۱۱ پاسخ

میدونین ما هممون تو عمرمون یه شب اینجوری داشتیم و کلی هم لذت بردیم از اون لحظه ها
یه شبه زیاد نیست که با خوشحالی اونا ماهم خوشحال باشیم
سخت نگیر همچین مواردی پیش اومد برین دستتون رو بزارین رو گوش بچتون و لالایی بخونین
ان شاالله همیشه صدای شادی مردممون بیاد

اره منم چقد بدم میاد

حالا من پشت خونه م مدرسه ی پسرونه ی ابتداییه..مشکلی با جیغ و داد و شلوغی بچه ها ندارم...ولی یه مدیر دارن ینی خدا لعنتش کنه..از سر صبح میکروفون دستشه داره جیغ میزنه..زنگ تفریح ها موزیک با بلندگو میزارن..همیشه هم برای یه جشنی دارن سرود میخونن تمرین میکنن بعد مدیر سرودشون هم صداش بلند داره فحش میده...بعد حالبش اینجاست همه ی مدارس تعطیل بود اینا در هفته دو سه روز باز بودن..تابستونا هم همینطور..حالا که مهر مدرسه کامل باز میشه خدا بدادمون برسه

به نظرم این وضعیت دیگه تو شرایط زندگی امروز ک همه برج و آپارتمانه غلطه چون یادمه تا پارسال هفته ای ماهی یباریکی تو کوچه ما جشن میگرفت ،مخصوصا ساختمان روبرو انگار به عروس داماد اجاره میده ،دیگه قدیم نیست ک خونه ها ویلایی سالی یبار جشن بقیه تحمل کنن بعدم ساعت3،4صبح نامردیه

اخه یه چیزی هست به اسم چراغونی
وقتی تو کوچه جلو خونه کسی چراغونی میشه میدونیم شب برنامه دارن من خودم دخترمو میبرم اونور میخوابونم صدا اذیت نکنه ولی وقتی ساعت ۱۲.۱ یهو با صدای بلند سوپرایز میشی طبیعی قاطی کنی دیگه

بزار شاد باشن عزيزم خداكنه هميشه صداشادي كردن مردم كشورمون بياد🫂

واقعا از ۱۲ به بعد خیلی بده، من سال کنکورم همین داستان بود تا صبح نخوابیدم

شما خوبه عروسیه...من دیروز شوهرم صبح کار بود ساعت ۴ رفت... بعدنیم ساعت صدا جنگ و دعوا افتاده بود و یکیم پاش گذاشته بود رو گاز ماشین یه ۵۰ متر میرفت و برمیگشت...یکی داد میزد شمشیر بیار چاقو بیار😥😥😥..از طریق دروبین خونمون نگاه میکردم. تا خود صبح بیدار موندم با اینک کولر روشن موتور کولرم تو حیاط نصبه...ببین چقد سرو صدا و حشتناک بود ک از خواب پریدم... دعا میکردم بچه هام بیدار نشن ...

چند روز پیش تو شرایطی که هر سه تامون این ویروس مضخرف و گرفتیم به زووور دخترم و خوابوندم ساعت ۱۲ و نیم شب یه۲۰۶ اومد دقیقازیر پنجره ما صندوق و داد بالا و آهنگ زیاااااد ینی داشتم دیوونه میشدم فقط دستامو گذاشتمرو گوشای دخترم و بلند بلند لالایی گفتم از اون ورم شوهرم پاش شکسته بود میگفتم اگه میتونستم راه برم میرفتم پایین جرش میدادم

عزیزم هرشب ک نیست اونام اونطوری دلشون خوش ایشالا همیشه از همه جا صدای شادی بیاد
منم خونه قبلیم دقیقا سر یه ۴راه بود از این اتفاقا زیاد میفتادبچم ک خواب بود تا صدایی میومد زود دستامو به گوشش نزدیک میکردم سرمم میبردم نزدیک و اروم لالا لالا میکردم

بذار شاد باشن یه شبه خواهر

سوال های مرتبط