بی پولی همه ی آزادیا رو گرفته ازم
خوبه که از ۱۸تا ۳۴ سالگی کیف کردی وجوری بوده که دلت خواسته ،وقتی ازدواج میکنی کلا زندگیت تغییر میکنه نه اینکه بد بشه نه ،به نظرم خیلیم خوبه اگه همراه زندگیت خوب باشه وکمک حالت باشه ،مادر شدن که دیگه قابل وصف نیست،من ۲۲سالگی ازدواج کردم درگیر زندگی شدم وبالا پایین زیاد داشتیم به خصوص سر دخترام ولی خب خداروشکر راضیم ،هیچ محدودیتی نداشتم چه قبل ازدواج چه بعدش چون نه خانواده سختگیری داشتم نه همسر سختگیر
پس باید بگم هیچ وقت آراد نبودم تو زندگیم حتی الانم همچنین آزادی هایی ندارم😬
سلام
من ازادی ای میخوام که جواب پس ندم به بیرون رفتنم به خرج کردنم به سرکار رفتن
اصلا پوشش برام مهم نیست من خودم رو پوششم حساسم همسرمم وقتی میبینه رعایت میکنم تا حالا هیچ تذکری نشنیدم
ولی دغدغه هام یه چیز دیگست درمورد آزادی
فرزانه جان منم دلم برای گذشته دنگ شده. وقتایی که میتونستم سفر و طبیعت گردی و باشگاه برم. الان واقعا برای خودم وقت ازاد ندارم و حتیاگه وقتی پیدا کنم صرف تمیز کردن خونه میشه تا خودم. خسته ام.
آزادی داد زدن جیغ زدن دیوونگی کردن
دوس دارم برم سر کار و درآمد داشته باشم واسه خودم ولی به خاطر بچه نمیتونم برم
آزادی پول خرج کردن بدون استرس🥲
مشکلات زياده هااا ولی خوب بخش زیادی از آزادی ها رو میشه با پول حل کرد....پول همه چیزه....
انشالله پیشرفت های سورن جان بیشتر بشه و شما کمی از مسؤلیت هات سبک بشه مامان مهربون
به جز یه دوره کوتاه که یکم ازاد بودم بقیه ی زندگیم هیچوقت ازاد نبودم،و الان ارزومه بعد چهل سالگی شاید باز به ازادی برسم
دلم برای چند آزادی تنگ شده ولی از سنم هم گذشته حتی الان هم باشه مزه نمیده
من بعد بچه دار شدنم، محدود شدم... دلم واقعا مجردیم میخواد... آزاد و رها...
بی دق دقه...
من دلم واسه مجردیم تنگ شده منم ازاد بودم تک دخترم و حسابی بابایی..چقدر خوش بودم ..الان از خانوادم دورم کلا صفرتا صد بچه داری و خونه داری سخته هرجا میرم بچمو میبرم کوچیک بود خیلی سخت بود الان بهتره خودش راه میاد..مدرک های ارایشگریم تو کمد خاک میخوره مخصوصا ارایش دائم 😮💨
سلام من به همه اینایی که گفتی الان نیاز دارم 😍😍😍
من که خونه پدرم به دلیل شرایطش اختیار کاملا دست برادرا بود هیچ ازادی نداشتم البته اینو بگم تویه کوچه وخیابون خلوت تو روستا بودیم که تا قبل ۱۴ سالگی فقط بادخترا هفت سنگ و پلیس بازی میکردیم🤣🤣بعد ازدواج جز ازادی در خرید هیچ زمانی برا خودم ندارم🥴🥴
متاسفانه من از وقتی ازدواج کردم نمیدونم خوبه یا بد ولی من بعضی وقتا دوست ندارم اعتراض آزادی اینکه بتونم برم سرکار ندارم ،آزادی اینکه بخوام برم بیرون واطلاع ندم ندارم حتما بایدبگم ،اگه چیزی بخوابم برام میخره ولی باید ازش پول بخوام یا یه تصمیم صدرصد خودم بگیرم متاسفانه هیچکدوم از این آزادی ها رو ندارم
مجرد بودم دقیقا همه رو داشتم ولی الان نه
