۲ پاسخ

سلام عزیزم در کل همه تجربه ها رو که نوشتی خوندم خداروشکر که هم خودت هم بچه الان تو مرحله خوبی هستید و بخیر گذشته
از حضرت زینب دزفول در کل راضی بودی ؟
دکترت که عملت کرد نمی دونی کی بود ؟

من هم شاید برم سزارین ممنون که از تجربیات گفتی سعی میکنم پمپ درد بگیرم و شیاف 🥰
بالش بزرگ هم زیر سرم نمیزارم
اما ما پله داریم دستشویی مون هم پله داره اونو چیکار کنم؟

سوال های مرتبط

مامان الین مامان الین روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین پارت ۵؛تو راه یکی اومد گفت من پرستارتم هر سوالی داشتی میتونی بپرسی گفتم پمپ درد میدید بهم گفت ن دیکه من اونجا استرس گرفتم ک قراره چه دردی بکشم رفتم بخش دیگه ضب تا صبح فک کنم ۱۰باره شکمم رو فشار میداد منم دستشو میگرفتم و التماسش میکردم ک نکن اینقد داد میزدم و گریه میکردم خیلی عذاب کشیدم شیاف هم پرستارا دادن ولی خودم ک نمیتونستم بزارم مادرشوهرمم گفت بیا برات بزارم گفتم ن زوم نشد اینقد درد کشیدم ک نگو میومد شکمم فشار میداد ۲ساعت از درد از ته دل گریه میکردم و ب خودم میپیچیدم بقیه هم تختیا من طبیعی بود خیلی راحت بودن تا گریه م بند میومد و دردم کم میشد دوباره میومدن چند نفری میریهتن سرم دستام میگرفتن یکشیون دست میکرد تو واژنم یکیشون محکم با دوتا دستش فشار میورد ب شکمم مردم و زنده شده یعنی. با اون فشارا ۱۰برابر درد طبیعی رو کشیدم بعدشم ک گفتن باید بلند بشی راه بری اگه راه بری دیگه فشار ب شکمت نمیاریم منم بخاطره عمین ی حرف بلند شدم بزور راه رفتم
مامان رادین مامان رادین ۵ ماهگی
پارت سوم سزارین:رفتم ریکاوری دکتره اومد گفتن تنفسش خوب نیست خیلی ترسیدم گفتن ی ربع بزارینش زیر هود
بعد کمکم کردن شیرش دادم همون موقع شوهرم هم اومد پیشم تو ریگاوری
بعد مامانم و خالم اینا اومدن ریکاری پیشم دوتا شیافم همونجا گذاشتن و ی بارم شکمم اونجا مساژ دادن
راستی شکمم تو اتاق عمل ماساژ دادن
بعد دیگه منتقلم کردن بخش
پمپ درد خبلیییی خوب بود
پمپ ذرد نبود ی سری داروها ریخته بودن تو سرمی جدااا وصل بود بهم
دیگه بعد دوسه ساعت حسم اومد ولی درد کمی داشتم قابل تحمل بوددد
پرستار اومد گفت باید شکمت چک کنم خونریزی داری اینا دست کشید شکمم درد گرفت بعد ۸ ساعت ب کمک شوهرم و مامانم اینا بلند شدم راه رفتم که اذیت شدم سرویس رفتمم اذیت شدم برا نشستن با بدبختی بلند شدم
دیگه روز بعدشم ملین دادن ک پیپی کنم سختتتتربننننمنننننن بخش عملممممم بوددد خیلییی اذیت شدم خیلییی خیلیییی
روز دوم ک امروزه من بیشتر درد داشتم و خیلیییی اذیت شدم حتی با وجود شیاف و راه رفتن زیاد
پشت شونه هامم درده الان دراز کشیدم
اما درکل راضی بودم از سز درد قابل تحملی داشت
بدن به بدن هم فرق میکنه
مامان آرمان🫐 مامان آرمان🫐 ۱۲ ماهگی
#تجربه_سزارین

سلام ب همگی
من هفته پیش یکشنبه سزارین شدم و میخاسم از تجربه زایمان بگم براتون

من کلا اول رفتم زایشگاه برای سرم و ان اس تی و اینا از شب قبلش ساعت ۸ ک شام خوردم هیچی نخوردم از ۱۲ ب بعد ابم نخوردم کامل ناشتا بودم تو زایشگاه سوند وصل کردن برام ک واقعا تجربه بدی بود خیلی میسوخت اگه خاسین سوند وصل کنین حتما بگین ک واستون ژل بزنن بعدش ک رفتم اتاق عمل واقعا وحشتناک بود واسم اون لحظات خیلی سخت بود اما دیگ هی همه باهام حرف میزدن دکترمم کامل بهش اعتماد داشتم واسه همین وقتی دکتر رسید یکم بهتر شدم
من بی حسی از کمر بودم ک خیلی راضیم


