۷ پاسخ

بچمو خیلی دوس دارم ولی آره بعضی وقتا خیلی زیاد خسته میشم

اره عزیزم همه همینطور هستن مادر بودن خیلی سخته ❤️

معلومه عزیزم کاملا طبیعیه همه ی ما گاهی به این نقطه میرسیم راهمون سخته درسته مسیر شیرینو قشنگه ولی جسم ما خیلی خسته در کنار نه باری ک کشیدیم بدنمون ریکاوری و ترمیم هنوز نشده هممون ی جا ی لحظه برای چند دقیقه فرو میریزیم یادت نره بدن ما زیباتری کار‌ خلقتو انجام داد باید ازش سپاسگزاری کنیم و بکیم مرسی همراهمون بودی گاهی گریه حال ادمو اروم میکنه بعد اشکاتو پاک میکنی با دیدن خنده ی جوجت همه چیز فراموش میشه و یادت میاد چه چیز با ارزشی الان داری

طبیعیه عزیزم

اره مگه میشه خسته نشد منکه درکناربچه داری بچه دیگم دارم و همشم پخت پز میکنم ینی رسما سرویس شدم

اره هزار بار طبیعیه خودتو سرزنش نکن بخاطر ماهم ادمیم خسته میشیم

اره عزیزم طبیعیه

سوال های مرتبط

مامان شاهان و دلانا مامان شاهان و دلانا ۹ ماهگی
خدایا من کم آوردم من بریدم خسته ام
خسته از زن بودن خسته از مادربودن از دویدن و نرسیدن
هرچی بیشتر تلاش می‌کنم بیشتر. خودمو پاره می‌کنم کمتر نتیجه میکیرم
من واقعا خسته ام نمی‌دونم شاید اسمش ناشکری یا هرچیزی که هست ولی من واقعا خسته ام بریدم از مادر دوتا بچه بودن گاهی میگم خدا که میدونست از پسش برنمیام چرا دوتا بچه اونم بااین فاصله کم بهم داد
از صبح که بیدار میشم مدام رو دور تندم جوری که دائم دارم عرق میریزم و همش ضعف می‌کنم و چون غذای آماده ای ندارم یا حوصله ندارم یا وقت ندارم خودمو فقط با شیرینیجات سرپا نگه میدارم همش درحال جمع کردن امروز و‌ دیروز انقد خم و راست شدم شکمم داره تیر میکشه ولی دریغ از یک لحظه تمیزی و مرتب بودن انقد عصبی میشم که همش واسه کوچکترین مسائل پسرمو کتک میزنم دوتا دونه ظرف رو بخام بشورم باید از اول تا آخرش دخترم جیغ بزنه و گریه کنه تا من کارم تموم بشه این همسایه هم شده گوز بالا گوز تا میام دو دقیقه کنار بچه ها دراز بکشم سرو کله اش پیدا میشه هم بچه هامو بیدار میکنه هم خودم نمیتونم استراحت کنم
از همه دیرتر میخوابم از همه زودتر پامیشم
سه روژه یه حموم نتونستم برم
من نمیفهمم این بچه ها اینهمه انرژی از کجا میارن دخترم همین الان دارن توی تخت سینه خیز میره و غلت میزنه و نمیخوابه
خوابش سبکه آوردم بزارمش و تخه بیدار شده نمیخوابه