچی بیشتر راه بری راحت تر میشی ، همون شیاف دیکلوفناک کفایت می‌کنه درد خیلی قابل تحمل هست فقط من یه جا اذیت شدم. یه ماهه سینم چرک کرده و سرفه میکردم بخاطرش دوبارم دکتر رفتم ولی خوب نشدم ، با بخیه سرفه میکردم ک مرگ رو جلو چشمام می‌دیدم اگر سرفه نبود ، سزارین بهترین اتفاق برای من بود ، بینهایت راضی ام ، الآنم پنج روزه زایمان کردم حالم تقریبا خوبه👌🏻
مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و