بعد عمل حدود ۱۰ ساعت هیچ تکونی نخوردم ۴ ساعت اول سرمم تکون ندادم حتی
سردرد و کمر درد نگرفتم

پمپ درد نگرفتم فقط شیاف بود ک هرچی درد داشتم میگفتم بیان بزنن برام بعد ده ساعت اول گفت ی چیزی بخور بعد پاشو ک تا بلند شدم واقعا دردناک بود اکلا تو بیمارستان سخت بود شب اول خیلی
فرداش مرخص شدم دکترم گفته بود برو حمام روی بخیرو با صابون بشور بعد با سشوار خشک کن همون کارو کردم کلا فرداش بهتر بودم اما دردا با بروفن کنترل میشدن


روز سوم من تنگی نفس گرفتم ک پشت کمرم میسوخت اما علائم حیاتی اوکی بود واسه همین بستری نشدم تنگی نفس از اثرات داروی بیحسی اسپایناله


کلا تا ۵ روز درد مثل پریود داشتم بلند و کوتاه شدن برام ب شدت سخت بود

ولع اب و ابمیوه دارم هنوز

الانم بعد ده روز کامل وزنی ک تو بارداری اضافه کرده بودم کم شد و بخیه هامو امروز کشیدم و بهترم



من بعد عمل هر روز دوش میگرفتم بخیه هارو با باد سشوار
ملایم نه گرم نه سرد
خشک میکردم
مامان آرتیا💙 مامان آرتیا💙 ۱۴ ماهگی
منم اومدم تجربه زایمان طبیعی رو بگم بهتون
از اون جایی ک بچه من خودش با پای خودش نیومد با نامه دکتر بستری شدم کلا از اول ۱ سانت بودم تا ی روز بعد هرچی قرص و آمپول فشار فایده نداشت
بالاخره با کلی سختی ی سرم قوی دیگه بهم زدن انقباضات من هز شب شروع شد و هر چه رفته رفته بیشتر شد صبح دیگه واقعا زیادی درد داشتم خیلیی زیاد ک گفتن تازه ۲ سانت شده بعد چند ساعت ۳ سانت من دیگه اصلا طاقت نداشتم از درد زیاد ک گفتم اپیدوال بزنن
اونو ک زدن یعنی واقعا همه ی دردام رف ک میگن اپیدورال ۷۰ الی ۸۰ درصد خوب میکنه مال من کلا منو آروم کرد و گیج شدم بعد ۱ ساعتی ۶ سانت اینا شدم بعد چند ساعتم ۱۰ سانت شدم ک واقعا دردم خیلیی داشت اونم فشار ب مثانه و مقعدم فقط شدید بود ک فقط می‌ریخت ازم
و اصلا نمیذاشتن برم دستشویی و واقعا اذیت شدم ولی بعدش رفتم فهمیدم ک سربچه تو مثانمه و فشار میاد به همه جام بالاخره دکترم اومد و معاینه کرد و سر بچه جلو جلو بود بالاخره با هر زوری و ببخشید مدفوع و ادرار خجالت رو گذاشتم کنار و فقط ب بیرون اومدن بچه فکر میکردم ک بالاخره پسرم اومد و اون لحظه دنیارو بهم دادن بعدش دیگه هیچ درد نداشتم انگار ن انگار ک زایمان کردم و راحت بودم
ولی خوب درد داره باید ببینی آستانه دردتو ببینی چقدره
مامان هایلین مامان هایلین ۳ ماهگی
خب خانوما همون طور که تو تاپیک قبلی گفتم من هم تجربه زایمان طبیعی دارم هم سزارین
طبیعی که همون طور که همه میدونن درد قبلش وحشتناکه ولی بعدش راحتی
ولی سزارین از اولش بخوام بگم سوند گذاشتن اصلاا درد نداشت یکم احساس سوزش داشت و حس بدی بعد گذاشتن به آدم دست میده که رفته رفته بهتر میشه بعد سوزن بی حسی اصلا درد نداشت موقع جراحی خیلی اذیت شدم مخصوصا موقعی که بچه رو میکشیدن بیرون خیلی حس بدی داشت قلبم داشت میخوابید ،ماساژ اصلا درد نداشت وقتی بی حس بودم انجام دادن هیچی نفهمیدم بعد اینکه اثر بی حسی رفت هم سرم مسکن زدن با شیاف گذاشتن درد زیاد نداشتم درد اولین راه رفتن که زیاد بود ولی وحشتناک نبود در کل فقط موقع جراحی اذیت کننده بود برام ولی درکل دردا با شیاف قابل تحمله و الانم که ۳ روز میگذره بهتر شدم و دردام کم شده
در آخر بخوام بگم اگه بتونید درد طبیعی و تحمل کنید بهتره چون بعدش خیلی راحتی خودت بلند میشی راحت کاراتو میکنی ولی سزارین باید یکی باشه که کاملا کمکت کنه
الان اگه واقعا نمیتونم بگم کدوم راحته و برا بچه بعدی اگه بخوام بیارم واقعا نمیدونم کدوم و انتخاب کنم 😂😂
مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۵
درباره ماساژ رحمی هم بگم ک برای من یه بار تو ریکاوری انجام دادن ک چون بی حسیم داشت میرفت متوجه میشدم و‌ یه مقدار اذیت شدم یه بارم وقتی اوردنم بخش انجام دادن ک خیلییی درد داشت ولی دردش فقط همون لحظه بود
اولین راه رفتنم برای من وحشتناک بود اصلا نمیتونستم رو پاهام وایسم به زور چند قدم رفتم برگشتم ولی دیگه از سری بعد خودم‌ پاشدم راه رفتم و تقریبا هربار ک میرفتم دردم کمتر از قبل میشد
و یه چیز جالب اینکه من اصلا سردرد بعد سزارین نگرفتم با اون حال ک از تو همون ریکاوری هی سرمو تکون دادم و ۴ ساعت بعد عملم شروع کردم به مایعات خوردن و صحبت کردن و سر تکون دادن ولی اصلا سردرد نشدم ک از این بابت خیلی خوشحالم
و اینکه بعد عمل من واقعا خیلییی درد داشتم جوریکه گریه میکردم از درد ولی فقط تا دو روز اینجوری بودم و بعد ۳-۴ روز میتونستم کم کم پاشم کارامو کنم که اصلا فکر نمیکردم به این زودی بتونم سرپا شم
درکل اگه صدبارم برگردم عقب انتخابم سزارینه
با وجود همه دردا خیلی راضی بودم و اصلا پشیمون نیستم ،با وجود اون اتفاق و شوکی ک بهم وارد شد بازم اون روز خیلی روز قشنگی بود برام🥲✨
و از من به شما نصیحت از لحظه به لحظه‌اش لذت ببرید ک بعد دلتون خیلی تنگ میشه🥹💗


