۷ پاسخ

نترس خواهر من واسه پسر من اینقدر پیش اومده کف اتاق هم سرامیکه

بالا اوردنش به خاطر شیر خوردن بوده باز چیزی بده بهش بالا اورد خدایی نکرده خطرناکه

تا 2 ساعت نزار بخوابه اگه باز بالا اورد یا بی حال بود ببرید بیمارستان

مواظبش باش ان شاءالله هیچی نیست

مواظبش باش
داخل گوش یا بینیشو نگا کن خون نیومده

نزاری بخابه اصلا

خابید؟؟؟؟

ببر بچه رو بیمارستان آخه بالا آوردن بعد افتادن خوب نیست دیگه هیچوقت رو تخت نزار

سوال های مرتبط

مامان بَشِه❤️ مامان بَشِه❤️ ۱ سالگی
توی اتاق ریکاوری تنها بودم اون پسره هم روی یه صندلی نشست گفتم میشه یه پتو بهم بدی خداخیرش بده رفت و یه پتو برام اورد و زدم روم حدود ده دقیقه بعد گفت باید بریم گفتم پتو هم میبریم گفت نه بری بخش اونجا پتو هست و منو اورد بیرون دم اتاق عمل پدرو مادرم بودن منم مثل بید میلرزیدم باباهم بیچاره ترسیده بود منو جابه جا کردن روی یه تخت دیگه شوهرم نبود رفته بوددنبال خاهرش
منو بردن بخش و شوهرم اومد منو که دید چطور میلرزم خیلی ترسید
دلیلشم نمیدونم هنوزم شاید بخاطر حجم خونیه که از دست دادم
چند تا پتو ریختن روی من ساعت نزدیکای یک و نیم شب بود دیگه شوهرم مادر و خاهرشو برد خونه و پدرخودمم رفت و مادرم وایسادپیشم
هر یه ساعت پرستارامیومدن و امپول فشار بهم میزدن تا فشارم تنظیم شه و خیلی دردناک بود کم کم سری از بدنم داشت میرفت و دردام شروع شد قابل تحمل بود ولی دردداشتم به پرستاراگفتم و اومدن بهم مسکن زدن و بعد چند ساعت دردام ساکت شدن
نمیتونستم ازشدت درد خوب بچمو ببینم
حالا نوبت غول بعدی بود میترسیدم که بیان و شکممو فشار بدن صدای پای هرکی میومد من استرس میگرفتم فرداش بود پرستاره اومد شکممو ماساژ بده نزاشتم دستشو میگرفتم گفت نمیشه تو هرچی بگی مابگیم چشم پس به روش معاینه باید لخته خونارو دربیارم
انگشت کرد توی واژنم و چنان جیغی کشیدم که رفت