ودلم برای همه شون تنگ شده حیف قدر ندونستم 😔😔
فرزانه ی زیبا یه روزی دوباره میرسه که اون فرزانه ی بی خیال و آزاد بلند میشه و رها تر از همیشه ست😌
من تا قبل از ادیب حتی دوران بارداری، یکپا مارکوپولو بودم واسه خودم.. از بچگی مستقل با حق انتخاب توی هر مسأله ای بزرگ شدم.. مامانم.. مامانم که جونم واسش در میره پرواز کردن رو یادم داد.. رها و آزاد بودم و نه اینکه الان نباشم اما اوضاع اقتصادی، نقش مادری،نقش همسری گاهی مانع میشه مثل قبل رها باشی
فکر میکنم همه مون این وجه اشتراک رو داریم
و البته من اسمش رو رشد میذارم و این رشد رو دوست دارم🩵
الان فقط دلم واسه دیدنِ مامانم پر میزنه که کیلومترها ازش دورم و بشدت دلتنگ💔
تمام اینایی ک گفتی من از بچگی تا الان ک 31سالمه رو حسرتش ب دلم دارم . حتی ببشتر بیشتر از اینا
همه این آزادی ها رو ک گفتی من بعد ازدواجم دراختیارم گذاشته شد الان ازادی همه اینا رو دارم ولی دیگه شور و شوقشو ندارم حوصله خودمم ندارم برعکس خانواده ام محدودم میکردن کنترلگر بودن برعکس شوهرم
فرزانه زیبا رو 😍🥰
من دلم همه این آزادی ها رو می خواد، من حتی بچگی ام هم آزادی که دلم می خواست نداشتم، بعضی وقتها با خودم فکر میکنم، چقدرررر صبور بودم وهستم ولی هیچوقت برای خودم زندگی نکردم 😢
واقعا ۴۳سالته بگو ک شوخی هس؟
ماشاالله هزار ماشالله
من خداروشکر آزادی لباس و بیرون رفتن رو دارم
ولی اینکه چن ساعت فقط در طول روز برای خودم باشم رو ن فعلا
مجرد که بودم بیشتر ردزا بیرون بودم اما الان با بچه سخته .....خونه موندن و اصلا دوست ندارم ...عزیزم موهاتون کراتین؟؟یه سوال داشتم میشه بعد کراتین مثلا یه ماه بعدش جلوی مو و برای عروسی دعوتم کرلی کنم فقط جلو موم اسیب میبینه ؟؟یا کراتین خراب میشه ؟؟؟
الان تنها ارزویی ک دارم اینه ک با سلامتی کامل این وروجک بزرگ شه
اونموقع دوباره برمیگردم به ازادی سابق
میریم بیرون ، دوردور ، مرکز خرید ، بستنی ، ویتامینه ، میرم دانشگاه ، میرم دیدن دوستام و... البته با دوتا فسقل باهم میریم
چ صورت صافی داری روتین پوستی داری
زمان مجردی آزادیم صف بود خوانوادم سخت گیر بودن. ولی الان کسی باهام کار نداره .منم کسیو ندارم باهاش جایی برم تنهام دوست دارم برم ولی متاسفانه به قول شما مسئولیت ها این اجازه رو نمیدن. آخرشم میترسم پیر بشم حسرت همه چی به دلم بمونه🥲
همه این آزادیا ک گفتی رو میخام
من اینکه چند ساعت برا خودم باشم فقط
من دلم برای خیلی آزادی ها تنگ شده،مخصوصا که تا ۳۸سالکی مجرد و مستقل بودم😊
من از 17سالگی ازدواج کردم ولی خداروشکر همسر روشنفکر ی دارم الانم مثلا بلیط آنتالیا بکیرم بخوام برم بهم گیر نمیده حتی خیلی زیاد شده دوسه ساعت از خونه زدم بیرون برای خودم تنها اصلا بازخواست نشدم حتی برای خرج خودم و....
ولی مسیولیت مادر یودن بد گرفتارم کرده خودم دلم نمیاد بچه ها جا بزارم برم مسافرت یا تفریح اگرم برم به دلم نمیشینه.
.