فرزندپروری/زایمان/سزارین/نوزاد/طبیعی/پوشک/شیرخشک
مامان کایلین🫀 مامان کایلین🫀 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۵🥲✨

بعد اینکه بچرو گذاشت رو شکمم بند نافو کشید و جفت خودش اومد بیرون بعدش ماما شروع کرد به بخیه زدن ک خیلی درد داشت من قشنگ حس میکردم سوزن و نخو هرچی گفتم بی‌حس کن نکرد هی میگفت رسیدم به پوست دیگه تموم میشه و اینا ولی خیلی درد داشت..مامام خوش اخلاق بود و هرچی داد بیداد میکردم و فحش میدادم حرف میگفتم هیچی نمی‌گفت بهم کلا آدم خوبی بود
دیگ خلاصه ساعت ۳ صبح بستری شدم و ساعت ۶ زایمان کردم
۳۹ هفته و ۳ روز دخترم به دنیا اومد🥹😍
زایمان طبیعی خیلی درد داشت ولی تنها خوبیش این بود ک همون موقع ک دخترمو گذاشتن رو شکمم دردام گم شد ولی تا چند روز تو شک زایمان بودم دلم بحال خودم می‌سوخت که زایمان طبیعی انتخاب کردم هی میگفتم کاش میرفتم سزارین ....
تا ساعتای ۸ نیم اینا تو زایشگاه بودیم و بعدش بردنمون داخل بخش همسرم اومد پیشم و کلی گریه کردم تو بغلش چون خیلی اذیت شدم🥲
دیگ ساعتای ۱۲ هم مرخص شدیم و اومدیم خونه
از من به شما نصیحت زایمان طبیعی خوبه ولی اگ آستانه صبر و تحملتون مثل من کمه اصلا سمتش نرید چون اذیت میشید ..
تا یک هفته بخاطر بخیه ها اصلا نمی‌تونستم بشینم ☹️ همش کج بودم یا دراز کشیده 🤦🏼‍♀️ موقعی ایی ک راه میرفتم لگنم بدجور صدا میداد و درد می‌گرفت لنگ میزدم از درد
الانم ۲۰ روز از زایمانم میگذره بخیه هام هنوز تکون نخورده و درد می‌کنه موقع ایی ک می‌شینم
ولی خب با تموم خوبی ها و بدی ها خداروشکر دخترم صحیح و سالم به دنیا اومد و از همین راضیم 🥰❤️