تجربه زایمان
من از اول بارداریم دوست داشتم که سزارین بشم ولی خب هزینه ی سزارین اختیاری خیلی برام زیاد بود برای همین سپردم به خدا که ماه هفتم بچه چرخید و سزارین شد تا روزیکه رفتم دکترم تاریخ زایمان مشخص کنه که دیدیم بله اقا در عرض سه روز چرخیده و دوباره طبیعی شده و چون اب کیسه آب کم شده بود هون روز تو ۳۷ هفته ختم بارداری دادن و من بستری شدم بیمارستان، سه روز تو بیمارستان سعی کردن باامپول فشار و معاینه تحریکی و شیاف گل مغربی بچه رو بدنیا بیارن که تاثیرخاصی جز اینکه ضربان قلب بچه افت میکرد نداشت درنهایت بعداز سه روز وقتیکه آب کیسه آب شده بود ۲ لیتر و جون بچم در خطر بود مجبور به سزارین شدن...
در مقایسه طبیعی و سزارین که هردو رو تجربه کردم باید بگم که سزارین فوق العادس نه آمپول بی حسیش ترس داره نه سوند وراه رفتن اول و مالش شکمش.... درد بعدشم به این که پیش خانوادتی و نازتو میکشن میارزه به طبیعی که باید با دکتر و پرستارای نفهم سر کنی

۲ پاسخ

بهترین تعریفو از سزارین کردی، واقعا درسته👌🏻

عزیزم کدوم بیمارستان بودی؟پرسنل و رسیدگی چطور بود؟

سوال های مرتبط

مامان معجزه زندگیم مامان معجزه زندگیم ۲ ماهگی
سلام خانما اومدم تجربه سزارین ما بگم
پارت اول
ازاول بارداری من انتخابم زایمان طبیعی بود چون هم بدزخمم و هم کم خونی داشتم وهم دوست داشتم بعد زایمان خودم به بچم برسم ومیدونستم زایمان طبیعی، فوایدی هم برا خود بچه داره و کلی دلیل دیگه که باعث شده بود طرفدار زایمان طبیعی باشم و واقعا از سزارین و اتاق عمل میترسیدم و این هم بگم که دکترم هم زایمان سزارین انتخابی هم انجام می‌داد که تفاوت قیمتش با سزارین اجباری دوتومن بود ولی بازم وسوسه نشدم
اما از همیشه گفتند ازچیزی که بترسی سمتت میاد
طبق دو تاسونو آخری که دادم دو دور بند ناف محکم دور گردن بچه بود و دکتر هم با دیدن جواب سونو بهم گفت که زایمان طبیعی ریسکش بالاست و باید مداوم مانیتور باشی (قلب بچه راگوش بدند) که درصورت افت سزارینم کنه
و همین دلیل باعث شده بود که بین انتخاب زایمان طبیعی و سزارین ، سزارین انتخاب کنم چون ترسیدم درد زایمان طبیعی بکشم ودست آخر سزارین بشم و اینکه الان جون بچم از همه چیز مهمتربود و دکترمم بااین شرایطم انتخابش سزارین بود
خلاصه که سزارین اجباری شدم
مامان کوهیار❤️ مامان کوهیار❤️ ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی به سزارین
پارت ۲
اب دور بچه ۳۸ هفته و چندروز ۲۴ بود که گف چند روز بد سونو انجام بده ببینم کم شده یا زیاد که من ۳۹ هفته ۱ روز رفتم سونو اب دورش شده بود ۲۵.۶ که گفتن زیاده اون روز بستریم نکردن گفتن پنجشنبه بود گفتن برو شنبه بیا ازمایش قند بده ببینم بالا رفته یا نه تا شنیه گفتن شیاف گل مغربی استفاده کن اسکات بزن پیاده روی برو چون کاملا دهانه رحم بسته بود و اینم بگم هرروز که میرفتم بیمارستان ۱ روز درمیون معاینه میشدم خلاصه من اومدم خونه ورزش و شیاف شروی کردم ۳۹ هفته ۳ روز رفتم بیمارستان یعنی همون شنبه رفتم ازمایش قندو دادم گفتن ۲ ساعت بد صبحانه هم بیا منم بد صبحانه به همسرم گفتم بیا بریم بلوک زایمان معاینه و نوار قلب رو انجام بدن که این دوساعت هم زود بگذره رفتیم بلوک زایمان معاینه کرد گفت نزدیک به ۱ سانت اما ۱ سانت نشده بریم نوار قلب بگیریم نوار قلب رو گرفتن گفتن نوار زیاد جالب نیست باید یبار دیگه بگیریم یکبار دیگه گرفتن که گفتن نوار قلب جنین خوب نیست باید بستری شی برای زایمان بچت سفال ما امپول فشار میزنیم اینجا چیزی به اسم سزارین نداریم باید تمام تلاشتو بکنی طبیعی زایمان کنی امکان داره ۳ ساعته زایمان کنی امکان داره ۳ زور هم زمان ببره اینو به خانوادت بگو (من قبلش خیلی تلاش کردم سزارین شم قبول نکردن سر اون تأکیدداشتن که طبیعیه به امید سزارین نیام ) ادامه پارت بدی