منم خیلی دلم براپدرم که ۴ساله ازدستش دادم تنگ شده آزادی هم که اصلا ندارم دوستم که اصلا نداشتم و ندارم مجردکه بودم مامانم همیشه میگفت دوست فقط تو مدرسه ازدواجم که کردم شوهرم دوست نداره حتی وقتی شمارمو به یکی ازمامانای همکلاسی پسرم بدم کلی غرمیزنه من که ازهمه خسته ترم
من فقط آزادی پول خرج کردن دارم بقیه اش تو قفسم😄😄😄😄
من اون آزادی تنها بودن رو ندارم.
داشتن چندساعت وقت شخصی...
یه روز کامل بی درخواست اضافه.
و خب اینها رو قبل ازدواج و بچه داری تجربه کردم....
دیشب انقدر دلم سنگین شده بود که باز به دفتر قشنگم پناه بردم و دقایقی رو باها خدای مهربونم خلوت کردم، دلم اروم میشه با نوشتن،، متن دیشبم این بود:
سلام ای پناه همیشگی، ای دانای کُل، ای شنونده، ای پوشاننده
امشب دلم هوای تو را کرده بود، انگار یک چیز در دلم سنگینی میکند، احساس میکنم میان غریبه هایی آشناهستم، دلم می خواهد به جایی بروم که تنها توباشی و آسمان و سکوت و یک دنیا حرف که من برای گفتن دارم.
خالقم! دلم به بودنت گرم است، به اینکه همیشه در کنارم هستی حتی زمان هایی که من بی معرفتی میکنم، با وجوداینکه میدانی حق بندگی را درست به جا نمی آورم بازهم کنارم میمانی.
ای معبودم! دستهایم خسته و خالی هستن و دلم پراز دردهایی که درمانش در دستان توست، من امیدم فقط به تو هست ای نازنین پروردگارم
دلم میخاد هروقت دوس داشتم از خونه بزنم بیرون
با خواهرام دوستام گردش و تفریح و دورهمی ولی متاسفانه🥲🥲🥲
برا پول خرج کردن همسرم گیرنیس ینی زیاد نمیپرسه ولی ولخرج هم نیس
پایان شیردهی و پوشک گیری گرشا کوچولو بخصوص شیردهی🥴
آزادی اینکه صبح زود بیدار شم یه صبحانه مختصر بخورم و برم بیرون فقط پیاده روی کنم و جایی یا کسی باشه که دخترمو نگه داره
افسوس که دخترم مهد نموند اصلا،پیش هم که ثبت نام کردم از قضا شیفت عصر از آب دراومد
ولی من احساس میکنم ان شالله وقتی بچه هامون بزرگ شدن و مستقل ازادی مثل دوران مجرد رو به دست میاریم الان داریم ثمره زندگیمون رو پرورش میدیم این دورانم یه زمانی خاطره میشه نباید حسرت بخوریم وغصه
دوست قشنگم
من آزادی تنها ماندن یک روز کامل برای خودم بودن و خلوت کردن با خدا رو میخوام، یه جایی که فکرم درگیر این دنیا نباشه رها باشم از هرچه آزارم میده
خالم و ازدست دادم وغمگین ترینم
غمگین ترازهمیشه
اگه خوشبخت بوداینقدرناراحت نبودم
ولی واقعا زندگی نکرد
تنها بود
مجردبود
وسواس بود
واین وسواسیش باعث تموم شدن جوونیش شد...
دلم تنگ میشه برای زمانی که بچه نداشتممم همش فیلم نگا میکردممم هیچ دغدغه ای نداشتممم اما بعدش تا زایمان کردم بچه که اومد همه مشکلاتم با شوهر بد شروع شد از اون موقع نتونستم ی فیلم نگاه کنم دیگه فکرم خیالم راحت نیست
ازادی یهوی بیرون زدن از خونه
تا 25 سالگی هروقت دلم میخواس میزدم بیرون و یه حالی به خودم میدادم. از وقتی بچه اومد دیگه پا بند خونه شدم.
ایجانم فرزانه جان .
درسته ،اما الان عوضش آگاه ترین مادری😘😘😘
من راستش آزادی پول خرج کردن میخام .
یه مسافرت دخترونه میخام .
بیخیال و رها فارغ ازهر مسئولیتی😩😫
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.